English Version
This Site Is Available In English

کسی که مفهوم عدالت را درک کند و متوجه شود، به طور خودکار مسیر زندگی، مدل زندگی و عملکردش تغییر میکند.

کسی که مفهوم عدالت را درک کند و متوجه شود، به طور خودکار مسیر زندگی، مدل زندگی و عملکردش تغییر میکند.

جلسه ی چهاردهم از دوره پانزدهم از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافران نمایندگی صادق قم با استادی راهنمای محترم مسافر احمد ، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر علی با دستور جلسه :((عدالت ، آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟)) روز یکشنبه۲۸  تیرماه  ۱۴۰۵راس ساعت۱۷ آغاز به کار کرد

خلاصه سخنان استاد:

 

بنام قدرت مطلق الله

سلام دوستان، احمد هستم مسافر، امیدوارم حال همه شما عزیزان خوب بوده باشد و تعطیلات به شما خوش گذشته باشد و بهره کافی را از تعطیلات برده باشید.
از خداوند سپاسگزارم که فرصت حضور در کنگره شصت امروز را پیدا کردم و همینطور از آقای مهندس و خانواده محترمشان و کنگره و دیده بان ها و نگهبان عزیزم تشکر میکنم که مرا برای خدمت و آموزش در این جایگاه انتخاب کردند.

تبریک میگویم به مرزبانان جدید و خداقوت به مرزبانانی که در حال خدمت هستند، امیدوارم دوره خوب و مفیدی داشته باشند و بتوانند آموزشهای لازم را کسب کنند.

تعریف عدالت یکی از تعاریف مهم و پایه ای است؛ فکر میکنم در جهان هستی و بیرون از کنگره نیز تعریف درستی از آن وجود ندارد و هرکس تعریفی از آن ارائه میدهد، اما کنگره و استاد اینگونه هستند که تعریف درست، کوتاه و قابل فهمی برای انسانها ارائه میدهند تا بتوانند بهتر و راحتتر زندگی کنند.
شاید در ذهن سفر اولی ها بیاید که ما آمدیم اعتیادمان را درمان کنیم و تریاک، سیگار یا مواد مخدر مصرف میکردیم، پس چه نیازی به تعریف عدالت داریم؟ اما واقعاً کسی که مفهوم عدالت را درک کند و متوجه شود، به طور خودکار مسیر زندگی، مدل زندگی و عملکردش تغییر میکند.
بسیاری کارها را دیگر نمیتواند انجام دهد و بسیاری کارها را به راحتی انجام نخواهد داد، به شرط آنکه این مفهوم واقعاً در جسم، روان و جهانبینی انسان نفوذ کرده باشد که با حضور در کنگره شصت این نفوذ انجام میگیرد و تأثیر مثبت میگذارد.

چون واقعاً اگر یک سفر اولی مفهوم عدالت را نفهمد، به درمان نمیرسد؛ این مفهوم کاملاً کلیدی و جزو پنج اصل دین اسلام است که یکی از آنها عدل است.
من خودم سالها با آن درگیر بودم و متوجه نمیشدم، چون کتابهای نوشتهشده در اینباره سنگین و پیچیده و برای همه قابل فهم نیست، اما در کنگره میگوید عدالت یعنی هر کسی در هر جایگاهی هست، عین عدالت است؛ اگر معتاد است، اگر بیکار است، اگر تحصیلات ندارد، اگر مشکلات مالی دارد، اگر روزی یک یا دو پاکت سیگار میکشد، اگر پنجاه کیلو اضافه وزن دارد و زانو یا کمرش درد میکند، اگر سرطان گرفته یا چند دندانش خراب است و دندان درد دارد، و اگر حالش خوب است، تحصیلات دارد، مشکلات مالی ندارد، شب راحت میخوابد، غذا به اندازه میخورد، در باغ کار میکند و لذت میبرد و درختانش محصول دارند، اگر روستایش از نظر آب مشکلی ندارد یا دچار کمآبی است و درختانش خشک میشوند، اگر شهرش درگیری و تاریکی زیاد دارد، اگر کشورش دچار تاریکی است، همه اینها عین عدالت است.
اگر پدرش را از دست داده یا پدرش مصرفکننده است و اذیتش میکند، این برای آدم سخت می آید، ولی تعریف درستی است و حرف حق تلخ است و همیشه بر انسان تلخ می آید و انسان دوست دارد از زیر بار آن تلخی فرار کند و آن را شیرین کند، اما نمیداند که هر چیز تلخی، مثل تریاک، اولش تلخ است ولی وقتی مصرف کنی نشئه میشوی و میتوانی ده ساعت یا یک روز از نشئگی آن لذت ببری.
حرف عدل هم اولش تلخ است ولی پذیرفتن آن میتواند انسان را نشئه کند و سالها بدون اوپیوم، بدون مخدر، بدون الکل، بدون قرص خواب و آرامبخش همیشه نشئه باشد؛ با آب خوردن خنک، با شربت سکنجبین نشئه شود، یک انار پای درخت بشکند و همانجا بخورد و نشئه شود، یک بارانی بزند و قیچی کند و از درخت بچیند و بخورد و نشئه شود، یک آب یخ پیدا کند و بپرد توی آن و نشئه شود، صبح زود به کوه یا تپه برود و نشئه شود، صدای بزغاله، گاو، گوسفند و خروس نشئه اش کند، صدای موسیقی خوب یا خواننده خوب (حالا نمیخواهم اسم ببرم) نشئه اش کند.
این نشئگی از کجا میآید؟ از آنجایی که من تعریف عدالت را بپذیرم که اگر پنجاه کیلو اضافه وزن دارم، خودم باعثش هستم؛ اگر امروز حالم بده، خودم باعثش هستم، نه لژیون، نه شعبه، نه راهنما و نه دوره مرزبانان اینگونه بودند؛ شخص خودم هستم.
مثلث کنگره، ضلع بالایش عدل و عدالت است، اما عدالت از کجا میآید؟ از معرفت و عمل سالم؛ یعنی ما اینجا معرفت پیدا میکنیم، صحبتهای استاد و بقیه دوستان را گوش میدهیم و معرفت پیدا میکنیم، اما باید عمل سالم هم انجام دهیم.
عمل سالم چیست؟ آقا، شش صبح دارو دو سی سی؛ باید این کار را بکنی. اگر انجام دادی، این عمل سالم باعث میشود جایگاهت تغییر کند؛ وقتی به شعبه می آیی، معلوم است که دارو را سر ساعت خوردی و سی دی را نوشتی و چهره ات نور دارد و آدم کیف میکند. اما اگر سر ساعت نخوردی و عمل سالم انجام ندادی، همیشه دنبال بهانه و ایراد هستی و توقع داری حالت بد باشد، دیوار هم به ضد تو شروع میکند؛ میروی سوار ماشین بشوی و به کنگره بروی، میبینی پنچر است؛ میروی بنزین تمام است؛ کارتت شکسته، شربتت ریخته، گوشیت خورده و همینطور برایت میبارد. این  چیست؟ جز همان عدالت است، چون خودت کارهایی میکنی که اینگونه میشود وگرنه نباید اینگونه باشد.

اگر هر مسافری این مفهوم را درک کند و در درونش نفوذ کند، به خودی خود بسیاری کارهای منفی را دیگر انجام نمیدهد، چون میداند نتیجه و بازخوردش به خودش میرسد. در کل، آن جایگاه، جایگاه بهشت و جهنم است که انسانها میتوانند برای خودشان به وجود آورند و از روز ازل تا امروز همه ما کارهای مثبت و منفی انجام دادهایم؛ هرچه کارهای مثبتمان بیشتر باشد، جایگاهمان قشنگتر، بهتر، آرامتر و باصفاتر میشود و هرچه درصد کارهای منفیمان بیشتر باشد، جایگاهمان جایگاه خراب و اعصابخردکنی میشود، شبها کابوس میبینیم و با زن، بچه، خانواده، باجناق، فامیل، همسایه، محله، سوپرمارکتی سر کوچه، نانوایی سنگکی و... درگیری داریم.
خودتان میبینید که این نانواهای بنده خدا با آتش کار میکنند و همیشه یک نفر باید بیاید حالشان را خراب کند؛ چهار نفر هم میآیند میگویند خداقوت، دستتان درد نکند. ببینید ما جز کدام دسته از آن انسانها قرار داریم.
کنگره60 هر سال یکبار میگوید که من بنشینم و فکر کنم در چه جایگاهی قرار دارم و چقدر عمل سالم در روز میتوانم انجام دهم. از اینکه به صحبتها گوش کردید، از همه شما عزیزان سپاسگزارم.

 

 

تایپ خبر: مسافر مجتبی لژیون ششم ، مسافر روح اله لژیون پنجم

ارسال خبر: مسافر روح اله  لژیون پنجم

عکاس: مسافر بهزاد لژیون هفتم

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .