سلام دوستان زهرا هستم همسفر
همان روز اول که پا به کنگره گذاشتم، ذهنم پر از سوالهایی بود که هیچکس به آنها جوابی نمیداد. اما عمیقترین سوالی که با خودم داشتم، این بود: «آیا من با بقیه برابر هستم؟» این سوال، نه از روی کنجکاوی ساده، بلکه از عمق یک احساس کهنه میآمد؛ احساسی که سالها بود با من زندگی میکرد و مرا رها نمیکرد. روزهای اول، هر جایی که میرفتم، نگاهم به اطراف میچرخید. بعضی را میدیدم که با آرامش عجیبی حرف میزدند، بعضی دیگر در سکوت عمیقی نشسته بودند؛ در ذهنم مرور میکردم که جایگاه من در این میان کجاست؟ چطور بعضی آنقدر راحت هستند و بعضی آنقدر درگیر؟ فکر میکردم عدالت یعنی همه باید در یک نقطه باشند، همه باید به یک روش پیش بروند و اگر نیستند، پس این یعنی بیعدالتی. این فکر، آرامش را از من گرفته بود و مرا در خودش غرق کرده بود.
یک روز، در یکی از جلسات جملهای شنیدم، که مثل چراغی در تاریکی ذهنم روشن شد: «عدالت یعنی هرچیزی در جای خودش قرار بگیرد.» همان لحظه، چیزی در دلم تغییر کرد. فهمیدم که من تمام این مدت، عدالت را با «یکسانبودن» اشتباه گرفته بودم. من فکر میکردم اگر کسی جلوتر از من است، پس من عقبترم؛ اما غافل از اینکه هرکسی در مسیر خودش حرکت میکند و هر جایگاهی، بهاء خاص خودش را دارد. کمکم این نگاه تازه، جای پرسشهای بیپایان را در ذهنم گرفت. نگاهم به دیگران، نگاه پرسشی بود. وقتی میدیدم کسی در جایگاهی است که من نیستم، از خودم میپرسیدم: «او چه کرده که به اینجا رسیده؟ من چه کردهام که اینجا هستم؟» این سوال، مرا به نگاه عمیقتر به خودم واداشت.
امروز، وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم که بزرگترین بیعدالتی را خودم در حق خودم روا داشتم؛ وقتی با ذهنی پر از پرسشهای بیجواب، از کنار سادهترین حقیقتها عبور میکردم. دریافتم که عدالت در فرصت یکسان برای همه خلاصه میشود؛ این من بودم که با انتخابهایم تعیین میکردم از آن فرصتها چهقدر بهره ببرم. امروز آرامم، نه بهخاطر اینکه به جایگاهی رسیدهام، بلکه از آن رو که میدانم هر چه دارم حاصل تلاش خود من است و هر کسی در مسیر خویش، مشغول پرداخت بهاء جایگاه بعدی خویش است. این آگاهی، شیرینترین عدالتی است که در کنگره یافتم.

سلام دوستان فرشته هستم همسفر
دستور جلسه «آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟» بهصورت سوالی آمده است و من را در مقابل خودم قرار میدهد که در هر نقطه از زندگی که قرار دارم، عملکرد گذشته من چه بوده است و اگر عملکرد حال و آینده خودم را درست کنم چه نتیجهای خواهم دید. این دستور جلسه برای من یکی از قشنگترین و آموزندهترین دستور جلسات است؛ چراکه نگرش و باور من را نسبت به مفهوم عدالت عوض کرد. عدالت به معنای یکسانبودن نیست، بلکه معنی دقیق آن، قراردادن هرکس و هرچیز در جایگاه و مکان خودش میباشد. در کنگره هم مانند تمام هستی، هرچیزی باید در جایگاه خودش قرار بگیرد و اگر اینگونه نباشد، همه چیز بههم میخورد و بینظمی زیادی ایجاد میشود.
شاید اوایل ورود خود به کنگره و حتی در زندگی شخصی خواسته یا ناخواسته زندگی خودم را با بقیه مقایسه میکردم و در نهایت بعد از کلی نشخوار فکری، حسرت و غصه دچار ترس و ناامیدی میشدم که موقعیت من و بقیه یکسان نیست. اما در قرآن کریم هم آمده است «لیس الانسان الا ما سعی»، انسان هیچ چیزی نیست جز سعی و تلاشی که میکند. زمانیکه توانستم با این دستور جلسه گرههای درونی را باز کنم، همه چیز عوض شد و آسایش و آرامش به زندگی من برگشت؛ چون مقایسهکردن، ناسپاسی و ناشکر بودن یکی از حربههای شیطان و نیروهای منفی است تا من را ناامید کند و از صراط مستقیم خارج کند.
زمانیکه من برای آزمون راهنمایی آماده میشدم، سیدی نوشتن به شکل الان نبود و کمکم این طریقه سیدی نوشتن وارد آموزشهای کنگره شد. دقیقاً به یادم میآید که در یک ماه خودم را موظف به نوشتن ۴۰سیدی کردم زیرا خواسته راهنما شدن را داشتم و یاد گرفته بودم افرادی که در جایگاههای مختلف خدمتی قرار دارند قطعا بهای آن جایگاه را پرداختهاند. من قبل از ورود به کنگره گمان میکردم عدالت یعنی همه با هم در هر زمینهای مساوی باشیم و هرگونه امکانات به طور مساوی در اختیار همه قرار بگیرد. با ورودم به کنگره متوجه شدم عدالت یعنی هرچیزی باید در جای خود قرار بگیرد و هرکس بنا بر تلاش و کوشش خود میتواند بهرهای ببرد. تمامی افراد با هر مقام یا شخصیت و منزلتی که داشته باشند با هم برابرند؛ زیرا از کسی در مورد کار، موقعیت اجتماعی، درآمد و نوع زندگی سوالی پرسیده نمیشود.
خدمتگزاران کنگره با روی باز، آغوش باز، بدون هیچ چشمداشتی و با محبت کامل از افراد استقبال میکنند و آنها را میپذیرند؛ زیرا همه برای درمان کامل جسم، روح و روان به دور هم جمع شدهایم و برای رسیدن به این هدف تلاش میکنیم. همه باید گوش به فرمان کمکراهنمای خود باشیم و هر چه ایشان میگویند بدون غرزدن و بدون چونوچرا کاملا گوش کنیم، بایستی آموزشهای کنگره را جدی بگیریم و آنها را تمام و کامل بپذیریم و خودمان در مورد مشکلات تصمیمگیری نکنیم، تمام آموزشهایی را که فرا میگیریم را کاربردی نماییم تا جایگاه خود را ارتقاء دهیم و به آن هدف اصلی که درمان است، برسیم.
عدالت یعنی اگر ما نتوانیم روش درست و صحیحی را بیاموزیم و گوش به فرمان نباشیم و هر کاری که خود صلاح میدانیم انجام دهیم حتی اگر سالها هم در کنگره باشیم، باز در همان نقطه اول ایستادهایم. پس این ما هستیم که با افکار درست و عمل درست، شرایط را برای خودمان بهوجود میآوریم. در ابتدای کار دو نفری که با هم وارد کنگره میشوند، از نظر کنگره با هم برابرند و همه خدمات برای تمامی افراد تازهوارد مساوی است؛ زیرا به همه مشاوره میدهند و اجازه انتخاب راهنما به همه داده میشود. لژیون، صندلی و سایر موارد در اختیار افراد قرار داده میشود و حالا هرشخص با اختیاری که دارد میتواند درست انتخاب کند.
اینکه گوش به فرمان استاد خود باشد و به قول کنگره سر استاد خود را به جای سر خود بگذارد، با فکر او پیش برود، از آن تاریکی و بند اعتیاد رها شود، به درمان کامل از نظر روحی و روانی برسد و یا اینکه این همه آموزشها را سرسری بگیرد، با جهل و ناآگاهی خود وقت خود را به بطالت بگذراند، در همان تاریکی اعتیاد و ضدارزشها باقی بماند و همان زندگی پر از تنش و اضطراب را بپذیرد و در همان جایگاه قبلی خود بماند. اینجا اختیار با خود او است، چون هر کدام از ما اختیار کامل برای تعیین سر نوشت خود را داریم.
رابط خبری: همسفر مهناز رهجوی راهنما همسفر زینب (لژیون پنجم) عضو لژیون سردار
ویرایش و ارسال: همسفر خدیجه رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم) عضو لژیون سردار دبیر اول سایت
همسفران نمایندگی وحید
- تعداد بازدید از این مطلب :
1406