English Version
This Site Is Available In English

عدالت؛ برابری نیست.

عدالت؛ برابری نیست.

جلسه یازدهم از دوره نود و یکم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰ ویژه مسافران و همسفران نمایندگی شادآباد با استادی راهنمای محترم مسافر امین، نگهبانی مسافر عیسی و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟» روز شنبه ۱۷ مرداد ماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کار نمود.
خلاصه سخنان استاد:


سلام دوستان امین هستم، یک مسافر.
پیش از آغاز دستور جلسه، امیدوارم تعطیلات کنگره به همگی خوش گذشته باشد و اوقات خوبی را سپری کرده باشید. تعطیلات کنگره، به نظر من، یکی از تدابیر بسیار مفیدی است که آقای مهندس اندیشیده‌اند؛ زیرا نیروهایی که در کنگره خدمت و فعالیت می‌کنند، از نظر حجم و گستردگی فعالیت، شاید کمتر از یک وزارتخانه نباشند. طبیعی است افرادی که در طول یک سال به‌صورت مستمر در حال خدمت هستند، نیاز دارند مدتی را به استراحت، بازیابی انرژی و گذراندن زمان بیشتر در کنار خانواده اختصاص دهند. از سوی دیگر، این فرصت باعث می‌شود همه اعضای کنگره، از سفر اولی‌ها گرفته تا خدمتگزاران، بیش از پیش قدر این بستر و امکاناتی را که در اختیار ما قرار گرفته است بدانند.
عدالت؛ آیا همه در کنگره با یکدیگر برابرند؟
در مورد دستور جلسه «عدالت؛ آیا همه در کنگره با هم برابرند؟» پاسخ کنگره روشن است: خیر.
البته این پاسخ به معنای آن نیست که افراد در بدو ورود از امکانات متفاوتی برخوردارند. هنگامی که افراد وارد کنگره می‌شوند، همگی در یک بستر نسبتاً یکسان قرار می‌گیرند و از امکانات مشترکی برخوردار می‌شوند. همان‌گونه که آقای مهندس بارها مثال زده‌اند، کنگره شبیه یک حمام عمومی است؛ یعنی افراد با هر سطحی از تحصیلات، توانایی، وضعیت مالی، سن، نوع ماده مصرفی و میزان تخریب، وارد کنگره می‌شوند و در ابتدا از یک بستر و امکانات مشترک بهره‌مند می‌گردند.
اما پس از مدتی، بر اساس خواست و میزان تلاش افراد، جایگاه‌های آنان متفاوت می‌شود. فردی ممکن است تنها یک ماه سفر کند و سپس سفر خود را رها کند. فرد دیگری ممکن است وارد مرحله مشاوره شود، اما حتی نشان انتخاب نکند. شخصی دیگر ممکن است شش ماه به سفر خود ادامه دهد و فردی نیز به رهایی برسد و پس از آن در کنگره بماند و به‌عنوان خدمتگزار فعالیت کند؛ ممکن است مرزبان، راهنما، ایجنت یا دیده‌بان شود.
بنابراین، این افراد طبیعتاً در یک جایگاه قرار ندارند و از یک میزان انرژی، امکانات، مسئولیت، موفقیت و تجربه برخوردار نیستند. دلیل این تفاوت نیز در میزان خواست، تلاش و عملکرد آنان در طول مسیر نهفته است. کنگره در ابتدا بستر و امکانات نسبتاً یکسانی را در اختیار افراد قرار می‌دهد، اما ادامه مسیر و جایگاهی که هر فرد به آن دست پیدا می‌کند، به عملکرد و تلاش خود او وابسته است.

از سوی دیگر، اگر موضوع را در سطح وسیع‌تری نگاه کنیم، حتی نمی‌توان گفت انسان‌ها پیش از ورود به یک بستر مشترک، در نقطه‌ای کاملاً برابر قرار دارند. بر اساس نگرشی که در کنگره نسبت به زندگی و حیات مطرح می‌شود، انسان‌ها پیشینه‌ها و شرایط متفاوتی دارند. افراد با استعدادها، توانایی‌ها و ظرفیت‌های مختلف متولد می‌شوند و در خانواده‌ها، شهرها و شرایط اجتماعی متفاوتی رشد می‌کنند. بنابراین، از همان آغاز زندگی نیز همه انسان‌ها از امکانات کاملاً یکسانی برخوردار نیستند.
یکی از انحرافات مهم در برداشت انسان از مفهوم عدالت، یکی دانستن عدالت با برابری بوده است. این تصور که عدالت الزاماً به معنای برابر بودن همه انسان‌ها در همه شرایط است، در طول سال‌ها و دهه‌ها بشر را با مشکلات فراوانی مواجه کرده و منشأ درد، رنج و تخریب بسیاری شده است.
انسان باید به این درک برسد که افراد، چه در نقطه آغاز زندگی و چه در ادامه مسیر، لزوماً برابر نیستند. آنها از استعدادها، توانایی‌ها، شرایط و امکانات متفاوتی برخوردارند و در ادامه نیز بر اساس خواست، انتخاب و تلاش خود، به جایگاه‌های متفاوتی دست پیدا می‌کنند.
عدالت در ساختار کنگره:
یکی از دلایل قرار گرفتن این موضوع به‌عنوان دستور جلسه در کنگره، همین مسئله است. کنگره یک مجموعه انسانی است که افراد بسیاری در آن در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. طبیعی است که پس از مدتی، تفاوت جایگاه‌ها می‌تواند به یکی از ابزارهای نیروی منفی تبدیل شود.
ممکن است فرد با خود بگوید: چرا راهنما به آن شخص توجه بیشتری کرد و به من توجه نکرد؟ چرا این جایگاه به او داده شد و به من داده نشد؟ چرا او چنین امکانی در کنگره دارد و من ندارم؟ چرا فلانی مرزبان شد؟ چرا برای فلانی رأی آورد؟ چرا او راهنما شد یا ایجنت شد؟ چرا من هنوز به رهایی نرسیده‌ام؟
تمام این پرسش‌ها می‌توانند این احساس را در انسان ایجاد کنند که گویی عدالت برقرار نشده است.
اما هدف این دستور جلسه آن است که به ما یادآوری کند عدالت به معنای برابری نیست.
افراد با استعدادهای متفاوت، توانایی‌های متفاوت، نوع مصرف متفاوت و میزان تخریب متفاوت وارد کنگره می‌شوند. در ابتدا از یک بستر و امکانات مشترک برخوردار می‌شوند و پس از آن، بر اساس خواست و تلاش خود، به جایگاه‌های متفاوتی دست پیدا می‌کنند.
در عین حال، یک اصل بسیار مهم وجود دارد: هر فردی که با تمام توان، خواست و تلاش خود در کنگره حرکت کند، نه‌تنها می‌تواند به درمان و رهایی از اعتیاد اد دست پیدا کند، بلکه می‌تواند به خواسته‌ها و آرزوهای معقول خود نیز برسد.
این اصلی است که من خودم آن را تجربه کرده‌ام و افرادی که مدتی در کنگره مانده‌اند، قوانین آن را رعایت کرده‌اند و از بستری که در اختیارشان قرار گرفته به‌درستی استفاده کرده‌اند، نیز می‌توانند این موضوع را تجربه کنند. کنگره بستری است که می‌تواند انسان را به سمت آرزوها و خواسته‌های معقولش هدایت کند.
این مسئله نیز عجیب یا شبیه شعبده نیست. اگر انسان در چارچوب قوانین الهی حرکت کند، بتواند از حس‌های منفی خود عبور کند و خواست و تلاش واقعی داشته باشد، وعده خداوند دروغ نیست و چنین فردی سرانجام به موفقیت خواهد رسید.


تولد یک سال رهایی مجتبی:
بخش دوم دستور جلسه امروز مربوط به تولد مجتبی عزیز است.
فکر می‌کنم مجتبی دومین یا سومین رهجویی بود که وارد لژیون شد. خودش می‌گوید دومین نفر بوده است. او در شعبه شادآباد وارد کنگره شد و از همان ابتدا سفر بسیار خوبی داشت.
مجتبی از همان روزهای نخست، بدون حاشیه و با فرمان‌پذیری مناسب سفر کرد. در مواردی که لازم بود در سفر اول رعایت کند، از جمله مصرف دارو در ساعت مقرر، نوشتن سی‌دی، حضور به‌موقع در لژیون و مشارکت، عملکرد خوبی داشت. مشارکت‌های او نیز همیشه به نوعی نمک لژیون بود و حضورش برای جمع ارزشمند بود.
دقیقاً به همین دلیل است که دستور جلسه عدالت در مورد مجتبی مصداق پیدا می‌کند. بسیاری از افراد ممکن است تقریباً هم‌زمان با مجتبی وارد کنگره شده باشند، اما قوانین را رعایت نکرده باشند یا خواست و تلاش لازم را نداشته باشند و امروز دیگر در جمع ما حضور نداشته باشند.
مجتبی اما امروز تولد اولین سال رهایی خود را جشن می‌گیرد.
از اینجا به بعد نیز مسیر برای او ادامه دارد. مجتبی می‌تواند در سال آینده با ادامه دادن همین مسیر و با تغییر و افزایش میزان خواست و تلاش خود، جایگاه متفاوتی پیدا کند و در موقعیتی قرار بگیرد که از نظر حس، آرامش، شادی و آسایش، شرایط بهتری را تجربه کند.

امروز پیامی را نیز برای او در نظر گرفتم. شاید تفأل زدن به کتاب «۶۰ درجه زیر صفر» کار چندان معمولی نباشد، اما من به دنبال پیامی بودم و به‌صورت اتفاقی کتاب را باز کردم تا ببینم چه جمله‌ای پیش روی من قرار می‌گیرد. پیامی از لیدی جونز آمد که به نظرم بسیار با شرایط مجتبی تناسب داشت.
امیدوارم مجتبی سفر خود را به‌خوبی ادامه دهد و در مسیر پیش رو نیز موفق باشد.
به همسفر محترم او و همچنین راهنمای همسفرش تبریک می‌گویم. همسفر مجتبی واقعاً همراه و پای کار بوده است و این دو، یک زوج کنگره‌ای هستند.
برای هر دوی آنها آرزو می‌کنم که در سال جاری در آزمون راهنمایی و همچنین در مسیر خدمت در کنگره موفق باشند و در ادامه زندگی، روزهایی سرشار از شادی، آرامش، آسایش و خدمت را تجربه کنند.
از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

خلاصه سخنان مسافر مجتبی:
سلام دوستان مجتبی هستم یک مسافر. از اینکه در مراسم تولد من شرکت کردید از تک تک شما سپاسگزارم. تجربه مصرف مواد من به سال‌های۸۵ تا ۸۶ برمی‌گردد که برای اولین بار کشیدن مواد را شروع کرده و این عاملی شد که دوستانی را پیدا کنم و در این جمع دوستانه  معرکه گیری انجام بدهم . ‌ خیلی از مواقع به اشتباه و  غلط همدیگر را راهنمایی میکردیم  و این ادامه داشت تا  به جایی رسیدم که دیدم در چاه اعتیاد گرفتار شدم  و کاری از دستم بر نمی‌آید .آقا امین در لژیون میفرمایند افراد بعد از یکسال مصرف دنبال ترک خواهند گشت ، و این قضیه برای من اتفاق افتاد و به دنبال درمان بودم، اما راه  و مسیرش را بلد نبودم . همیشه در خلوت خودم ، خودم را سرزنش میکردم و از این وضعیت بسیار ناراحت بودم تا اینکه توسط دوستی با کنگره ۶۰ آشنا شدم و به شعبه قبلی شادآباد مراجعه کردم.  آقای فرهاد رستگار و  آقا علی اصغر بسیار کمکم کردند و در ادامه سعادت حضور در لژیون آقا امین ،نصیبم شد و سفر بسیار خوبی داشتم. بعد از رهایی به این نتیجه رسیدم  که بسیار ناسپاسی است که ایجنت، مرزبان  و دیگر عزیزان برایم زحمت کشیدند و من از کنگره بروم به همین دلیل با راهنمایی های آقا امین در قسمت اوتی خدمتم را آغاز کردم. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر می‌کنم که  این بستر را فراهم کردند تا افرادی مانند من به درمان برسند. از آقای امین حمله داری بسیار تشکر میکنم،  همیشه مثل یک برادر پشتیبانم بودند  و با انتقال آموزش ها باعث شدند من به رهایی برسم. از ایجنت و مرزبانان دوره قبل بسیار تشکر می‌کنم، همینطور از دوستانی که از شعبه پرستار تشریف آوردند بسیار ممنونم. از راهنمای همسفرم که بسیار کمک کردند تشکر و قدردانی مینمایم . از همسفر عزیزم تشکر می‌کنم که بال پروازم  بود و در ادامه سفر بسیار به من کمک کردند. از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید از همه شما ممنونم.

خلاصه سخنان راهنمای همسفر:
سلام دوستان فاطمه هستم یک همسفر. خیلی خوشحال هستم که در این جشن حضور دارمُ برای همه سفر اولی‌ها این جشن را آرزو می‌کنم. به مسافر مجتبی و راهنمای محترمشان تبریک می‌گویم همچنین ویژه به همسفر خانم لیلا که خیلی صبورانه این مسیر را طی کردند تبریک عرض می‌کنم.
همانطور که راهنمای مسافر فرمودند بی‌حاشیه بودن خصلت خانوادگی این عزیزان است و این موضوع باعث میشود مسیر خیلی بهتری را برای خودشان رقم بزنند .
و اما در مورد دستور جلسه که عدالت و آیا در کنگره همه افراد با هم برابرند هست و این دستور جلسه با سوال شروع می‌شود و می‌شود یک سوال دیگر در کنار سوال دستور جلسه قرار داد و آن این است که آیا در کنگره همه به یک اندازه تلاش می‌کنند؟ قطعاً جواب این سوال خیر هست، این دستور جلسه مناسب افرادی است که دائماً خودشان را با دیگران قیاس می‌کنند، قیاس کردن می‌تواند عامل بدبختی ما باشد.
من یک پیام برای کسانی که تازه وارد سفر شده‌اند یا کسانی که مسافرشان در کنگره حضور پیدا نمی‌کند دارم و آن اینکه این رهایی‌ها و تولدها که می‌بینیم پشتشان رنج‌ها و مرارت‌ها سخت‌گیری‌ها سختی‌ها و فراز و نشیب‌های بسیاری وجود دارد نه شانس بوده است و نه اقبال. خواست تقدیر و فرمان الهی بوده است.
وقتی در مسیر سفر همسفری کنار مسافرش خیلی صبورانه با خواست و تلاش قلبی حرکت کرده این خواسته باعث شده تا تقدیر خودش را عوض کند و خداوند فرمان چنین روزی را برای آنها صادر کرده است امیدوارم که دست از قیاس کردن برداریم شروع کنیم، حرکت کنیم و با تلاش جایگاه‌ها را تجربه کنیم .
مجدداً به این عزیزان تبریک می‌گویم امیدوارم جز خدمتگزاران کنگره ۶۰ باشند.


خلاصه سخنان همسفر لیلا:
سلام دوستان لیلا هستم همسفر. خداوند را شکر می‌کنم که در این جایگاه حضور دارم. از آقای مهندس هزاران بار تشکر می‌کنم که چنین بستری را فراهم کردند تا مسافر من به رهایی برسند. از ایجنت محترم شعبه، مرزبانان محترم تشکر می‌کنم که این جشن را فراهم نمودند. از راهنمای تازه واردینم تشکر می‌کنم. از خواهر لژیون‌های عزیزم تشکر می‌کنم از همگی آنها آموزش گرفتم. از راهنمای مسافرم آقا امین تشکر می‌کنم ایشان به مسافر من کمک کردند تا رها شوند. از خانم فاطمه راهنمای
خوب خودم تشکر می‌کنم واقعاً با مهربانی به تمام مشکلات بنده گوش کرده و به بهترین شکل من را راهنمایی کردند، انشاالله همیشه سلامت باشند از مسافرم تشکر می‌کنم که به خوبی سفر کردند و به رهایی رسیدند.
ما در زندگیمان به واسطه مصرف مسافرم سختی‌ها و مشکلات زیادی را تحمل کردیم و جنگ و دعوای زیادی داشتیم، مسافرم یکی دو بار برای ترک تلاش کردند ولی موفق نبودند تا اینکه یک روز خودشان به من گفتند که می‌خواهند به کنگره بروند و من به او گفتم امیدوارم موفق باشی، ولی در دلم به او می‌خندیدم و می‌گفتم که می‌رود و خسته شده و دوباره برمی‌گردد ولی بعد از چند جلسه دیدم که حالش خوب است و دائماً از کنگره تعریف می‌کند و من نیز با او همراه شده و وارد کنگره شدم. روزهای اول که وارد کنگره شدم اصلاً حال خوبی نداشتم همیشه آخر می‌نشستم و در روز تولدها می‌گفتم که آیا می‌شود این جایگاه نصیب ما هم بشود؟ خوشبختانه سفر خوبی داشتیم و امروز این جایگاه را تجربه می‌کنیم برای همه شما این جایگاه را آرزو می‌کنم.
برای کسانی که تازه وارد کنگره شدن پیامی دارم و آن این است که عجله نکنید  اگر درست حرکت کنید همگی به رهایی رسیده و این جایگاه را تجربه می‌کنید.
از همه شما که در جشن ما حضور پیدا کردید تشکر می‌کنم.

خلاصه سخنان همسفر آیلین:

سلام دوستان آیلین هستم همسفر. خدا را شکر می‌کنم از آقا امین راهنمای پدرم که به پدرم کمک کردند تشکر می‌کنم و از خانم فاطمه که به مادرم کمک کردند تشکر می‌کنم.

نشان رهایی: 

تایپ و ارسال: خدمتگزاران سایت شادآباد

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .