جلسه هشتم از دوره بیستم کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره۶۰ همسفران نمایندگی باباطاهر همدان به استادی راهنما همسفر معصومه، نگهبانی همسفر اکرم و دبیری همسفر فاطمه با دستور جلسه " وادی پنجم (در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن، آن را کامل مینماید.) و تأثیر آن روی من" روز دوشنبه ۲۹ تیر ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.
.jpg)
خلاصه سخنان استاد:
از خدای خودم سپاسگزارم که یک روز دیگر زندهام و در کنگره حضور دارم و در کنار شما همسفران با عشق هستم. از ایجنت و مرزبانان و نگهبان شعبه بابت فرصتی که در اختیار بنده قرار دادهاند سپاسگزارم و همچنین از همسفر فاطمه عزیز بابت دعوتشان تشکر میکنم. واقعاً این مسیر، مسیر عشق است و برایم لذت بخش است.
دستور جلسه وادی پنجم است. در اول کتاب چهارده وادی، در قسمت چکامهای بر کتاب عشق، استاد دکتر امین فرمودهاند: که وادیها پل ارتباطی ما برای عبور از درههای تاریک زندگی هستند تا به روشنایی برسیم. احساس میکنم ما همسفران چون داروی اوتی استفاده نمیکنیم بیشتر به جهانبینی و سیدی نوشتن و آموزش نیازمندیم؛ باید تغییرات را در خودمان ایجاد کنیم تا راه درمان و مرهمی بر آن زخمهای گذشته باشد؛ پس من که در رنج، ناراحتی و سختی افتادهام، انگار در درهای تاریک بودهام، این وادیها خط به خط کمک میکند تا من راحتتر از این دره عبور کنم و به شجاعت، ثروت، آرامش و سلامتی برسم.
ما تا الآن چهار وادی کار کردهایم. چهار وادی برای تفکر بود، برای رسیدن به خود. به قول استاد امین این وادیها به خصوص چهار وادی اول زمین من را شخم میزند، چون قرار هست من اینجا رشد کنم و به حال خوش برسم.
وادی پنجم میگوید: صبر کن، حالا که خوب تفکر کردی و میدانی کجا قرار گرفتهای و چقدر در اثر افکار منفی به خودت آسیب زدی و حالا قرار است به مرحلهای برسی که وادی ششم را اجرا کنی که همان فرمان فکر و عقل است که حکم عقل را در قالب فرمانده اجرا کنی؛ پس بعد از تفکر باید حرکت کنی. اینکه من فقط فکر کنم و گوشهای بنشینم و هیچ کاری انجام ندهم، سیدی ننویسم، سر جلسه مرتب حضور نداشته باشم، بینظم باشم و حرف راهنما را گوش ندهم به درد من همسفر نمیخورد و تغییراتی در من ایجاد نمیکند.
اگر درمان و رسیدن به هر چیزی را میخواهم باید حرکت کنم و برای حرکت اول باید سیدی بنویسم.
این وادی در ادامه به من میگوید: من انسانی که روی زمین زندگی میکنم در سه جهان قرار دارم؛ جهان جسمیت، جهان خواب و جهان ذهن،
جهان فیزیک همینی هست که همگی درکش میکنیم و زندگی میکنیم.
جهان خواب که خیلی هم مهم است؛ یعنی اگر من خواب آرام و خوبی دارم نشان میدهد که روز خوبی را گذراندهام؛ ولی اگر خواب آرامی ندارم؛ پس نشان میدهد که ذهن آشفتهای دارم و روزم را به خوبی نگذراندهام و در کنارش جهان ذهنی ما است که متأسفانه ما خانمها بیشتر درگیر آن هستیم. آنقدر ذهنمان را درگیر چیزهای منفی میکنیم که آشفته و پریشان میشویم.
این وادی به من میگوید: به فکر خودت باش و برای نجات از این پریشانی و آشفتگی هفت پله به من نشان داده است.
اول برگشت از ضدارزشها. هر گناه و خطایی من را پریشان میکند و هر کسی خودش میداند گناه چیست! هر کسی میتواند بد و خوب را تشخیص بدهد.
بعد میگوید خودداری. خودداری خیلی مهم است. وقتهایی من همسفر نمیدانم باید چهکار کنم، دست به کارهایی میزنم که بدتر مشکلم زیاد میشود جایی که نمیدانی مشکل را حل کنی باید خودداری کنی.
پله بعدی به من قناعت را آموزش میدهد که ممکن است در اثر اعتیاد، دچار فقر شده باشیم. اینجا من همسفر به عنوان محور زندگی باید حواسم به دخل و خرج زندگی باشد.
در مورد صبر میگوید که صبر در آگاهی است که من صبورم ولی آگاهم. نسبت به مسائل زندگی و سفر مسافرم که برای درمان نیاز به زمان دارد.
پله بعدی میرسیم به پسانداز کردن که خیلی مهم است و قسمتی در مورد تجسس و غیبت توضیح میدهد که چرا من نباید غیبت کنم. نکته آخر در این وادی که خیلی مهم است و به من کمک کرد پله هفتم که همان توکل، رضا و تسلیم است. من توکل میکنم به خدا و در مسیر قرار میگیرم و راضیام به رضای خدا؛ ولی گاهی من همسفر تسلیم فرامین الهی نمیشوم و در ادامه نیز تسلیم راهنما نمیشوم.
میگوید سیدی بنویس، بهانه میآورم، راهنما میگوید: در پارک حضور داشته باش ورزش کن تا سیستم ایکس تنظیم شود، گوش نمیکنم. میگوید کاری به مسافر نداشته باش؛ ولی در کارش تجسس میکنم. راهنما میگوید دوربین را روی خودت زوم کن ولی اینقدر ذهن من پریشان است که خودم را فراموش کردهام و نمیدانم چطور باید باعث رشد خودم بشوم.
من همیشه در لژیون به رهجوها میگویم اگر دنیای آباد میخواهید اول باید دنیای درون خودتان را از آلودگی ها پاک و آباد کنید. اول بایستی خودمان را از ویرانی نجات بدهیم تا بعد بتوانیم به دیگران و خانواده کمک کنیم؛ پس برای رشد و تغییر باید تسلیم راهنما شویم که واقعاً مثل مادر نسبت به من مهربان است و با هر رشد و پیشرفت من با تمام وجود خوشحال میشود.
وقتی اینها را اجرا کنیم حتماً به آن آرامش نسبی که باید در زندگی ما وجود داشته باشد میرسیم و چیزهایی را در زندگی به دست میآوریم که شاید الآن در ذهن و تصور ما نگنجد و برای رسیدن به هدف؛ باید حرکت کنیم، آموزش ببینیم و خدمت کنیم و من خودم نتیجه حال خوب خودم، مسافرم و زندگیام را در فرمانبردار بودن و تسلیم شدن به راهنما میدانم. در ادامه بابت دعوتتان سپاسگزارم. انشاءالله که همیشه غرق انرژی الهی باشید.
تقدیر از دبیر دوره قبل
.jpg)
تقدیر از مسئول آزمون دوره قبل
تقدیر از شرکت کنندگان در آزمونها
.jpg)

مرزبان کشیک: همسفر سحر و مسافر مرتضی
تایپیست: همسفر ناهید رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر سمانه رهجوی راهنما همسفر فرشته (لژیون هشتم)
ویرایش و ارسال: مرزبان خبری همسفر پروانه
همسفران نمایندگی باباطاهر همدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
408