English Version
This Site Is Available In English

از به‌هم‌ریختگی تا رهایی؛ داستان یک صبر طولانی

از به‌هم‌ریختگی تا رهایی؛ داستان یک صبر طولانی

ششمین جلسه از دوره‌ ششم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره۶۰ ویژه مسافران نمایندگی غزالی مشهد با استادی مسافرعبدالله، نگهبانی مسافراحمد و دبیری مسافربهروز با دستور جلسه « وادی پنجم و تاثیر آن روی من » یکشنبه مورخ ۲۸ تیر ۱۴۰۵ رأس ساعت ۱۷ آغاز گردید.

خلاصه سخنان استاد:

سلام دوستان، عبدالله هستم یک مسافر. در وادی پنجم آمده است بعد از تفکر، باید حرکت کنی. اما قبل از آن، بر می گردم به پیش از ورودم به کنگره، حدودا بیست سال مصرف داشتم که هشت سال پیش اوضاع به اوج بهم ریختگی رسید. با وجود استخدام در آموزش و پرورش، به خاطر مصرف مواد اخراج شدم. آنقدر خشمگین بودم که دنبال دعوا و حتی فکر کشتن دیگران و خودکشی میگشتم، اما اعتقادات مذهبی که داشتم مانع می شد

ناخودآگاه ابزارهای ناقص را انتخاب میکردم. این آشفتگی خانواده ام را درگیر کرده بود؛ یک روز صبح خانه را ترک کردم تا آنها را نجات دهم. در آن شرایط، لطف خدا شامل حالم شد و به کمک یکی از دوستان، پس از یک ماه پشت در ماندن، وارد شعبه فردوسی شدم.

تازه سفرم شروع شده بود که داداش کوچکترم که راننده جاده بود بر اثر سرطان فوت کرد. بعد از مراسم خاکسپاری آمدم و سفرم را ادامه دادم. در اولین فالوآپ، خبر فوت خواهرم را دادند که او هم به سرطان مبتلا بود. با همان حال فالوآپ را دادم و برای تشییع جنازه رفتم.

میخواهم بگویم اگر خواسته قوی داشته باشی، هیچ مانعی در مسیر کنگره جلودارت نیست. در وادی پنجم، ساختار و گزینه هایی مثل قناعت، توکل، تسلیم و صبر مطرح است. من از میان آنها، صبر را انتخاب کردم و تحمل نمودم. در پایان، سه گزینه را اجرا کردم، به حرف راهنما گوش دادم، صبر کردم و به سوی درمان حرکت کردم.در آخر می خواهم بگویم تسلیم بودن و اعتماد به کنگره باعث شد الان به رهایی برسم و حال خوش را تجربه کتم. از اینکه با سکوت به صحبت های من گوش سپردید سپاسگزارم.

مرزبان خبری: مسافر مهدی

عکاس: مسافر علی 

نگارش و تایپ: مسافر جمال لژیون چهارم، مسافر حامد و مسافر محمد لژیون چهارم، ویرایش: مسافر مرتضی لژیون یکم

ارسال خبر: مسافر مهدی لژیون یکم « نگهبان سایت »

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .