ایمان یعنی خیالِ راحت داشتن؛ اما نه یک خیال راحت گذرا، بلکه آرامشی عمیق که در ژرفای دل ریشه دارد. ایمان شبیه نشستن روی یک صندلی است؛ زمانیکه روی صندلی مینشینی لازم نیست مدام آن را نگاه کنی تا مطمئن شوی
کج نمیشود یا نمیشکند، ایمان داری که آن صندلی تو را نگه میدارد؛ یعنی به چیزی اعتماد کردهای؛ حتی بدون اینکه تکتک پیچها و پایههایش را بررسی کنی.
ایمان بهخود نیز همین معنا را دارد؛ یعنی وقتی همه میگویند: نمیتوانی، در اعماق دلت صدایی آرام اما محکم بگوید: من راهش را پیدا میکنم درنتیجه به تواناییهای خودت اعتماد داری، حتی اگر هنوز همه پاسخها را ندانی.
ایمان به مسیر یعنی وقتی زندگی سخت میشود و همه درها بسته بهنظر میرسند، باز هم امیدوار باشی و با خودت بگویی: حتماً راهی هست و باور داشته باشی که سختیها همیشگی نیستند.
ایمان این معنی را تداعی میکند وقتی همهچیز در اطرافت تاریک و نامطمئن است در درونت نوری کوچک داشته باشی؛ نوری که اجازه نمیدهد در طوفانهای زندگی، خودت یا حقیقت را گم کنی. شاید این نور همه مسیر را روشن
نکند اما همیشه آنقدر روشنایی دارد که قدم بعدی را ببینی. ما در زندگی پیوسته با شکوتردید روبهرو میشویم؛ آیا این کار درست است؟ آیا به اندازهی کافی خوب هستم؟ آیا فردا هم مثل امروز خواهد بود؟
حکایتی در مثنوی معنوی داریم که میگوید: گاوی در مزرعهای بزرگ زندگی میکرد. هر روز علف میخورد، اما هر شب پیش از خواب با خود میگفت: اگر فردا باد همه علفها را ببرد یا خراب شوند، چه میشود؟
آنقدر نگران فردا بود که آرامش امروز را از دست میداد؛ گویی هر شب از اضطراب، توانش کمتر میشد. تمام روز در حال خوردن بود و فربه میشد اما شب تا صبح غصه میخورد، فکر میکرد و لاغر میشد.
شک، اگر مهار نشود، آرامآرام نیروی انسان را میگیرد. ایمان به این معنا نیست که هیچ تردیدی نداشته باشی؛ بلکه یعنی با وجود تردیدها، همچنان بتوانی قدم بعدی را برداری و باور داشته باشی که برای هر تاریکی، نوری و برای هر بنبست، راهی وجود دارد.
انسان دارای دو نوع ایمان است: ایمان کور و ایمان آگاهانه.
۱ـ ایمان کور:
ایمان کور یعنی بدون فکر کردن، بدون پرسش و بدون استفاده از عقل، فقط به این دلیل که دیگران گفتهاند، چیزی را باور کنی. این نوع ایمان بیشتر شبیه تقلید است تا ایمان.
۲ـ ایمان آگاهانه:
ایمان آگاهانه یعنی از مسیر فکر، تجربه و حتی شک عبور کرده باشی و درنهایت به نتیجهای رسیده باشی که برای تو حقیقت مشخص میشود.
ایمان بهخود از فکرکردن بهدست نمیآید؛ از عملکردن حاصل میشود.
کسیکه ایمان دارد، سعی میکند تمام خوبیها و زیباییهایی را که در وجودش هست، با دیگر انسانها قسمت کند. او از عصاره جانش به دیگران میبخشد و همین بخشیدن، باعث نمیشود تهی شود؛ بلکه هرچه بیشتر از جانش
ببخشد، وجودش سرشارتر میشود زیرا ایمان دارد، عاشق است و ظرف وجودش همیشه پُر است. در هستی نمیشود فقط دریافت کرد و هیچ بازپرداختی نداشت. نظام خلقت براساس بخشیدن و دریافتکردن استوار است. باید
دوست بداری تا دوستت بدارند؛ ببخشی تا به تو ببخشند تا نکاری، هرگز نمیتوانی درو کنی. ایمان از آنِ کسی است که میکارد؛ حتی اگر هنوز زمان برداشت محصول نرسیده باشد.
منبع: فایل صوتی ایمان
نویسنده: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر صدیقه لژیون (سوم)
ویرایش: رابط خبری لژیون سوم راهنما همسفر صدیقه
ارسال: همسفر لیلا رهجوی راهنما همسفر فهیمه (لژیون دوم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
76