English Version
This Site Is Available In English

از رها کردن تا رسیدن به برکت

از رها کردن تا رسیدن به برکت

یکی از عمیق‌ترین مفاهیمی که در این مسیر آموختم، «رها کردن» بود. روزی تصور می‌کردم رها کردن؛ یعنی فراموش کردن؛ یعنی تسلیم شدن یا از روی ناتوانی کنار کشیدن؛ اما امروز می‌دانم رها کردن، اوج آگاهی و قدرت است. انسان زمانی رها می‌کند که دیگر اجازه ندهد گذشته، حالِ امروز او را به اسارت بگیرد. ممکن است زخم‌ها هرگز از حافظه پاک نشوند و رفتار بعضی از آدم‌ها هیچ‌گاه فراموش نشود؛ اما رها کردن؛ یعنی آن خاطره دیگر نتواند آرامش مرا بر هم بزند؛ یعنی با یادآوری آن، قلبم دوباره آکنده از خشم، کینه یا اندوه نشود. رها کردن، انتخاب آرامش است. از نگاه من، رها کردن؛ یعنی برداشتن باری که سال‌ها بر دوش و جانم سنگینی کرده است وقتی این بار بر زمین گذاشته می‌شود تازه انسان توان واقعی خود را می‌شناسد و بال‌هایش برای پرواز گشوده می‌شود.

همیشه از خداوند نعمت، برکت و گشایش می‌خواهیم؛ اما با خودم فکر می‌کنم چگونه دستی که از منیت، ترس، نفرت و وابستگی پر شده است می‌تواند هدیه‌ای تازه را در آغوش بگیرد؟ تا زمانی که مشت من بسته باشد چیزی به آن افزوده نخواهد شد گاهی؛ باید رها کرد تا بتوان دریافت من آموختم که با بخشیدن آرامش را به خودم هدیه می‌دهم و با کنار گذاشتن منیت از رقابت‌های ناسالم رها می‌شوم و با رها کردن ترس‌ها جایی برای ایمان و امید در وجودم باز می‌شود تمام این آموزش‌ها را مدیون لژیون سردار هستم. روزی که وارد این لژیون شدم، دلم پر از ترس و ابهام بود؛ اما امروز با تمام وجود باور دارم که برکت سهم کسی است که دلش را سبک می‌کند لژیون سردار به من آموخت که تا چیزی را رها نکنم ظرفیت دریافت نعمت‌های بزرگ‌تر را نخواهم داشت. امروز رها کردن را پایان نمی‌دانم؛ بلکه آغاز راهی می‌دانم که انتهایش آرامش، رشد و نزدیکی بیشتر به خداوند است.

نویسنده: همسفر مائده رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون سردار)
رابط خبری: همسفر شیما رهجوی راهنما همسفر خدیجه (لژیون سردار)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون‌ سردار) دبیر سایت
همسفران نمایندگی اسلامشهر

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .