به نام قدرت مطلق الله
سلام دوستان، محمد هستم یک مسافر.
من با تخریب دو سال وارد کنگره شدم؛ با آخرین آنتیایکس مصرفی شیره خوراکی. ۱۱ ماه و ۲ روز است که سفر میکنم به روش دیاستی با داروی درمان شربت اوتی، به راهنمایی راهنمای محترم، مسافر احمد آقای فرهینیا از لژیون چهاردهم شعبه رضا مشهد. ورزش در کنگره، شنا. داروی مصرفی: ۰/۳ سیسی، ۲ بار در روز (بیآیدی).مشارکت امروز من در مورد «سفر و آسیبهای پنهان در طول سفر» است.
وقتی وارد کنگره ۶۰ میشویم، در ابتدا تصور میکنیم بزرگترین دشمن ما مواد مخدر است؛ اما هرچه جلوتر میرویم، متوجه میشویم که مواد تنها معلول بوده است، نه علت. علت اصلی، نوع نگاه، طرز تفکر، رفتارها، باورهای اشتباه و ساختارهایی است که طی سالها در وجود ما شکل گرفتهاند. به همین دلیل، سفر در کنگره فقط سفر از مصرف به عدممصرف نیست؛ بلکه سفری از تاریکی به روشنایی، از جهل به دانایی و از بیتعادلی به تعادل است.
هر سفری خطرهایی دارد. همانطور که یک کوهنورد در مسیر قله باید مراقب پرتگاهها باشد، یک مسافر کنگره هم باید آسیبهای مسیر را بشناسد. خطرناکترین آسیبها معمولاً آنهایی نیستند که بهوضوح دیده میشوند؛ بلکه همانهایی هستند که آرام، بیصدا و تدریجی وارد زندگی ما میشوند.
یکی از این آسیبها، «غرور» است. غرور بسیار آرام وارد میشود. شاید روزی با خودمان بگوییم: «دیگر همه چیز را یاد گرفتهام»، «دیگر نیازی به آموزش ندارم» یا «راهنما چیزی بیشتر از من نمیداند». همین نقطه، آغاز فاصله گرفتن از مسیر است. انسان تا زمانی رشد میکند که خود را نیازمند آموزش بداند. هر لحظه که احساس بینیازی کند، رشد او متوقف میشود.
آسیب دیگر، «عادی شدن نعمتهاست». اوایل سفر، حضور در جلسات برایمان یک آرزو بود؛ اما بعد از مدتی ممکن است جلسات، لژیون، آموزش و حتی سلامتی برایمان عادی شوند. وقتی نعمتها عادی شوند، ارزششان را فراموش میکنیم و کمکم از آنها فاصله میگیریم. بسیاری از لغزشها از همین بیتفاوتی شروع میشوند، نه از یک تصمیم ناگهانی.
یکی دیگر از آسیبها، «نداشتن صبر» است. ما سالها جسم، روان و جهانبینی خود را تخریب کردهایم، اما گاهی انتظار داریم همه چیز در چند ماه درست شود. قانون طبیعت بر پایه زمان است. هیچ درختی یکشبه به بار نمینشیند و هیچ انسانی هم بدون طی کردن مسیر، به تعادل نمیرسد. اگر به زمان احترام بگذاریم، زمان نیز به ما نتیجه خواهد داد.
گاهی آسیب از بیرون نیست، بلکه از درون خود ماست. منیت، حسادت، قضاوت دیگران، توقع، خشم، خودمحوری و ترس، اگر کنترل نشوند، آرامآرام انرژی سفر را میگیرند. ممکن است جسم ما در حال درمان باشد، اما جهانبینیمان هنوز بیمار باشد؛ آنوقت است که خطر همچنان وجود دارد.
به نظر من، یکی از مهمترین آموزشهای کنگره این است که هر روز خودمان را مورد بررسی قرار دهیم. از خود بپرسیم: «آیا امروز نسبت به دیروز انسان بهتری شدهام؟ آیا صبورتر، مسئولیتپذیرتر، مهربانتر و منظمتر شدهام؟» اگر پاسخ مثبت باشد، یعنی سفر ما در مسیر درست قرار دارد.
گاهی تصور میکنیم خدمت فقط نگهبانی، مرزبانی یا کمکراهنمایی است؛ اما به نظر من، بزرگترین خدمت این است که یک مسافر، سفر خود را درست انجام دهد. وقتی خانواده، دوستان و جامعه تغییر رفتار ما را ببینند، این بهترین تبلیغ برای کنگره خواهد بود.
نکته دیگری که برای خودم بسیار مهم است، این است که مقصد، پایان سفر نیست. اگر فکر کنیم با رهایی همه چیز تمام میشود، دچار اشتباه شدهایم. رهایی آغاز مسئولیتهای بزرگتر است. سفر اول، آموزش زنده ماندن بدون مواد است؛ اما سفر دوم، آموزش درست زندگی کردن است. اگر آموزش را متوقف کنیم، رشد ما نیز متوقف خواهد شد. استاد امین میفرمایند که انسان هر روز یا در حال رشد است یا در حال سقوط؛ توقف واقعی وجود ندارد. اگر آموزش، خدمت، نظم و حضور را حفظ کنیم، در مسیر رشد خواهیم بود و اگر آنها را کنار بگذاریم، بدون اینکه متوجه شویم، آرامآرام از مسیر فاصله میگیریم.
امروز اگر آرامش، امید، خانواده، احترام و سلامتی را دوباره به دست آوردهایم، نباید تصور کنیم که اینها برای همیشه تضمین شدهاند. این نعمتها نتیجه اجرای قوانین و آموزشها هستند و تنها با ادامه همین مسیر حفظ میشوند.
در پایان، برای خودم یادآوری میکنم که سفر کنگره، مسابقه سرعت نیست؛ بلکه مسیر ساختن یک انسان جدید است. هر قدمی که با آموزش، نظم، فرمانبرداری از راهنما، خدمت و تفکر برداشته شود، ما را به تعادل نزدیکتر میکند و هر قدمی که از روی غرور، بینظمی یا غفلت باشد، ما را از مقصد دور میکند.
امیدوارم همیشه مسافر خوبی باشیم؛ نه فقط در مسیر درمان، بلکه در مسیر زندگی.
از اینکه به صحبتهای من گوش دادید، سپاسگزارم.
- تعداد بازدید از این مطلب :
0