همسفر شیوا بیان کردند:
وادی پنجم درحقیقت اهمیت حرکت کردن و عمل کردن را نشان میدهد و یاد آوری میکند هرچقدر شخص تفکرات خوبی داشته باشد فکر های بزرگی داشته باشد تا زمانی که عمل نکنه مثل زنبور بی عسل میماند. در کل هستی خداوند سکون را قرار نداده ما هیچ چیز راکد و بی عکس العمل نمیبینیم و مبنای پیشرفت بشر در حرکت هست. حالا من شیوا باید از این وادی چه استفاده ای کنم. مسلما باید حرکت کنم باید حرکتم را به سمت ارزش ها شروع کنم اگر صبح تا شب فکر کنم که خب من دیگه کار ضد ارزشی انجام نمیدم هیچ فایده نداره بازدارنده ی من نیست به تنهایی کافی نیست.زمانی تفکر من کمکم میکند که به آن عمل کنم حداقل برای من این است از کارهای کوچیک شروع کنم تهمت نزنم غیبت نکنم دروغ نگویم . تا وارد مسیر ارزشی بشوم نکته ای که مهمه باید یادم باشد حرکت من نیاز به صبر قناعت و توکل دارد و اگر این سه عامل را وارد مسیر حرکتی خودکنم بی شک موفق میشوم به امید خدا.
همسفر سارا بیان کردند:
وادی پنجم؛ از دانستن تا قدم برداشتنگاهی آدم اونقدر درگیر مسائل زندگی میشه که احساس میکنه وسط هزاران هزار فکر، راه رو گم کرده. مدتها تصور میکردم اگه بیشتر فکر کنم، بیشتر تحلیل کنم یا بیشتر نگران باشم، شاید راهحل رو پیدا کنم...اما وادی پنجم آروم و محکم به من یادآوری کرد که بعد از تفکر، نوبت حرکت هست.فهمیدم بسیاری از رنجهای من، فقط به خاطر مشکلات بیرونی نبود؛ بخش بزرگی از خستگیام از این بود که مدام در ذهنم زندگی میکردم. یه دختر آشفته غوطه ور توی دامی تنیده از تارهای نامرئی فکرو خیال...
بارها میخواستم دیگران رو تغییر دهم، آینده رو پیشبینی کنم یا نتیجه اتفاقات رو کنترل کنم؛ اما هرچی بیشتر تلاش میکردم، بیشتر فرسوده میشدم.
وادی پنجم به من آموخت که گاهی بزرگترین قدم، انجام دادن یک کار کوچیک اما درسته؛ خواندن یک سیدی، گفتن یک دعا، مراقبت از جسم، سکوت بهموقع،حرف زدن به وقت، قطع پیوندهای نامیمون و نزدیک شدن به پروردگار یا سپردن نتیجه به خدا.این قدمهای کوچک، آرومآروم مرا از آشفتگی ذهن بیرون میآورند.
امروز بیشتر از همیشه باور دارم که عمل سالم، حتی اگر کوچیک باشه، از هزاران فکر بدون حرکت ارزشمندتر. لازم نیست همه مسیر را ببینم؛ کافی است قدم امروز را درست بردارم.
شاید هنوز مشکلات زندگیام تمام نشده باشد، اما دیگه نمیخوام تمام انرژیام را صرف جنگیدن با چیزهایی کنم که در اختیار من نیست. سهم من، ساختن خودمه با صبر، آموزش و عمل.
وادی پنجم برای من فقط یک دستور جلسه نیست؛ چراغی است که هر بار در تاریکی یادم میاندازد: اگر میخواهی حال فردات بهتر باشد، از همین امروز، همین لحظه، یک قدم درست بردار.
به امید روزی که همه ما،* به جای موندن تو دنیای دانستن، شجاعت قدم برداشتن را پیدا کنیم.*
همسفر زهرا بیان کردند:
«در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست؛ بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید.»گاهی ساعتها فکر میکنیم، برنامه میریزیم، آرزو میکنیم و منتظر میمانیم تا روزی همهچیز مهیا شود؛ اما وادی پنجم به من آموخت که هیچ تغییری با فکرِ تنها اتفاق نمیافتد. حرکت است که به اندیشه جان میدهد و قدمهای کوچک هستند که مسیرهای بزرگ را میسازند.وادی پنجم به من یاد داد اگر میخواهم از تاریکی خارج شوم، باید برخیزم و راه بروم؛ حتی اگر قدمهایم کوتاه باشد. هر عمل درست، هر انتخاب آگاهانه و هر تلاش صادقانه، مرا یک گام به آرامش نزدیکتر میکند.
امروز میدانم ترس، ناامیدی و تردید، فقط زمانی قدرت دارند که من ساکن بمانم. وقتی حرکت میکنم، حتی اگر آرام و با سختی باشد، نیرویی درونم بیدار میشود که امید را زنده نگه میدارد.وادی پنجم به من آموخت مسئولیت زندگیام را بپذیرم؛ بهجای گلایه، عمل کنم؛ بهجای آرزو، تلاش کنم؛ و بهجای توقف، ادامه دهم. زیرا مقصد، پاداش کسانی است که با ایمان و صبر، مسیر را قدمبهقدم طی میکنند.سپاسگزارم که این وادی به من آموخت موفقیت، نتیجهی حرکت مستمر است؛ نه صرفاً اندیشیدن. امروز ایمان دارم که هر قدم درست، هرچند کوچک، مرا به انسانی بهتر و به آرامشی عمیقتر نزدیک میکند.
ارسال و ویرایش:همسفر ساحل رهجوی راهنما همسفر شادی (لژیون اول)،دبیر دوم سایت
همسفران نماینگی لواسان
- تعداد بازدید از این مطلب :
26