در این سیدی چیزی که بیشتر از همه توجه من را جلب کرد این بود که آرامش با رسیدن به خواستهها بهدست نمیآید، بلکه زمانی بهوجود میآید که انسان دربرابر حقیقت تسلیم شود. تا وقتی فکر میکنیم همیشه حق با ما است و حاضر نیستیم اشتباهاتمان را ببینیم تغییری در ما ایجاد نمیشود اما از همان لحظهای که بپذیریم در بعضی قسمتهای زندگی تعادل نداریم مسیر رشد و رسیدن به آرامش شروع میشود. نکته دیگری که برایم خیلی جالب بود نوع برخورد انسان با خواستههایش است همه انسانها خواسته دارند اما تفاوتشان در این است که بعضیها برای رسیدن به خواستههایشان از هر راهی میروند ولی بعضی دیگر یاد میگیرند صبر کنند، از خواستههای نامعقولشان بگذرند و عقل و حقیقت را بر خواسته نفس ترجیح بدهند و بهنظرم اینجا است که مشخص میشود آموزشهای جهانبینی چقدر در وجود انسان اثر کرده است.
در این سیدی دو مثلث معرفی میشود که به زیبایی مسیر تاریکی و مسیر رشد را نشان میدهد مثلث اول ویژگیهای انسانی را بیان میکند که کمکم از مسیر درست فاصله میگیرد ضلع اول یستحبون است؛ یعنی فقط کاری را انجام میدهد که دوست دارد و به او لذت میدهد، نه کاری که درست است. ضلع دوم یسدون است؛ یعنی بهجای اینکه مشغول ساختن خودش باشد، وقتش را صرف خندههای بیهوده، مسخره کردن دیگران و فرار از دیدن عیبهای خودش میکند. ضلع سوم یبغونها عوجاً است؛ یعنی همیشه دنبال راه کج، میانبر، پارتیبازی و رسیدن سریع به خواستههایش است کنارهم قرار گرفتن این سه ویژگی آرامآرام انسان را وارد تاریکی میکند.
درمقابل حضرت ابراهیم سه ویژگی دارد که دقیقاً نقطه مقابل این مثلث است حلیم است؛ یعنی صبر میکند، عجله ندارد و میتواند جلوی خواستههای نفسش بایستد. اوّاه است؛ یعنی از دیدن عیبهای خودش ناراحت میشود، برای اصلاح خودش سختی میکشد و از درد تغییر فرار نمیکند. منیب است؛ یعنی همیشه آمادگی بازگشت به مسیر حق را دارد و اگر از مسیر دور شود دوباره به راه درست برمیگردد بهنظرم این سه ویژگی، راه رسیدن به تعادل و آرامش را به انسان نشان میدهد.
برداشت دیگری که از این سیدی داشتم داستان شکستن بتها بود احساس کردم بتها فقط مجسمههای سنگی نیستند؛ بلکه هرچیزی که در زندگی جای خدا و حقیقت را بگیرد گاهی خواستههای نفس، گاهی منیت، گاهی افراد و حتی مقام و موقعیت میتواند یک بت باشد اگر اصل را فراموش کنیم و به وسیلهها دل ببندیم کمکم از مسیر اصلی دور میشویم همچنین زندگی حضرتابراهیم نشان میدهد که رسیدن به جایگاههای الهی بدون تحمل سختی امکانپذیر نیست با وجود تمام آزارهایی که از اطرافیان حتی از کسی که او را بزرگ کرده بود دید محبت، گذشت و دعا کردن برای دیگران را کنار نگذاشت. این بخش از سیدی برایم یادآور شد که رشد واقعی، زمانی مشخص میشود که انسان در سختیها چگونه رفتار میکند، نه زمانی که همه چیز مطابق میلش پیش میرود.
در پایان این سیدی برایم این پیام را داشت که اگر قرار است شهر وجودی انسان امن شود، باید اصلاح را از خودش شروع کند خواستههایش را بشناسد، از راههای کج فاصله بگیرد، صبر را تمرین کند، عیبهای خودش را ببیند و هربار که از مسیر دور شد دوباره به راه درست برگردد. به نظرم این همان معنای واقعی تسلیم است که حضرت ابراهیم با زندگی خودش آنرا به انسانها آموزش داد.
.jpg)
منبع: سیدی ابراهیم
نویسنده: راهنما همسفر زهرا (لژیون ششم)
ویراستار: همسفر مبینا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم)
ارسال: همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فائزه (لژیون اول) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ملایر
- تعداد بازدید از این مطلب :
216