English Version
This Site Is Available In English

انسان چیزی نیست جز حاصل تلاش خودش

انسان چیزی نیست جز حاصل تلاش خودش

یکمین جلسه از دوره نهم سری کارگاه های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ نمایندگی محمدی‌پور قم با استادی مرزبان محترم مسافر علی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر مجید با دستور جلسه: «عدالت؛ آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند ؟» روز یکشنبه 18 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، علی هستم یک مسافر؛ تشکر می‌کنم از دوستانی که نوشتارها را خواندند و از دبیر جلسه بابت خلاصه گزارشی که ارائه دادند. همچنین از گروه مرزبانی، ایجنت محترم، راهنمای خودم علی آقا و یک تشکر بسیار ویژه از آقا مجید( راهنمای محترم لژیون چهارم) دارم که اجازه دادند در این جایگاه حضور داشته باشم و خدمت کنم و آموزش ببینم.

در رابطه با دستور جلسه و این پرسش که «آیا در کنگره همه با هم برابرند؟»؛ پیش از صحبت دربارهٔ کنگره، به چند آیه از قرآن که آقای مهندس به آن‌ها اشاره کرده بودند و گوش می‌دادم فکر می‌کردم. آنجا که خداوند می‌فرماید:

«آیا دانایان با نادانان برابرند؟»

«آیا کسانی که خدمت می‌کنند با کسانی که خیانت می‌کنند در یک مرتبه‌اند؟» پاسخ خیلی روشن است: خیر.

یا کسانی که جهاد می‌کنند، با کسانی که صرفاً تجهیزات و اسلحه می‌رسانند یا به حجاج آب می‌دهند، در یک مرتبه‌اند؟ قطعاً خیر. در خانواده هم نمی‌توان پدر و مادر را با فرزند در یک جایگاه قرار داد؛ چراکه نظم کار برهم می‌خورد. کارگر نمی‌تواند خود را با مدیرعامل، یا شاگرد خود را با استاد یکی بداند.

در کنگره به این موضوع توجه ویژه‌ای شده است. چرا؟ چون اندیشهٔ آقای مهندس پشت این دستور جلسه این بوده که مسافر سفر اولی به درمان برسد. اگر من برای درمان به جایی بروم و بگویم: «خب، همهٔ ما مصرف‌کننده و معتاد بوده‌ایم و فرقی با هم نداریم؛ فقط یکی پولدار است و یکی بی‌پول، یکی مدیر است و یکی کارگر، اما در اصل همگی انسانیم و در یک مرتبه‌ قرار داریم»، درست نیست. آقای مهندس خیلی واضح می‌فرمایند که افراد در یک مرتبه نیستند.

خودِ من وقتی یکی دو ماه بود به کنگره آمده بودم، همین دستور جلسه مطرح بود. آن زمان وقتی استاد جلسه صحبت می‌کرد خیلی به من برمی‌خورد! اما به مرور زمان و با دریافت آموزش‌ها، وقتی محیط کنگره را دیدم، متوجه شدم که خیر، تفاوت‌هایی وجود دارد. من باید برای این جایگاه‌ها ارزش قائل باشم و بدانم راهنما در چه مرتبه‌ای قرار دارد؛ چراکه اگر بخواهم به درمان برسم، باید این پارامترها را در ذهن خود بسیار مهم و قوی بدانم.

کسی که راهنما شده، انگار به جهاد و جنگ رفته، مبارزه کرده و برگشته است؛ او فرماندهٔ وجود خویش است. نمی‌شود من بگویم: «چرا راهنما به من می‌گوید سی‌دی ننوشته‌ای؟ چرا باید ته لژیون بایستی؟ یا چرا وسط حرف من پریدی؟» و با خودم بگویم مگر او از من بالاتر است؟! واقعیت این است که او مسیرهایی را دیده و رفته که من هنوز نرفته‌ام. پس باید این منیت را کنار بگذارم و بدانم که در حدی نیستم که حتی در ذهن خودم با راهنمایم کل‌کل کنم. هدف من رسیدن به درمان و زندگی کردن است.

هرچه این جایگاه‌ها بالاتر می‌رود، آن شخص از پختگی بیشتری برخوردار است؛ راه و رسم را بلد است و می‌تواند آن را به من منتقل کند. پس باید برای این دستور جلسه اهمیت زیادی قائل باشم.

البته قرار نیست منِ سفر اولی همیشه در این جایگاه بمانم. وقتی می‌گویم ارزش راهنمایم از من بیشتر است، به این معناست که اگر تلاش کنم، من هم روزی می‌توانم در جایگاه او قرار بگیرم. او مرا پرورش می‌دهد تا روزی برای خودم استادی شوم. قرار نیست همیشه مردود یا رفوزه بشویم. درست است که تقدیر وجود دارد، اما من توانایی تغییر شرایط را دارم.

همه چیز به تلاش خودم بستگی دارد. خداوند نیز می‌فرماید انسان چیزی نیست جز حاصل تلاش خودش، و هر مصیبتی که به او می‌رسد با دست خودش فراهم کرده است. پس من می‌توانم جایگاهم را تغییر دهم و باور داشته باشم سخنانی که راهنما، مرزبان، ایجنت یا دیده‌بان می‌گویند، برای این است که روزی من هم بتوانم جایگاه خود را ارتقا دهم.

نکتهٔ دیگری که در تعطیلات به ذهنم می‌آمد این بود که انسان همواره به آموزش نیاز دارد. مهم نیست ۱۰ یا ۲۰ سال آموزش دیده باشید؛ اگر بخواهید جایی آن را قطع کنید، فقط مدت کوتاهی دوام می‌آورید و بالاخره یک‌جا این پیوند پاره می‌شود. من همواره باید تحت آموزش و دارای استاد باشم.

از آقای مهندس بسیار سپاسگزارم و دعاگوی ایشان هستم. خدا می‌داند در این چند روز همواره خاطرات دوران مصرف شیشه و اذیت‌هایی که به خود و خانواده‌ام کردم یادم می‌آمد. همهٔ ما کم‌وبیش این دوران را داشته‌ایم؛ اصلاً زندگی نمی‌کردیم. تازه متوجه می‌شوم قدم به چه جایی گذاشته‌ام. ان‌شاءالله بتوانم حرف‌هایی را که می‌شنوم کاربردی و عملی کنم. برای همهٔ شما آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم.

ممنون از اینکه به صحبت‌های من گوش دادید.

عکس: مسافر سینا (لژیون یکم)
تایپ: مسافر ابولفضل (لژیون یکم) مسافر محمد (لژیون هفتم)
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر سینا (لژیون یکم)
گروه خبری نمایندگی محمدی‌پور قم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .