سلام و عرض ادب و احترام. در خدمت اسیستانت محترم آقا بهروز هستیم امیدوارم که این گفتگوی صمیمانه مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد .
سلام و خداقوت ممنون از اینکه وقت ارزشمند خودتان را در اختیار ما گذاشتید. 1: لطفا به رسم کنگره خودتان را معرفی نمایید.؟
سلام دوستان بهروز هستم یک مسافر.
انتی ایکس هرویین شیشه
۱۱ ماه سفر کردم
روش dst
داروی درمان شربت اوتی
راهنمای بزرگوارم اقای زرکش
ورزش شنا
رهایی نزدیک به ده سال
رهایی سیگار هم ده سال
2:چندسال است که در کنگره حضور دارید و چه جایگاه خدمتی را تجربه کردید؟
من با سفر اول، نزدیک به ۱۳ سال است که در کنگره حضور دارم. اگر اشتباه نکنم، لطف روزگار شامل حالم شده و بیشتر جایگاهها، مانند نگهبانی، ورزشبانی و ایجنتی را تجربه کردهام؛ فقط هیچوقت در سایت خدمت نکردهام.
3: شما به عنوان اسیستانت محترم یکی از خدمتگزاران موفق و عالی کیلومترها رانندگی می کنید تا در نمایندگی های شهرهای دیگر حضور پیدا کنید. در مورد این عشق خدمت کردن در کنگره لطفا توضیح دهید؟
* خدمت *
زندگی در صور آشکار، بدون اکسیژن پایان مییابد و در صور پنهان نیز زندگی بدون خدمت کردن معنا ندارد. در صور آشکار، خدمت یعنی کیلومترها رفتوآمد؛ اما در صور پنهان، لطف روزگار است. خدمت کمک میکند انسان زشتیها و کمبودهای خودش را ببیند و گاهی توان انجام دادن یا انجام ندادن کاری را به او میدهد.
اما باید به خدمت، خدمت کرد؛ نه اینکه در فرصتِ خدمت، زمان را تلف کنیم، اسیر رفتوآمد شویم و فقط حضور فیزیکی داشته باشیم.
۴؛ با توجه به اینکه خودتان در کنار خدمت بی منت و رفت و آمد به نمایندگی های کنگره خدمت مالی نیز همیشه داشتید و عضو لژیون سردار هستید در مورد لژیون سردار لطفا صحبت کنید؟ * لژیون سردار *
لژیون سردار، به تعریف من، ارزشمندترین دایره در کرهٔ خاکی است. من در جایگاه توصیه کردن نیستم؛ اما برای یک نمایندگی و لژیونها، وجود آن لازم و واجب است.
بر هر نفسی واجب است که با مقولهٔ بخشش آشنا شود. نگاه ما به لژیون سردار نباید مادی باشد. بگذارید از جزوهٔ جهانبینی دکتر امین کمک بگیرم: نوشتهاند برای اینکه وارد یک بازی شویم، گام اول فراگیری قوانین آن بازی است.
ما در جهانبینی بهدنبال فراگیری قوانین بازی زندگی هستیم. من میگویم بخشش، قانون اول بازی زندگی است؛ بخشش برای بخشش. بخشش نوری است که تاریکی را رسوا میکند. پس از بخشش نباید فقط انتظار زیبایی داشته باشیم؛ شاید قرار است بخشش، مرا بسوزاند و دوباره متولد کند؛ مانند داستان سیمرغ.
۵؛ چه توصیه ای به اعضای لژیون سردار و خدمتگزاران این لژیون مثل نگهبان و خزانه دار محترم و دبیر لژیون سردار دارید؟
جایگاههای نگهبانی، دبیری و خزانهداری شرح وظایفی دارند که اگر بهخوبی اجرا شوند، قطعاً در مرحلهٔ اول خوب است. اما دستورجلسات ما با موضوع «تأثیر آن روی من» برگزار میشود: یک سیدی و تأثیر آن روی من، وادی اول و تأثیر آن روی من.
حالا در لژیون سردار نیز جایگاه خدمتیِ نگهبان، دبیر و خزانهدار و تأثیر آن روی من مطرح است. وصالِ جایگاههای نگهبانی، دبیری و خزانهداری با سیدیها و مطالب جناب مهندس و دکتر امین و ارتباط با دیدهبان لژیون سردار، به نظر من هم فرصت است و هم رخصت.
۶؛ خاطره یا تجربه خاصی از بخشش و خدمت مالی در لژیون سردار دارید؟ *تجربهٔ بخشش*
اتفاقها و خاطرات زیادی وجود دارد، اما بیان آنها سخت است. فقط با صدای رسا میگویم که بخشش در لژیون سردار، اتفاقات تلخ و شیرین را با هم دارد. در موضوع بخشش، نه مرحلهٔ توکل کافی است و نه مرحلهٔ رضا؛ باید تسلیم بود؛ آنقدر که اگر روزگار پرتت کرد، بدانی وقت بال زدن است، نه سقوط؛ مانند مثالی که جناب مهندس در اوایل سیدی «آموزگار» بیان کردند.
۷؛ در مورد تعهدات پرداختی لژیون سردار هم توضیح دهید ممنون میشوم ؟ * لژیون سردار*
زمان پایان را جناب مهندس و دیدهبان محترم لژیون سردار اعلام میکنند؛ اما تعهدات، در آن زمان آغاز میشود که. در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر «از گذرگاه سخت» صحبت از رها کردن است. من تصور میکردم باید کسی را رها کنم یا از گذرگاهی عبور بدهم؛ آری، اما آن شخص خودم هستم و بخشش، پس از تعهد، برای همین عبور است.
نباید وارد بازی گرانی و جنگ شوم. کسانی، لژیونها و نمایندگیهایی که از نبود شربت OT ترسیدند، آسیب دیدند؛ اما خیلی از نمایندگیها و لژیونها انگار نه انگار؛ بهراحتی به رهجو گفتند برود OT تهیه کند و موفق هم بودند.
باید به اندازهٔ تعادل، امیال و نیازهایم تعهد کنم و پرداخت داشته باشم. یکی از زیباترین ترسها و دلهرههایی که تجربه کردم، مربوط به تعهدم به کنگره بود.
تنظیم مصاحبه و انتشار : مسافر محمد دبیر لژیون سردار
- تعداد بازدید از این مطلب :
100