پنجمین جلسه از دوره سی و سوم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی اسبیکو، با استادی مسافر رضا، نگهبانی مسافر علی اکبر و دبیری مسافر هومن با دستور جلسه "عدالت، آیا همه افراد در کنگره۶۰ با هم برابرند؟" یکشنبه ۱۸ مرداد ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان، رضا هستم یک مسافر.
ابتدا خدای بزرگ را شکر میکنم که یک بار دیگر به من اجازه داد در این جایگاه باشم. از نگهبان و دبیرشان، مرزبانان محترم، ایجنت، راهنمای خوبم و آقای مجید سپاسگزارم که این امکان را برایم فراهم کردند.
دستور جلسه دربارهٔ عدالت است: «آیا افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟»
اگر بخواهیم بدانیم عدالت چیست، ریشهٔ این واژه از «عدل» میآید و یکی از مترادفهای آن «تعادل» است. تعادل کلمهای است که ما در کنگره بسیار میشنویم و همانطور که در لوگوی کنگره دیده میشود، عدالت نیز در آن جای دارد. رسیدن ما به تعادل، خودش مفهومی از عدالت است که با کسب علم، دانش و آموزش میتوان به آن دست یافت.
چون نخستین آسیبی که یک مصرف کننده میبیند، این است که نیروهای درونیاش از تعادل خارج میشوند؛ پس اولین کاری که باید بکنیم، برقرار کردن تعادل میان نیروهای درونی است.
پیش از ورود به کنگره، فکر میکردم عدالت یعنی برابری؛ یعنی همهٔ افراد با هم برابرند. اما این برداشت اشتباه است؛ عدالت با مساوات تفاوت دارد. اگر قرار بود کسی که گرفتار ضد ارزشها است با کسی که عمل سالم انجام میدهد یکسان باشد، به نظر من نهتنها عدالت نبود، بلکه ظلم بود. چه فرقی بین کسی که خدمت میکند و عمل سالم انجام میدهد، با کسی که به هر ضد ارزشی دچار است — دروغ، دزدی و هر آنچه بخواهد — وجود دارد؟
افرادی که وارد کنگره میشوند، در سیدی وظایف رهجو آمده که همه برابرند و هرکس هر شغلی، لقبی یا جایگاهی در اجتماع دارد، باید آن را بیرون بگذارد. ما در کنگره دور هم جمع شدهایم چون یک نقطهٔ مشترک داریم: اعتیاد. بقیهٔ چیزها باید بیرون بمانند. همانطور که در سیدی گفته میشود، مثل حمامی که میخواهی بروی: آدم برای اینکه کاملاً شسته شود، باید همهٔ لباسهایش را دربیاورد و وارد شود.
اما از جهت دیگر، پس از ورود به کنگره، آیا این افراد برابرند؟ باید بگوییم خیر؛ افراد در کنگره ۶۰ با هم برابر نیستند. جایگاه افراد همین طبقهبندی را مشخص میکند. کسی که آموزش بیشتری گرفته، جایگاه بالاتری دارد و کسی که کمتر آموزش دیده، جایگاه کمتری. همانگونه که در محضر خداوند، انسان سالم و پرهیزگار جایگاه بالاتری از انسانی دارد که گرفتار ضد ارزشها است، در کنگره هم جایگاهها متفاوت است.
یک مسافر سفر اولی که مشق نمینویسد، دارویش را سر موقع مصرف نمیکند و به حرف راهنما توجهی ندارد، قطعاً با مسافری که دارویش را سر موقع میخورد و به سخن راهنما کاملاً گوش میدهد، متفاوت است. کسی که خدمت میکند، با کسی که خدمت نمیکند جایگاهش فرق دارد. مسافری که سالها میآید و باری به هر جهت است و هنوز رها نشده، با کسی که راهنما شده و چند ده نفر را به رهایی رسانده، یقیناً تفاوت دارد.
پس ملاک ما در کنگره، همان خدمت و عمل سالمی است که بر پایهٔ آموزشهایی که دریافت میکنیم انجام میدهیم؛ بازدهی ما نشان دهندهٔ جایگاهمان است. اگر به گروههای دیگر توجه کنید، گروههای مجاور معمولاً خودشان را معرفی میکنند — ما میگوییم مسافر و آنها میگویند معتاد — اما بزرگی ندارند. چنین جایگاههایی در کنگره وجود دارد، اما بودن این مقامها — مرزبان، ایجنت، دیدهبان — سبب شده است که هم احترام میان افراد حفظ شود و هم یک سلسلهمراتب منظم پدید آید.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
تایپ: مسافر هومن لژیون یازدهم
عکس: مسافر علیرضا لژیون ششم
ویرایش و ارسال: مسافر امیر لژیون ششم
- تعداد بازدید از این مطلب :
213