انسان در زندگی روزهای خوب و بد بسیاری را تجربه میکند و این ذهن ماست که میان این روزها تفاوت میگذارد. برای رهایی از جهل، نادانی، افکار منفی و رفتارهای ضدارزشی، باید در همه حال به خدای بزرگ پناه برد.
من بهخاطر اعتیاد مسافرم، همه روزهایم تلخ و تکراری شده بود. همه را مقصر میدانستم؛ حتی دور خدای خودم خطی قرمز کشیده بودم؛ چون این باور را داشتم که اگر خدا میخواست، میتوانست معجزه کند و مسافرم از اعتیاد رهایی یابد.
با بزرگ شدن بچهها جنگ روانی در خانه بیشتر شد. آنها مرا مقصر میدانستند که چرا تا الان پای پدرشان ایستادهام و او را ترک نکردهام! من این باور را داشتم که باید در زندگی بسوزی و بسازی که این اشتباه من بود. مسافرم بسیار مرد مهربان و دلسوزی بود، به من و فرزندانش علاقه داشت و برای رفع نیازهایمان سخت تلاش میکرد؛ اما مواد نمیگذاشت وقتش را بیشتر از این با خانواده بگذراند. او نمیدانست که ما فقط خوراک، پوشاک و پول نمیخواستیم و خود او را در زندگی کم داشتیم، حضورش در زندگی، مهمانیها و دورهمیها کمرنگ شده بود.
بعد از گذشت ۳۰ سال درگیری با مواد، خداوند معجزهاش را بهواسطه کنگره۶۰ به ما نشان داد. با آموزش راهنمای خوبم زندگی رنگ دیگری به خود گرفت و همچنین ۱۴ وادی که هرکدام از وادیها پلهپله مرا بهسوی روشنایی و نور هدایت میکرد. حالا دیگر زندگی برای من بهمعنی سوختن و ساختن نیست؛ بلکه سازندگی است.
در وادی چهارم فهمیدم، مسئولیت زندگیام بر دوش خودم است؛ بنابراین گریه و شکایت به درگاه خداوند را رها کردم، چون خدا را باور دارم و به آرامش رسیدهام. زمانی درمان مسافرم برایم آرزو شده بود؛ ولی حالا رها هستم و حالمان خوب است.
میدانم کسی که بهشت را روی زمین پیدا نکند در آسمان نیز آن را نخواهد یافت. بهشت من، کنگره۶۰ است و راهنمایم، فرشته این بهشت. در کلام آخر از آقای مهندس استاد بزرگ عشق، تشکر میکنم و از خداوند سپاسگزارم که چنین انسانی را سر راه تمام مسافران و همسفران قرار داده است.
نویسنده: رابط خبری همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
130