چهادهمین جلسه از دوره چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی کمالالملک به استادی ایجنت محترم مسافر مسعود، و نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر داوود با دستور جلسه «عدالت ( آیا همهی افراد در کنگره60 باهم برابرند ؟» در روز شنبه 17 مردادماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ شروع به کار کرد.

سخنان استاد:
سپاسگزار جناب مهندس خانواده محترمشان قبل از اینکه شروع کنم یک خسته نباشید میگویم خدمت علی آقا نگهبان جلسه و دبیر ارجمندشان آقا داوود بابت برگزاری ۱۴ جلسه عالی امیدوارم تو جایگاههای جدید همینطور پرقدرت ادامه بدهند.
تعطیلات را پشت سر گذاشتیم، با یکی از دوستان صحبت میکردیم گفتم وقتی جناب مهندس وارد پارک شدند و به افراد حاضر گفتند دلم برای تمامی شما تنگ شده بود و این یک دلبستگی بین تمام افراد کنگره ۶۰ هست و بنیان آن جناب مهندس هستند.
داشتم به همین موضوع تعطیلات فکر میکردم من وقتی در کنگره هستم کارها برای من راحتتر انجام میشود آموزشهای کنگره هست که در مدت این دو هفته خودش را نشان میدهد.
یکی از آن آموزشها دستور جلسه امروز هست، عدالت (آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند) روز اولی که به کنگره میآییم میگویند جسم، روان، جهانبینی در سفر اول همهی بار بر دوش جسم است یعنی در سفر اول جهانبینی هست و جسم خوب میشود و پله پله روان هم خوب میشود.
مثالی که هست وقتی دندان درد میگیرید آن روز، روز خوبی نیست و با همه درگیر هستیم ولی وقتی در سفر اول جسم به تعادل میرسد روان هم به تعادل میرسد.
بار سفر اول بر روی جهان بینی و جسم هست ولی در سفر دوم موضوع متفاوت هست و بار بر روی روان است یعنی روان است که به من کمک میکند که جسم من به تعادل برسد این دستور جلسات کنگره ۶۰ هر دو سفر را در بر میگیرد.
تازه وارد وقتی میآید در این صندلیها مینشیند میگوید که من مصرف کننده هستم و این عدالت به کجای مصرف من مربوط هست این جهان بینی هست که به جسم کمک میکند تا پله پله حالش خوب بشود و بار روان را به دوش میکشد.
ما یک مثلث در کنگره داریم که میگوید عدالت، معرفت و عمل سالم معرفت همین دانش و آگاهی است و چون کنگره یک دانشگاه است درجهان مادی و به من یاد میدهد چگونه زندگی کنم این معرفت را که در کنگره به دست میآورم اگر عمل سالم انجام بدهم درست قدم بردارم یک پایم میشود معرفت ودیگری میشود عمل سالم تا بتوانم راه بروم و آن وقت است که عدالت خداوند برای من جاری میشود.

چرا میگوییم عدالت خداوند، چون به این نتیجه رسیدم که عدالت فقط مختص خداوند است و هیچکس نمیتواند رای درست صادر کند هیچ قاضی عادل نیست چون اطلاعات دقیق ندارد چون آگاهی ندارد پس عدالت مخصوص خداوند است و خداوند است که میتواند عدالت را اجرا بکند.
در جهان اعتیاد همه طلبکار هستیم مثلاً میگوییم همسر من زن خوبی نبود و من معتاد شدم یا فلان اتفاق افتاد و من معتاد شدم در سیدی آموزگار داستانی میگوید که برای من جالب بود میگوید فردی در چاه افتاد و واعظ دینی گفت چون زیاد گناه کرده بود در چاه افتاد ، پزشک برای او چند قرص مسکن آورد و روانشناس یا هر کس دیگری یک برداشتی داشت تا یک نفر طناب انداخت و او را از چاه بیرون آورد.
در سفر اول یاد میگیریم که اگر من مسعود پیاده به کنگره میروم و اگر پول ندارم دقیقاً عدالت خداوند است و گذشتهای که من داشتم باعث شده که الان این اتفاقها برای من رقم بخورد.
کنگره برای این میگوید همه مثل هم نیستند چون کنگره یک شکل کوچک از هستی است.
در هستی همه انسانها با هم برابر نیستند در هستی خداوند عدالتش را در مورد انسانها به شکل تمام اجرا میکند اگر من در سفر اول معرفت کسب کنم و در صراط مستقیم باشم به صحبتهای راهنمایم گوش کنم عدالت خداوند در من جاری میشود و من ۱۱ ماه بعد رها میشوم همچنین سفر دوم خیلی مهم است سفر دوم سفر مادیات است سفری هست که یشود از طریق مادیات به معنویات رسید.
- تعداد بازدید از این مطلب :
60