یکی از مفاهیم بسیار عمیقی که در کنگره۶۰ مطرح میشود مسئله عدالت است؛ اما عدالت در اینجا به معنای آن چیزی که ما در دنیای بیرون و قوانین اداری میبینیم نیست. هدف ما در این مقاله بررسی این موضوع است تا بفهمیم چرا در کنگره برابری با عدالت متفاوت است و این تفاوت چگونه به نفع رشد فردی ماست. ریشه و همخانواده عدالت، تعادل است. تعادل یعنی هر چیز در جای خودش باشد. معرفت، شناخت و آگاهی از مهمترین اصول برای دست یافتن به تعادل است.
فردی که بتواند در درون خود و بین نیروی بیرون خود تعادل را ایجاد کند به یقین در بیرون و زندگی فردی خود، انسانی متعادل خواهد بود؛ اما تخریبهایی که از اعتیاد و ضدارزشها حاصل میشود نظم و انضباط را در شهر وجودی از تعادل خارج میکند و باعث ویرانی نظم و انضباط درونی میشود؛ یعنی قسمت عظیمی از نیروهای درونی صرف اعتیاد و ضدارزش میشود که مصداق همان نشئگی و خماری است و همین باعث کمبود انرژی میشود؛ اما در درمان اعتیاد جسم، روان و جهانبینی به تعادل میرسد؛ حالا با این تفاسیر وارد بحث عدالت میشویم.
در مسیر رشد انسانها در سطوح مختلف آگاهی قرار دارند. قوانین برای همه یکسان است؛ اما جایگاهشان با هم فرق میکند. اگر ما میبینیم که انسانی در شرایط خوبی قرار دارد این برمیگردد به مسیری که طی کرده و کارهایی که انجام داده است؛ پس انسانها با همدیگر فرق دارند. دانایان با نادانان و انسانهای بخشنده با انسانهای خسیس با یکدیگر برابر نیستند. کسی که از جانش و زندگیاش بهخاطر دیگران میگذرد با کسی که این کار را نمیکند اینها با همدیگر برابر نیستند؛ ولی قوانین برای همهشان یکسان کار میکند.
در ابتدای ورود به کنگره همه افراد با هم برابرند با هر مقام و منزلت یا شخصیتی و در ادامه بنا به آن تلاشی که انجام بدهند، جایگاه خودشان را تعیین میکنند و به حال خوب و خوش میرسند. عدالت یعنی اگر ما نتوانیم روش درست و صحیح زندگی کردن را بیاموزیم و اگر گوش به فرمان نباشیم و هر کار که خود صلاح میدانیم انجام دهیم، اگر سالها هم در کنگره باشیم باز در همان نقطه اول ایستادهایم؛ چرا که این خود ما هستیم که با افکار درست و عمل درست شرایط را برای خودمان به وجود میآوریم.
یک مصرفکننده موادمخدر اگر مصرف نکند خمار میشود، زجر میکشد، خانواده او را بیرون میکند، در جامعه جایی ندارد، جایگاه او زیر پلها و در بیغولههاست. این عدالت است؛ اما اگر حرکت و تلاش کند و اعتیاد خود را درمان کند، یعنی جایگاه خود را تغییر دهد کل برخوردها با او عوض میشود؛ همه او را دوست دارند و او را تحویل میگیرند و به او احترام میگذارند؛ پس اگر بخواهیم میتوانیم جایگاهمان را تغییر دهیم و به جایی برسیم که میخواهیم.
همچنین باید بدانیم اگر برخورد با کسی که نیاز به مهار شدن دارد با کسی که نیاز به تشویق دارد یکی باشد، ما دچار بیعدالتی میشویم. راهنما مانند یک چاهکن است که محض رضای خدا چاه میکند و برای چاه کندن پولی را دریافت نمیکند؛ اما باید به او این حق را داد در زمینی چاه بکند که به آب برسد. قطعاً راهنما وقت و انرژی خود را برای کسی میگذارد که خواهان رهایی است و مسیر کنگره را طی میکند و در مسیر درمان در حرکت است، نه کسی که تنها برای گرفتن داروی درمانی و راضی نگه داشتن خانواده حضور دارد. اگر راهنما بخواهد برای این دو فرد، زمان و انرژی یکسانی صرف کند بیعدالتی است.
در جایگاه خدمت نیز این مسئله وجود دارد. کسی که خدمت میکند مطمئناً لیاقت خدمت، شایستگی و ظرفیت آن جایگاه را دارد. اگر فرد لیاقت خدمت را نداشته باشد، سیستم کنگره جایگاه را از او میگیرد. افراد زیادی بودهاند که به جایگاههایی در کنگره رسیدهاند؛ اما عملکرد خودشان آنها را از مسیر دور کرده است. کنگره مانند گردباد است؛ هر کس که در مرکز گردباد قرار نگیرد و با گردباد نچرخد به بیرون پرتاب میشود. اگر جایگاهی برای خدمت به کسی داده میشود؛ باید بدانیم که در ارتباط با آموزش دیدن است. نتیجه میگیریم همه افراد با هم برابر نیستند؛ تنها همه در حق دریافت آموزش و نوع آن برابرند. این نگاه هوشمندانه باعث میشود که نه یک محیط خشک و کسلکننده بلکه فضا، فضای آموزشی باشد که در آن هر فرد با توجه به سطح آگاهی و ظرفیتش دقیقاً همان چیزی را دریافت میکند که برای رسیدن به خودِ واقعیاش نیاز دارد.
منبع: سخنان آقای مهندس دژاکام و دکتر امین، سیدیها، کتابهای عشق، 14 وادی برای رسیدن به خود، عبور از منطقه ۶۰ درجه زیر صفر و سایت کنگره60
نویسنده: راهنمای تازهواردین همسفر ایران
عکاس: همسفر ناهیده رهجوی راهنما همسفر بهاره (لژیون اول)
ارسال: راهنمای تازهواردین همسفر مرضیه (نگهبان سایت)
همسفران نمایندگی کاشان
- تعداد بازدید از این مطلب :
80