سلام دوستان، میلاد هستم یک مسافر.
در ابتدا خداوند بزرگ را بسیار شاکر و سپاسگزارم که به من فرصتی بخشید تا بتوانم بزرگترین مشکل حیات خود را در این عرصه از زندگی بازنمایم. از آقای مهندس، خانواده محترمشان و راهنمایان بزرگوار و همه عزیزانی که در احیای من نقش داشتند، نهایت قدردانی را دارم. خدمت مرزبانی طبق تمثیل وادی چهاردهم، همان راه رفتن روی گداختههای آتش است. تنوع حس در آن بسیار زیاد است؛ گاهی گرمای سوختن را حس میکنی و گاهی گرمای عشق را، که البته هر دو دارای آموزش و لذت فراوانی هستند. خدمت مرزبانی چیزی جز مردمداری نیست؛ زیرا با کلیه اعضای نمایندگی، که هر کدام دارای حس و حال متفاوتی هستند، در ارتباط است. جدا از حس و پربار بودن، از نگاه دیگری این خدمت ارزشمند است که بار مسئولیت آن را نیز بیشتر میکند و آن اینکه با رأی انتخاب میشوی و این یعنی بایستی پاسخگوی اعتماد افراد رأیدهنده نیز باشی. در این خدمت، گاهی افرادی به من مراجعه میکردند که هر کدام آینهای از گذشته خود من بودند.

در برخورد با اعضا همیشه به شخصه سعی کردهام به اندازه توانم با محبت عمل کنم و عمل سالم را سرلوحه کار خود قرار دهم. شاید دیگران گاهی از تصمیمات مرزبانی ناراحت شوند، اما بایستی بدانیم که مرزبان مجری قوانین است و باید آنها را در چارچوب محبت اجرا نماید. به همکاران خود در بخش مرزبانی و به ایجنت نمایندگی نیز خدا قوت عرض مینمایم. در کنار این عزیزان آموزشهای بسیاری دیدم. امیدوارم عزیزان منتخب در دوره بعدی مرزبانی نیز سکانداران خوبی برای این ناو باشند و در به سلامت رساندن این کشتی، نقش مثبت و سازندهای داشته باشند.
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر مهدی لژیون هشتم
کنگره ۶۰ نمایندگی خواجو
- تعداد بازدید از این مطلب :
10