عدالت، یک موضوع بنیادی در چهارچوب خلقت و زندگی انسان است و این مبحث همواره در زندگی روزمره انسانها مورد بحثوبررسی قرار میگیرد؛ اما برای درک عمیق این مهم، باید شناخت کامل بر آن داشته باشیم.
عدالت ریشه در عدل دارد، یعنی نه کم است و نه زیاد یا اینکه هر چیزی در جای خود قرار دارد. درک این دستور جلسه شاهکلیدی در مسیر آموزش و خدمت افراد در کنگره 60 است؛ درصورتیکه به درجهای از شناخت و آگاهی برسیم میتوانیم به مفهوم عدالت پی ببریم. امروز قدری این موضوع را میشکافیم تا بدانیم که همه افراد در کنگره 60 باهم برابر هستند یا خیر.
عدالت درواقع نوعی از تعادل است یا در تعریفی دیگر میتوان گفت: تلاشی سنجیده، برای ایجاد یک نظم و پایداری در میان تفاوتها، نیازها و خواستهها است، گاهی ما تصور میکنیم عدالت همان نتیجه عملکرد افراد است؛ اما این تنها یکروی سکه است و گاهی عدالت در مسیر افراد نهفته است و زمانی که فرد در مسیر، تلاش را ضمیمه حرکت مستمر و آگاهانه خود میکند عدالت بر او نمایان میشود؛ همانطور که میدانیم قوانین در هستی یکسان است و نوع دیدگاه و سطح خواستههای افراد است که عدالت را مفهوم میبخشد.
جمعیت احیای انسانی کنگره 60، قوانین مشخصشده خود را دارد و هر فردی که وارد این مجموعه میشود یا عضو آن است از آموزش و خدمات یکسان برخوردار است. هدف غایی این ساختار، دستگیری و کمک به افرادی است که موجودیت خود را در این هستی گمکردهاند و حال برای بازیابی آن نیاز به مساعدت و یاری دارند؛ بنابراین این ساختار به همه در برابری و مساوات کامل خدمات ارائه میکند و این خود فرد است که جایگاه بعدی خود را مشخص میکند.
برابری درواقع یک برخورد یکسان با همه افراد است؛ اما عدالت گاهی میتواند یک نابرابری آگاهانه باشد، برای مثال ما میتوانیم با نادیدهگرفتن توانایی و نیاز افراد یک کفش با اندازه یکسان بدهیم، درست است که اینجا ما بر اساس قانون برابری به همه یک کفش با یک اندازه یکسان دادهایم؛ اما این یک عمل عادلانه نیست؛ زیرا بر اساس عدالت، باید باتوجهبه آنچه برای آن فرد لازم و ضروری است کفش داده شود؛ بنابراین در این مثال موضوعی نهفته است که درک آن شاید قدری سخت باشد؛ ولی با آموزش امکانپذیر است که بدان برسیم، جایگاه هر یک از ما بر اساس پیشینه، توانایی و مرحله نفسی که در آن قرار داریم مشخص میشود و این تفاوتهای آشکار و پنهان انسانها است که جایگاه او را تعیین میکند.
ازنظر من عدالت تنها یک واژه نیست که برای درک آن الفاظ را بشکافیم تا به نقطهای از درک آن برسیم؛ بلکه یک مسیری مستمر است که همواره پویا و زنده است، ما بر اساس تغییرات و درنهایت تبدیلاتی که در مسیر زندگی خود داریم میتوانیم این عدالت را برای خود بهگونهای دیگر رقم بزنیم.
ساختاری موفق است و میتواند رشد پیوستهای داشته باشد که این تفاوتها را بهعنوان ابزاری برای رشد و یکپارچه شدن افراد استفاده کند و الحق که مجموعه کنگره 60 بهدرستی این امر مهم را جامعه عمل میپوشاند و بهگونهای با آموزش صحیح به افراد میآموزد که هر فرد با ورود به کنگره با هر سطح سواد، موقعیت اجتماعی و خانوادگی درنهایت باید به یک سطح درآیند و همه افراد تنها با واژه همسفر و مسافر خوانده میشوند اما در مسیری که فرد حرکت میکند میتواند جایگاه خود را تغییر میدهد.
در انتها میتوان گفت: همه در بدو ورود یکسان خدمات دریافت میکند و یک شخص با تلاش برای تغییرات مثبت قدم برمیدارد، یک شخص هم در جای خود درجا میزند و شخص دیگر با عملکرد نامناسب خویش از مسیر خارج میشود و این سه ضلع مثلث میتواند مربوط به هریک از ما باشد که گاهی مسیر گم میکنیم و بیآنکه حتی متوجه شویم از بهشت برینی که خداوند در مسیرمان قرار داده رانده میشویم، این عملکرد و آن عدالتی است که در آگاهی نهفته است و ما بدون اینکه پشت پرده را درک کنیم، در مورد دیگران قضاوت کرده و حکم صادر میکنیم.
عدالت پایه، اساس هستی و ساختار است و پیبردن به این اصل تنها با تعادل، شناخت و آگاهی امکانپذیر است؛ امیدوارم که همه ما بتوانیم به این میزان از تعادل و آگاهی برسیم تا در آسایش و آرامش به رشد و تعالی خود بپردازیم.
نویسنده: ایجنت همسفر نازنین
عکاس: راهنمای تازه واردین همسفر طاهره
ویرایش و ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهیبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
503