English Version
This Site Is Available In English

نکاتی از سی دی "راز بزرگ"

نکاتی از سی دی

نکاتی از سی دی "راز بزرگ":

در علم پزشکی یک سری فاکتورها را می‌توان برای انسان اندازه‌گیری و آزمایش کرد. برای مثال اندازه‌گیری می‌کنند که غلظت خون، فشار خون، قند خون، چربی و بقیه اجزای کلسترول چقدر است. پارامترهای بسیار زیادی در آزمایش‌ها وجود دارد (شاید ۲۰۰ یا ۳۰۰ پارامتر و حتی بیشتر) که مشخص شده‌اند و بر مبنای شناخت آن‌ها، وضعیت سلامتی یک شخص مشخص می‌شود.

نکته‌ای که در سی دی "راز بزرگ" مطرح است، رمزی است میان بیماری‌های روانی، روان‌باختگان اجتماعی، مسأله اعتیاد و مصرف‌کنندگان الکل. این یک نکته بسیار مهم و حائز اهمیت است که اگرچه پیش از این به صورت پراکنده مطرح شده بود، اما کنگره 60 توانست آن را به صورت کاملاً علمی، تجربی و عملیاتی حل کند و به سرانجام برساند. ده‌ها هزار نفر که درگیر اعتیاد بودند، با شناخت همین مسأله به درمان قطعی رسیدند.

بدن انسان مانند یک شهر است. حتی یک سلول بدن ما نیز مانند یک شهر است؛ ما بیش از ۳۶ هزار میلیارد سلول در بدن داریم و چند برابر این مقدار نیز باکتری در بدن ما وجود دارد. هر سلول مانند یک شهر دارای نیروگاه و اجزای بسیار مهم و مؤثری است.

ما معمولاً به بدن انسان چه‌طور نگاه می‌کنیم؟ مقداری چربی، گوشت و استخوان! مثلاً شخص می‌گوید شکمم بزرگ است آن را کوچک کنم، دماغم بزرگ است آن را کوچک کنم، لبم نازک است آن را کلفت کنم، یا بازوهایم لاغر است ورزش کنم تا قوی شود. خیال می‌کنیم با کم و زیاد کردن چربی‌ها و عضلات می‌توانیم همه کارها را انجام دهیم؛ که البته بخش ظاهری آن انجام‌شدنی است.

اما یک راز در این میان نهفته است: علت اینکه بیماری‌های روانی و اعتیاد در جهان امروز درمان نداشتند و ندارند (که البته از دیدگاه کنگره 60 کاملاً درمان دارند ) چیست؟ چرا روان‌باختگان را نمی‌توانستند درمان کنند؟ به اعتقاد جناب مهندس دژاکام، بخش زیادی از روان‌باختگان با این پروسه‌ای که کنگره60مطرح کرده، قابل درمان هستند. کنگره 60 عملاً هم این کار را انجام داده و به نتیجه رسیده‌است؛ افرادی وارد کنگره شدند که علاوه بر اعتیاد، دچار بیماری‌های روانی و اختلالات رفتاری بودند و با درمان اعتیادشان، بیماری‌های روانی آن‌ها نیز بهبود یافت.

آن راز در واقع وجود یک شاخه دیگر در بدن ماست که شاید به تازگی بتوانند آن را مانند بقیه آزمایش‌ها اندازه‌گیری کنند؛ هرچند در حال حاضر آزمایش آن بسیار گران‌قیمت است. آن شاخه، ناقل‌های عصبی (نروترانسمیترها) هستند که در مسأله حیاتی ما نقش بسیار سازنده‌ای دارند.

حال با در نظر گرفتن ناقل‌های عصبی، به این موضوع نگاه کنیم که چرا افراد مواد مخدر مصرف می‌کنند؟ هر نوع ماده مخدری یک ویژگی بسیار خاص دارد:

اگر فرد الکل مصرف کند، مست می‌شود و حالت روحی‌روانی خاصی پیدا می‌کند.

اگر حشیش مصرف کند، حالت روحی‌روانی دیگری به او دست می‌دهد.

اگر هروئین مصرف کند، باز هم یک حالت متفاوت ایجاد می‌شود.

اگر کریستال مت (شیشه) مصرف کند، پرانرژی می‌شود و می‌خواهد مدام حرکت کند؛ مثلاً یک خانم پس از مصرف شیشه ممکن است تمام پله‌های چهار طبقه ساختمان را بشوید تا مثل آینه برق بزند! هرچند بعد از آن جسمش از پا می‌افتد.

تریاک چنین حالتی ایجاد نمی‌کند و اثر دیگری دارد.

فنتانیل و کوکائین هر کدام خاصیت متفاوتی دارند.

همین‌طور در مورد قرص‌های روان‌گردان؛ هر قرصی اثر خاص خودش را دارد. مثلاً برای بی‌خوابی یک قرص می‌دهند تا فرد بخوابد، یا برای افسردگی دارویی می‌دهند که ظاهراً آن را برطرف کند، یا در اسکیزوفرنی که فرد توهم دارد، با دارو آن را مهار می‌کنند.

همه این مواد (از الکل، حشیش، شیشه و قرص‌های روان‌گردان ) چه اثری روی بدن می‌گذارند و چه می‌کنند که حالت‌های روحی و روانی ما تغییر می‌کند؟

"علت اصلی این است که این مواد می‌توانند از سد خونی مغز عبور کنند."

مغز به دلیل اینکه فرماندهی کل بدن را بر عهده دارد و همه چیز از طریق جریان خون منتقل می‌شود، یک سد خونی محکم دارد. مویرگ‌های مغز دیواره‌ای بسیار فشرده دارند که سلول‌های آن کاملاً به هم چسبیده‌اند. به همین دلیل هر ماده‌ای نمی‌تواند از لابه لای سلول‌های مویرگ مغز عبور کند و جذب شود. مثلاً غذاهایی که می‌خوریم به ما انرژی می‌دهند اما در سیستم مغز دخالت مستقیم نمی‌کنند. ولی الکل، مواد مخدر و قرص‌های روان‌گردان چون در چربی حل می‌شوند، از سد خونی مغز عبور کرده، وارد مغز می‌شوند و کارکرد آن را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

از طرف دیگر، ساختار برخی از ناقل‌های عصبی در بدن ما دقیقاً مانند خانواده مواد مخدر است و همان کار را انجام می‌دهند:

دینورفین، انکفالین و اندورفین: از هر کدام سه نوع در سیستم مغز و بدن تولید می‌شود. انکفالین کارش تسکین درد است؛ دقیقاً مثل مورفین، کدئین یا تریاک عمل می‌کند. بنابراین ما در بیرون تریاک و مواد افیونی را داریم و در داخل بدن نیز دینورفین، اندورفین و انکفالین را داریم که سیستم ضددرد بدن را تشکیل می‌دهند.

قدرت این نروترانسمیترها به‌قدری بالاست که برای بی‌حس کردن یک پلنگ در طبیعت، مورفین جوابگو نیست اما دینورفین و اندورفین این کار را انجام می‌دهند. اگر این مواد مخدر طبیعی در بدن نبود، انسان اصلاً نمی‌توانست روی زمین زندگی کند.

مواد دیگری مانند دوپامین، سروتونین و استیل‌کولین نیز وظایف متعددی دارند. برای مثال مکانیسم خواب به این صورت است که سه ماده استیل‌کولین، سروتونین و آدرنالین وارد جریان خون می‌شوند تا فرد به خواب برود. اگر این سیستم کار نکند، شخص دچار بی‌خوابی می‌شود.

کسانی که ناقل‌های عصبی‌شان خوب کار نکند، در عذاب و تنگنا هستند. این سیستم ضددرد طبیعی در حیوانات نیز بسیار قوی است؛ مثلاً گربه‌ای که پایش زیر ماشین له شده یا پلنگی که دندان‌درد شدید دارد، با ترشح همین اندورفین و دینورفین درد را تحمل می‌کند. حیات و بقای حیوانات کاملاً به این مواد وابسته است.

در انسان‌ها نیز این سیستم نقش حیاتی دارد:

در خانم‌ها هنگام سیکل ماهانه، تمام سیستم ضددرد بدن متمرکز بر ناحیه رحم می‌شود تا درد کنده شدن جدار آن را ساکت کند؛ به همین دلیل در آن مقطع، مواد شبه‌افیونی در سایر بخش‌های بدن کمتر شده و فرد دچار کم‌حوصلگی یا بی‌خوابی می‌شود.

هنگام زایمان طبیعی نیز ترشح شدید دینورفین، اندورفین و انکفالین به کاهش درد کمک می‌کند. پس از زایمان که سطح این مواد در بدن کاهش می‌یابد، احساس کمبود ایجاد شده که همان «افسردگی پس از زایمان» است.

اکثر بیماری‌های روحی، روانی و اعتیاد در اثر اختلال و از کار افتادن این سیستم‌ها ایجاد می‌شوند. وقتی فردی از بیرون مواد مخدر مصرف می‌کند، این مواد وارد مغز شده و جایگزین مواد طبیعی می‌شوند. به مرور زمان با ورود مواد از بیرون، سیستم تولید داخلی از کار می‌افتد. وقتی تولید داخلی متوقف شد، فرد مجبور است هر روز مواد مصرف کند و در صورت عدم مصرف، دچار خماری می‌شود.

برای درمان قطعی اعتیاد، باید این سیستم ناقل‌های عصبیِ آسیب‌دیده دوباره بازسازی و راه‌اندازی شوند. چون در روش‌های دیگر به این مسأله توجه نمی‌شود، می‌گویند اعتیاد درمان ندارد.

تأثیر این مواد در حیوانات به قدری شدید است که اگر حیوان یا جانوری معتاد شود و مواد به او نرسد، می‌میرد. نمونه‌های زیادی وجود دارد؛ مانند پرنده یا ماری که در معرض دود تریاک قرار داشته‌اند یا شترهایی که برای قاچاق مواد استفاده می‌شدند و پس از دستگیری به دلیل نرسیدن مواد، تلف شدند.

بنابراین شاخه اصلی و مهم برای ما، مسأله ناقل‌های عصبی و نروترانسمیترها است که نه تنها در اعتیاد و بیماری‌های روانی، بلکه قطعاً در بیماری‌های سختی مانند سرطان و ام‌اس نیز نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارند.

نگارش، تایپ و ارسال: مسافر سینا (لژیون یکم)

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .