English Version
This Site Is Available In English

هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد، عین عدالت است

هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد، عین عدالت است

جلسه سوم از دوره چهاردهم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره ۶۰، ویژه مسافران و همسفران نمایندگی یوسف، با استادی دستار محترم دیده‌بان، مسافر فرهاد، نگهبانی مسافر علیرضا و دبیری مسافر علی، با دستور جلسه " عدالت ، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ با هم برابرند ؟ " روز شنبه  1۷ مردادماه ۱۴۰۵، ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار کرد.

خلاصه سخنان استاد:

امیدوارم تعطیلات به شما خوش گذشته باشد. من شخصاً به سفر نرفتم و در تهران حضور داشتم، اما سعی کردیم با امکانات موجود، اوقات خوشی را سپری کنیم و امیدوارم شما نیز ایام خوبی را گذرانده باشید. بسیار خرسندم که بار دیگر در شعبه‌ی خوب شما حضور دارم و از انرژی مثبت شما بهره‌مند می‌شوم و لذت می‌برم. از آنجا که فرصت محدودی در اختیار داریم و طبق صحبتی که با نگهبان جلسه داشتم باید جلسه را زودتر به پایان برسانیم، مستقیماً به دستور جلسه می‌پردازم تا در ادامه بتوانیم از مشارکت شما عزیزان نیز استفاده کنیم.

موضوع این دستور جلسه درباره‌ی «عدالت» است و این پرسش مطرح می‌شود که: آیا همه‌ی افراد در کنگره با یکدیگر برابرند؟
معمولاً اگر دقت کنیم، افراد موفق کسانی هستند که در زندگی پرسش‌های خوبی از خود می‌پرسند و این ویژگی از خصایص بارز آن‌هاست. در واقع، خوب پرسیدن نشانه‌ی تفکر است. همان‌طور که راهنماها نیز می‌دانند، افرادی که سؤالات خوبی مطرح می‌کنند، نشان می‌دهند که در حال رشد هستند و به موضوعات مختلف می‌اندیشند. در مقابل، برخی افراد کمتر سؤال می‌پرسند و زمانی که با آن‌ها صحبت می‌کنیم، اظهار می‌دارند که در حال استفاده از نظرات و مشارکت دیگران هستند؛ این امر نشان می‌دهد که خودشان تفکر عمیقی روی موضوعات ندارند. تفاوت در نتایج نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود.

هنگامی که درباره‌ی عدالت در انسان سخن می‌گوییم، متوجه می‌شویم که غالباً هر کار مثبتی که انجام می‌دهیم و در آن موفق می‌شویم را به حساب خود می‌گذاریم و معتقدیم که حق ما بوده و برای آن زحمت فراوانی کشیده‌ایم. اما در مقابل، هرجا که با نقطه ضعف مواجه می‌شویم یا از مسئله‌ای فرار می‌کنیم، عوامل متعددی را در آن دخیل می‌دانیم. این بهانه‌ها از پدر و مادر، خانواده و محل تولد آغاز شده و به مسائل دیگر بسط پیدا می‌کند. اگر دقت کنید، هر انسانی برای توجیه ناکامی‌های خود مجموعه‌ای از این دلایل را جمع‌آوری می‌کند تا بار مسئولیت خود را کاهش دهد. مشکل بزرگ این رویکرد آن است که مانع رشد انسان می‌شود؛ زیرا فرد به جای اصلاح نقاط تاریک درون خود، همواره به دنبال بهانه‌تراشی است.

زمانی که کنگره چنین دستور جلسه‌ای را مطرح می‌کند، منظور و هدف مشخصی دارد. ما در کنگره مفاهیم دیگری نیز داریم؛ به عنوان مثال گفته می‌شود: «هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد، عین عدالت است.» وقتی به این موضوع می‌اندیشیم، همه می‌پذیریم که اعمال، رفتار و کردار انسان‌ها نتایجی به همراه دارد و آن نتایج، جایگاه آن‌ها را تعیین می‌کند. تا این مرحله، موضوع کاملاً منطقی است و همه آن را می‌پذیرند.

اما از جایی به بعد، ممکن است فرد با خود بیندیشد که در بروز برخی مسائل هیچ نقشی نداشته است. برای مثال می‌گوید: «من این پدر و مادر را انتخاب نکرده‌ام» یا «اگر در این خانواده متولد نمی‌شدم، با هوش و استعدادی که دارم، اکنون یکی از نخبگان کشور بودم و هرگز به اعتیاد کشیده نمی‌شدم.» یا ممکن است یک خانم بگوید: «اگر من در خانواده‌ی دیگری بودم، موقعیت‌های ازدواج بهتری داشتم و مجبور نمی‌شدم با چنین شرایطی کنار بیایم.» این‌ها مباحثی است که همواره مطرح می‌شود. برای پاسخ به این قبیل مسائل، باید به آموزش‌ها و فرمول‌هایی که کنگره ارائه داده است، رجوع کنیم.

فرمول‌های کنگره بسیار شگفت‌انگیز هستند و اگر انسان به درستی از آن‌ها استفاده کند، می‌تواند پاسخ بسیاری از سؤالاتی را که مردم دنیا با آن درگیرند، بیابد. برای روشن شدن موضوع مثالی می‌زنم و سپس به ادامه‌ی بحث بازمی‌گردم: معضل فلسفی «مرغ و تخم‌مرغ» را در نظر بگیرید. فلاسفه‌ی سراسر جهان بر سر این موضوع که اول مرغ بوده یا تخم‌مرغ، بحث‌های فراوانی کرده‌اند. اما در کنگره چنین سردرگمی‌هایی وجود ندارد. کسی که به فرمول‌های کنگره مسلط باشد، در پاسخ به این سؤال می‌گوید: در ابتدا هیچ‌کدام نبوده‌اند؛ بلکه ابتدا «نفس» وجود داشته است. از نفس، مرغ پدید آمده و سپس تخم‌مرغ. به همین سادگی مسئله حل می‌شود.
در مبحث عدالت و همچنین در سی‌دی‌های اخیر که جناب مهندس درباره‌ی «تقدیر» صحبت می‌کنند، بسیاری از این فرمول‌ها ارائه شده است. این آموزش‌ها برای شخص من در زندگی بسیار راهگشا بوده و توانسته‌ام مسائل متعددی را به کمک آن‌ها حل کنم. مفهوم «جهان‌بینی» دقیقاً همین است؛ نگاه انسان را دگرگون می‌سازد و به تبع آن، اعمال و رفتار انسان بر مبنای این فرمول‌های جدید و پاسخ‌های صحیح، تغییر می‌کند.

مقوله‌ی عدالت نیز از همین قاعده پیروی می‌کند. در صحبت‌های اخیر، شخصی پرسید: «پدر و مادرم بین فرزندان فرق می‌گذارند.» پاسخ داده شد که: طبیعتاً باید تفاوت قائل شوند. جایگاه فرزندان در یک خانه با هم برابر نیست. درست است که ما همه‌ی فرزندانمان را دوست داریم و حاضریم جانمان را برای آن‌ها بدهیم، اما جایگاه آن‌ها در قلب ما یکسان نیست. فرزندی که باعث آزار والدین می‌شود با فرزندی که همواره کمک و خدمت می‌کند، تفاوت دارد و جایگاهشان متفاوت است. این اصل در تمام شئون زندگی صدق می‌کند.

حال بازمی‌گردم به همان پرسش اول؛ بر اساس فرمول‌ها چگونه توجیه می‌شود که فرد می‌گوید: «من این پدر و مادر را نمی‌خواستم.»؟
ببینید، ما در کنگره اصلی داریم که در کلام‌الله نیز به آن اشاره شده است: اولین شرط برای هدایت انسان‌ها، ایمان به عالم غیب و جهان‌های دیگر (نیستی یا هستی‌های دیگر) است. به این معنا که ما در کنگره به تدریج درک می‌کنیم که اگر قرار است پس از این دنیا، در جهان دیگری به حیات خود ادامه دهیم، پیش از این دنیا نیز در جهان دیگری بوده‌ایم. هرچند بنا به دلایلی گذشته را به خاطر نمی‌آوریم، اما در حال ادامه‌ی مسیر زندگی خود هستیم. با پذیرش این فرمول، درمی‌یابیم که چرا نقطه‌ی شروع ما در این زندگی در این شرایط خاص بوده است. بنابراین، قرار گرفتن در کنار این پدر و مادر تصادفی نبوده و دقیقاً «عین عدالت» است.

بر مبنای عدالت، هر یک از ما در جایگاه مناسب خود قرار می‌گیریم. نقطه‌ی شروع هر انسانی، نشأت‌گرفته از پیشینه‌ی اوست و از همان‌جا ادامه‌ی مسیر می‌دهد. اگر کسی این جهان‌بینی را نپذیرد و معتقد باشد که همه چیز محدود به همین دنیای مادی است، پاسخی برای این مسائل نخواهد داشت و در نتیجه، همه چیز را بر مبنای تصادف، شانس و بدشانسی تفسیر می‌کند. اما بر اساس آموزش‌های کنگره، هیچ دو نفر چه در خانواده و چه در کنگره با هم برابر نیستند؛ بلکه جایگاه هر انسانی پیش از تولد، در طول زندگی فعلی و پس از آن، صرفاً بر مبنای سعی، تلاش و اعمال او تعیین می‌شود.

ضبط صدا و عکس: مساافر محمد لژیون 1
تایپ ویرایش و ارسال: مسافر محمد لژیون 4

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .