راهنما همسفر نیلوفر در باب دستور جلسه بیان کرد:
عدالت یعنی برقراری تعادل در یک جامعه برای جلوگیری از بههم ریختگی و بینظمی؛ به عبارتی، اگر جایی تعادل باشد، میتوانیم بگوییم عدالت برقرار شده است. در مورد کنگره، من دوست دارم که صحبتها را به دو قسمت تقسیم کنم؛ قسمت اول، مسئله عدالت در کنگره میباشد که ما میتوانیم تصور کنیم یک سفره معنوی برای همه ما پهن شده و یک اطعام معنوی در کنگره میباشد. گویی در جهان هستی قرار گرفتهایم و خداوند این نعمت را به همه ما داده است و با ورود به کنگره از تمام این نعمتها بهطور یکسان برخورداریم. در زمان ورود به کنگره، افراد فقط با یک نام کوچک وارد شده و از ایشان درباره شغل، خاندان، درآمد و محل سکونت چیزی نمیپرسند. همه ما در استفاده از فضا، آموزش و انتخاب راهنما یکسان هستیم. پس در این قسمت هیچ بیعدالتی وجود ندارد و همه ما از فضای معنوی کنگره بهواسطه انتخاب، خواست و تلاش خودمان استفاده میکنیم. کنگره۶۰ در این قسمت کاملاً یک جامعه بیطبقه میباشد.
آن چیزی که میتواند اختلاف طبقاتی را در کنگره تعریف کند، در واقع قسمت دوم صحبت من میباشد؛ اینکه آن خواست و تلاش من است که وقتی وارد کنگره میشوم، چطور از این نعمتها و مزایا استفاده کنم. آن آموزشی که میگیرم، خدمتی که میخواهم انجام دهم و جایگاهی را که کسب میکنم، میشود همان اختلاف طبقاتی که در کنگره هست. اینجا دیگر کنگره۶۰ جامعه بیطبقه سوسیالیستی نیست؛ زیرا بر حسب تلاش، استعداد و میزان خواست من برای بهرهبرداری از تمام چیزهایی که کنگره در اختیار من گذاشته و همچنین جایگاه من، طبقه را تعریف میکنند. به نقل از یک دیدهبان محترم، در کنگره۶۰ بین داریم و نداریم، حکایت همان حرکت ما از یک نقطه به نقطه دیگر است. در نقطه شروع هیچ تفاوتی نداریم؛ ولی وقتی دور میزنیم و برمیگردیم به آن نقطه، آن چیزی که الان جایگاه من را تعریف میکند یا تفاوت را در کنگره تعریف میکند، خواست من، استفاده من از نعمتهای کنگره، حضور من در لژیون و استفاده من از آموزشها است. همچنین به نقل از کمکراهنمای عزیزم، در هر مسئلهای دنبال آن چیزی که میخواهند به تو بدهند نباش، دنبال این باش که تو میخواهی چه چیزی را بگیری؟
حالا من به عنوان یک رهجو، برای اینکه عدالت در کنگره۶۰ برقرار شود، چه کارهایی را انجام میدهم؟ من به عنوان یک رهجو؛ اگر نظم جلسه را به هم نزنم، از مطالبی که در لژیون مطرح میشود درست استفاده کنم و خدمت کنم، میتوانم پایهای از عدالت در کنگره باشم. در مقابل، اگر من بیحوصله در لژیون حاضر شوم، بهطور مداوم روی صندلی خود بجنبم، با بغلدستی خود صحبت کنم و نظم لژیون را به هم بزنم، این موضوع باعث میشود که آن عدالتی را که میتوانم پایهای از آن باشم، از بین ببرم. من باید سعی کنم فقط یک دریافتکننده نباشم؛ زیرا زمانی که من با حال خراب به کنگره آمدم، مهمترین چیزی که دریافت نمودم، حال خوشم بوده است؛ پس به عنوان یک ادامهدهنده برای ایجاد حال خوش، موظف هستم که سهمی را ادا کنم. یک سهم من همان خدمتی است که انجام میدهم، سهم دوم من بخشش در قسمت آموزش یا زمانی است که گذاشته میشود و یک قسمت هم امانتداری ما میباشد.
امانتداری نه تنها برای حفظ و پابرجایی کنگره؛ بلکه برای این است تا افرادی که بعد از من خواهند آمد، بتوانند حال خوش را تجربه کنند. این امانتداری فقط با خدمت آموزشی من انجام نمیشود؛ یک قسمتی از آن برمیگردد به اینکه بتوانم مشارکت کنم. مشارکت میتواند مالی یا غیرمالی باشد. پس عدالت گاهی یعنی کمک در حفظ امانتی که کنگره به من داده است؛ تا ساختار کنگره باقی بماند و ماندگار باشد. حال اگر فردی هم مصرفکننده شد، وقتی علم اعتیاد به عنوان علم اصولی و جهانی مطرح شود، مطمئن باشید که شکستهای متعدد را نخواهیم داشت؛ زیرا اعتیاد دیگر به صورت علمی درمان میشود. با این بخشش ما میتوانیم عدالت را فراگیر و همهگیر کنیم. در نهایت، عدالت یعنی وقتی که وارد یک سیستم میشویم، معرفت و شناخت نسبت به اصول آن سیستم را داشته باشیم و آن سیستم را قضاوت نکنیم که این در واقع بیعدالتی میباشد. پس از ورود به سیستم و آشنایی با قوانین موجود، مطمئن خواهیم شد که عدالت نیز در آنجا برقرار است.
نویسنده: راهنما همسفر نیلوفر (لژیون پنجم)
عکاس: همسفر انسیه رهجوی راهنما همسفر نسرين (لژيون هفتم)
رابطخبری: همسفر نیره رهجوی راهنما همسفر نیلوفر (لژیون پنجم)
ویراستار: همسفر نسترن رهجوی راهنما همسفر نرگس (لژیون اول)
ارسال: همسفر مینا رهجوی راهنما همسفر افسانه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی صبا
- تعداد بازدید از این مطلب :
602