سومین جلسه از دور پانزدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی گوجان با استادی راهنمایی محترم مسافر عباس و نگهبانی مسافر روح الله و دبیری مسافر کوروش با دستور جلسه: «عدالت» آیا همه افراد در کنگره 60 با هم برابرند؟ در مورخ۱۸ مردادماه ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان عباس هستم مسافر.
قبل از هر چیز از نگهبان محترم و دبیر عزیز تشکر میکنم که به من اجازه دادند در این جایگاه قرار بگیرم و چند دقیقهای در خدمت شما باشم و از آموزشهای شما استفاده کنم. امیدوارم تعطیلات خوبی را پشت سر گذاشته باشید و بهره لازم را از این روزها برده باشید.دستور جلسه امروز درباره عدالت و این سؤال که آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند؟ است.وقتی کلمه عدالت را میشنویم، شاید اولین چیزی که به ذهنمان میرسد این باشد که عدالت یعنی همه چیز برای همه افراد به یک اندازه باشد؛ در حالی که عدالت به این معناست که هر چیزی در جای خودش قرار بگیرد.
ما در زندگی دو مسیر داریم؛ مسیر ارزشها و مسیر ضد ارزشها. خداوند به انسان اختیار داده و هر کدام از ما میتوانیم انتخاب کنیم در کدام مسیر حرکت کنیم. نکته مهم این است که در پایان هر مسیری که انتخاب کنیم، عدالت درباره ما اجرا میشود.مثلاً یک کشاورز را در نظر بگیرید. اگر یک دانه خوب بکارد، زمین را آماده کند، به موقع آبیاری و مراقبت کند، بعد از چند ماه محصول خوبی برداشت خواهد کرد. این نتیجه، همان عدالت است.اما اگر کسی هیچ تلاشی نکند، کار نکند و فقط منتظر باشد، طبیعی است که در پایان مسیر چیزی برای برداشت نداشته باشد. این هم عدالت است.
پس عدالت چیزی نیست که فقط دیگران در مورد ما اجرا کنند؛ عدالت نتیجه انتخابها، عملکرد و حرکت خود ماست.در کنگره ۶۰ هم شرایط اولیه برای همه تقریباً یکسان است. همه میتوانیم وارد کنگره شویم، آموزش بگیریم، راهنما داشته باشیم، در جلسات شرکت کنیم و از منابع آموزشی استفاده کنیم؛ اما نتیجهای که هر شخص میگیرد، به میزان حرکت و تلاش خودش بستگی دارد.
ممکن است شخصی وارد کنگره شود، چند ماهی سفر کند و بعد ادامه مسیر را رها کند. برداشت او از کنگره هم به همان اندازه خواهد بود.
اما شخص دیگری با هدف مشخص وارد میشود، قوانین را رعایت میکند، آموزش میگیرد، سیدی مینویسد، در جلسات حضور پیدا میکند و به مسیرش ادامه میدهد. نتیجه این حرکت میتواند رسیدن به رهایی و حال خوش باشد.بعد از رهایی هم مسیر تمام نمیشود. خیلیها میمانند، آموزش میگیرند و خدمت میکنند؛ چون خودشان را در قبال کسانی که به آنها خدمت کردهاند و همچنین کسانی که قرار است در آینده وارد کنگره شوند، مسئول میدانند.اینجاست که میبینیم افراد در کنگره جایگاههای متفاوتی دارند و این تفاوت، به میزان حرکت و عملکرد خودشان برمیگردد.
به نظرم یکی از نکات مهم این است که اگر میخواهیم بدانیم چقدر در کنگره مؤثر هستیم، از خودمان بپرسیم: اگر چند جلسه نباشم، آیا جای خالی من احساس میشود؟این سؤال میتواند خیلی چیزها را برای ما روشن کند.اگر کسی بعد از رهایی آموزش و خدمت را رها کند، وارد حاشیه شود یا رفتاری داشته باشد که تصویر نامناسبی از کنگره به دیگران منتقل کند، باز هم عدالت درباره او اجرا میشود؛ چون هر حرکتی که انجام میدهیم، نتیجهای به همراه دارد.من کنگره را مثل یک اقیانوس بزرگ میبینم. این اقیانوس برای همه وجود دارد، اما هر کس به اندازه ظرف خودش از آن برداشت میکند. یکی با یک کاسه میآید، دیگری با یک ظرف بزرگتر و شخص دیگری شاید بتواند با یک ظرفیت بسیار بیشتر از این آموزشها استفاده کند.
بنابراین سؤال اصلی این نیست که کنگره برای من چه کاری انجام داده؛ سؤال این است که من از این فرصت چقدر استفاده کردهام؟اگر در کنگره حال خوبی ندارم، قبل از اینکه دنبال مقصر بگردم، بهتر است به خودم نگاه کنم. ببینم کجای مسیر را درست انجام ندادهام.نباید همیشه بگویم فلانی این حرف را زد، مرزبان با من اینطور برخورد کرد یا فلان اتفاق باعث شد من از کنگره فاصله بگیرم. باید اول خودم را بررسی کنم.
گاهی حال خوب نداشتن من میتواند دلایل سادهای داشته باشد؛ شاید خوب نخوابیدهام، تغذیه مناسبی نداشتهام، ورزش نکردهام، ذهنم را با افکار منفی درگیر کردهام یا از آموزشها فاصله گرفتهام.اگر در زندگی مالی هم پیشرفت نمیکنم، باید ببینم آیا هدف مشخصی برای خودم تعیین کردهام؟ آیا برای رسیدن به آن هدف تلاش کردهام؟پس خیلی از اتفاقات زندگی ما نتیجه انتخابها و عملکرد خودمان است.ممکن است گاهی از خودمان بپرسیم: چرا من در یک خانواده خاص به دنیا آمدم؟ چرا شرایط زندگی من با شخص دیگری متفاوت است؟ چرا از ابتدا امکانات کمتری داشتم؟در نگاه کنگره، بخشی از این مسائل به گذشته و پیشینه انسان مربوط میشود؛ چیزهایی که شاید امروز به آنها دسترسی نداشته باشیم، اما میتوانیم از همین امروز برای ساختن آینده خودمان حرکت کنیم.
من نمیتوانم گذشتهام را تغییر بدهم، اما میتوانم امروز خودم را تغییر بدهم و مسیر آیندهام را بسازم.پس به جای اینکه دائم از شرایط زندگی شاکی باشم، بهتر است جایگاهی را که امروز در آن قرار دارم بپذیرم و از همین نقطه حرکت کنم.در نهایت، عدالت یعنی نتیجهای که از مسیر انتخابشده خودمان به دست میآوریم.اگر مسیر ارزشها را انتخاب کنیم و حرکت کنیم، آموزش بگیریم، خدمت کنیم و در مسیر درست بمانیم، نتیجه آن میتواند آرامش، حال خوش و یک زندگی متعادل باشد.و اگر از مسیر فاصله بگیریم، نتیجه آن هم متناسب با همان حرکت خواهد بود.پس به نظر من، عدالت یعنی هر کس در جایگاهی قرار میگیرد که نتیجه حرکت و انتخابهای خودش است؛ و خوشبختانه ما هر روز فرصت داریم مسیرمان را اصلاح کنیم و آینده بهتری برای خودمان بسازیم.
خیلی ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

تنظیم،ویرایش و ارسال: مرزبان خبری مسافر جعفر
- تعداد بازدید از این مطلب :
130