من از سیدی «عدالت در کنگره ۶۰» آقای مهندس یاد گرفتم که واژه «عدالت» با «تعادل» همریشه است. تعادل، یعنی هر چیزی در جای خودش قرار داشته باشد. مثلاً یک میز یا صندلی زمانی تعادل دارد که پایههایش درست و سالم باشند؛ اگر یکی از پایهها نباشد، تعادل آن به هم میخورد. به نظر من، انسان هم برای اینکه بتواند تعادل داشته باشد؛ باید جایگاه خودش را بشناسد و برای این کار به معرفت، شناخت و آگاهی نیاز دارد. من متوجه شدم، اگر کاری را با شناخت و آگاهی انجام بدهم، احتمال اینکه نتیجه خوبی داشته باشد بیشتر است؛ اما اگر بدون شناخت دست به کاری بزنم، ممکن است کاری که در ظاهر خوب به نظر میرسد، در باطن مشکلساز شود. پس قبل از انجام هر کاری باید هم خوبیها و هم بدیهای آن را بشناسم و ببینم نتیجه کارم چه خواهد شد. یکی دیگر از چیزهایی که از این سیدی یاد گرفتم، نحوه کمک کردن به دیگران است.
همیشه فکر میکنیم اگر به کسی کمک کنیم، کار خوبی انجام دادهایم؛ در صورتی که اینطور نیست و باید ببینیم کمک ما قرار است در چه مسیری استفاده شود. ممکن است شخصی از من پول بخواهد؛ ولی اگر بدانم قرار است آن را برای انجام یک کار ضدارزشی استفاده کند، کمک کردن من دیگر کار درستی نیست؛ بنابراین، نباید فقط از روی دلسوزی و ترحم به دیگران کمک کنم. گاهی اوقات لازم است از انجام کمکی که ممکن است به ضرر خود شخص تمام شود، خودداری کنم. اگر این موضوع را رعایت نکنم، ممکن است حتی باعث خراب شدن دوستیها و روابط خانوادگی شوم. در کنگره هم برای جلوگیری از چنین مشکلاتی، اعضا اجازه ندارند با یکدیگر رابطه مالی یا معامله داشته باشند. من فهمیدم که نیت خوب بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید همراه با شناخت و آگاهی باشد. اگر کاری را با دانایی انجام بدهم، میتوانم امیدوار باشم که عمل من سالم باشد و در مسیر عدالت قرار بگیرد. آیا همه افراد در کنگره با هم برابر هستند؟ جواب این است که در بعضی موارد بله. همه اعضا با هر شغل، دین و مذهبی که دارند، با نام کوچک معرفی میشوند و از القاب استفاده نمیشود. همه روی نقاط مشترک خود کار میکنند و هدف مشترکشان درمان اعتیاد و رسیدن به حال خوب است. همین نقاط مشترک باعث ایجاد دوستی و محبت بین اعضا میشود.
از طرف دیگر، همه افراد از نظر جایگاه و شرایط با هم برابر نیستند. مثلاً یک سفر اولی با یک سفر دومی در یک جایگاه قرار ندارد. سفر دومی میتواند خدمت بگیرد؛ ولی سفر اولی هنوز باید بیشتر روی درمان خودش تمرکز کند و اگر زود وارد خدمت شود، ممکن است از هدف اصلی خودش دور شود و سفرش آسیب ببیند؛ همچنین کسی که در سفر اول طبق برنامه حرکت میکند، با کسی که فرمانبردار صحبتهای راهنمایش نیست، شرایط یکسانی ندارد. من یاد گرفتم که در کنگره باید به سفر اولی محبت کرد و به سفر دومی خدمت داد تا هرکدام بتوانند در جایگاه خودشان رشد کنند و حالشان بهتر شود. در کنگره جایگاههایی مثل سفر اولی، سفر دومی، راهنما، مرزبان، دبیر، نگهبان و استاد با هم متفاوت هستند؛ اما همه افراد قابل احتراماند. به نظر من، عدالت به این معنی نیست که همه را در یک جایگاه قرار بدهیم؛ بلکه یعنی هرکس در جایگاه مناسب خودش قرار بگیرد و وظیفه خودش را بهدرستی انجام دهد. در نهایت، من از این سیدی یاد گرفتم که اگر جایگاه خودم و دیگران را بشناسم، با آگاهی حرکت کنم و در انجام کارها تعادل را رعایت کنم، میتوانم آرامآرام به عدالت نزدیکتر شوم.
نویسنده: همسفر خدیجه، رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
منبع: سیدی «عدالت در کنگره ۶۰»
رابط خبری: همسفر معصومه (ابراهیم)، رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول)
ویرایش: همسفر سمانه، رهجوی راهنما همسفر مرضیه (لژیون اول) دبیر سایت
ارسال: راهنمای تازه واردین همسفر زهرا (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی پاسارگاد
- تعداد بازدید از این مطلب :
152