در خدمت راهنمای محترم همسفر زهرا هستیم، ضمن عرض سلام خدمت ایشان؛ توجه شما را به گفتوگویی که با ایشان داشتیم جلب میکنیم.
راهنمای محترم همسفر زهرا و مسافرشان مهدی با چند سال مصرف آنتی ایکس هروئین و شربت تریاک وارد کنگره شدند. به مدت ۱۱ماه و ۲۰ روز با متد DST و داروی OT به راهنمایی مسافر محسن و همسفر سحر سفر کردند. در حال حاضر به مدت ۳سال و ۱ ماه و ۲۶ روز است که به لطف خدا و دستان پُرمِهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. ورزش مسافر فوتبال و ورزش همسفر در کنگره دارت است.
شما با کدام قسمت از وادی پنجم ارتباط بیشتری برقرار کردید و احساس کردید آن را تجربه کردهاید؟
من با بخش «تجسس، غیبت و قضاوت» ارتباط عمیقی برقرار کردم؛ زیرا هر سه را در وجودم تجربه کرده بودم. عادت داشتم هر روز، نه تنها مسافرم، بلکه اطرافیانم را نیز چک کنم. وقتی در زندگی دیگران تجسس میکردم و آن را با زندگی خودم قیاس مینمودم، ناخودآگاه وارد مرحله قضاوت، غیبت و صدور حکم میشدم. این روند، من را دچار یأس و ناامیدی میکرد و همیشه به دنبال مقصر میگشتم تا بگویم دیگران باعث نابودی من هستند. اما با آمدن به کنگره، آموختم که قضاوت، تنها شایسته خداوند و کسانی است که علم آن را دارند. فهمیدم غیبت کردن یک ضدارزش است که در نهایت مانند دیواری پوسیده بر سر خودم خراب میشود. یاد گرفتم خودم را با دیگران مقایسه نکنم تا بتوانم دست از قضاوت کردن بردارم.
یکی از راهکارهای وادی پنجم «خودداری» است؛ آیا خودداری به معنای انجام ندادنِ هیچ کاری است؟
خیر، به این معنا نیست. خودداری؛ یعنی اگر در انجام کاری به نتیجه نرسیدم و نمیدانم آیا آن کار به نفع من است یا به ضرر من و یا اینکه ارزش است یا ضدارزش، از انجام دادن آن خودداری میکنم.
نظر شما درباره پسانداز و روشهای درست آن چیست؟
در ضربالمثل داریم که: «پسانداز، دانه دانه است غله در انبار» همانطور که آقای مهندس میگویند همه اعضاء کنگره باید پسانداز (مادی و معنوی) داشته باشند. بهترین راه برای پسانداز، یادگیریِ مدیریت درست هزینهها و داشتن قناعت است؛ زیرا همهچيز از کم شروع میشود. خودِ پسانداز معجزه میکند و دارای برکت خاصی است.

به عنوان یک راهنما، کدام قسمت از وادی پنجم به شما کمک کرده است که فقط تفکر نکنید و وارد مرحله اقدام شوید؟
بخشهای پسانداز، خودداری و صبر. «صبر» بهترین مؤلفهای بود که به منِ همسفر کمک کرد تا در مسیر سفرِ مسافرم او را همراهی کنم. صبر باید همراه با تلاش و کوشش باشد. اگر میخواهم به آرامش برسم، باید ایمان داشته باشم که هر چیزی در زمان خاص خود اتفاق میافتد. صبر بسیار تلخ است؛ اما میوه شیرینی دارد، همیشه زیباترین بارانها از تیرهترین ابرها میبارند.
از نظر شما معنی درست «توکل» چیست؟
توکل؛ یعنی وقتی کاری را به خداوند میسپارم، رها کردنِ واقعی باشد و دیگر منتظر نتیجه نباشم. زمانی به مرحلهای از دانایی میرسم که هیچچیز باعث آشفتگیام نشود. توکل واقعی سخت است؛ اما با تزکیه و پالایش میتوانم دانایی را به دانایی مؤثر تبدیل کنم و در برابر آنچه رخ میدهد، به امر پروردگار راضی باشم.
تفاوت بین «خساست» و «قناعت» چیست؟
خساست؛ یعنی من اجازه خرج کردن از مال و اموالم را ندارم و نمیتوانم در هیچ راهی از آنها استفاده کنم؛ دقیقاً مثل کسی که علم دارد، ولی به آن عمل نمیکند. اما قناعت یعنی از کوچکترین امکاناتی که در اختیار داریم، بیشترین بهره و استفاده را ببریم و با داشتههای اندک، شرایط بسیار خوبی برای زندگی خود فراهم کنیم.
صحبت پایانی:
خداوند را بابت وجود آقای مهندس، خانواده محترم ایشان و تمامی اساتیدِ عاشقی که به من کمک کردند تا در مسیر آموزشهای کنگره قرار بگیرم، سپاسگزارم. کنگره به من آموخت که چگونه معنای واقعی زندگی را درک کنم و به آرامش برسم. امیدوارم بتوانم در این مسیرِ عاشقی، ثابتقدم باشم و دردی از دردمندی کاهش دهم. همچنین از شما بابت وقتی که در اختیار من گذاشتید، تشکر میکنم.
تهیه و تنظیم مصاحبه: همسفر سمیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون اول)
عکاس: همسفر هانیه رهجوی راهنما همسفر محدثه (لژیون سوم)
ویرایش و ارسال: همسفر راضیه رهجوی راهنما همسفر زهرا (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی ارگ کرمان
- تعداد بازدید از این مطلب :
61