
خلاصه سخنان استاد:
خیلی خوشحالم از اینکه خداوند این اجازه را به من داد امروز در جلسه سردار شعبه گرگان شرکت کنم و خوشحالم از این که خداوند لیاقت داد عضو لژیون سردار شوم. دستور جلسه امروز در مورد وادی پنجم که عنوانش اینکه در جهان ما تفکر قدرتمطلق حل نیست بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید. در عنوان و تیتر وادی پنجم بیان گردیده: جهانی که ما در آن زندگی میکنیم جهان مادی و مادیات است و ما میدانیم؛ که قسمت اعظم و عظیم این جهان فیزیکی که داریم زندگی میکنیم ماده است، قدیمیها میگفتند پول چرک کف دست است؛ ولی الان ما میبینم که خیلی هم خوب است؛ وقتی قسمت اعظم زندگی که ما داریم نفس میکشیم؛ و حتی نفس کشیدن هم نیازِ مادّی و مادیات است، پس مادّیات چیز بدی هم نیست. برای امرار معاش کردن، بودن، زندگی کردن به امکانات بسیار زیادی نیاز داریم از غذا، نان، آبی که میخوریم باید ماده باشد؛ اگر مادیات و پول نباشد اصلا زندگی امکان پذیر نیست، حالا در وادی پنجم یک سری مراحل است که هفت تا عنوان دارد. در این وادی که در لژیون سردار دو عنوان را خیلی نیازمند آن هستیم: یکی قناعت و دیگری پس انداز کردن، وقتی اسم از قناعت میآید همه فکر میکنیم؛ که باید لباس نافرم، کهنه و ژولیده بپوشیم، نیازهای اولیه زندگی خود را اجرا نکنیم! نه این طور نیست. قناعت کردن این نیست خیلی عذر میخواهم مانند گداها زندگی کردن نیست. قناعت کردن را در زندگی خیلی خوب داریم یاد میگیریم؛ اگر توجه کنیم آقای مهندس اجازه خرید دستگاهی برای شعبهها میدهد؛ که بهترین کیفیت را دارند، این یعنی چه؟ یعنی دستگاهی که برای شما سالها عمر کند، اجازه خرید دستگاه دسته دوم را نمیدهند بهخاطر چه؟ بهخاطر این که دستگاهی بگیرید؛ که سالها با کیفیت باشد، این یعنی قناعت کردن، قناعت یعنی اینکه بنشینیم اولویت های زندگی خود را ببینیم؛ اگر مثلاً این مانتو را خریدم یا با نخریدنش هیچ فرقی در زندگی من ایجاد نمیکند؟ آیا لباسهای تمیزتری دارم که بپوشم؟ و یا هنوز ازش استفاده کنم و تمیز بیرون بروم، نه اینکه ژولیده بروم. قناعت به من یاد میدهد زندگی را اولویت بندی کنیم، پول پس انداز کنیم و اولویت بندی کنیم میبینیم که یک مقدار از پول خود را ناخودآگاه پس انداز کردیم، یک عده هستند مبلغ زیادی پس انداز دارند؛ اما وقتی میخواهند سوپر مارکت بستنی بخرند بخورند زورشان میاید. خوب این مبلغ را داریم؛ که نیاز خود را برآورده کنیم. امروز در خیابان از تشنگی حس میکنم که میمیرم؛ ولی پول خود را خرج نمیکنم که میخواهم پس انداز کنم این درست نیست! اینکه از زندگی و موهبت زندگی و از مادهایی که داریم و پولی که برای ما آمده به درستی استفاده کنیم؛ و الان در شرایطی که در جامعه زندگی میکنیم موقعیت و شانس هر لحظه ممکن نیست درِ خانه شما را بزند. یک جایی فردی صحبت میکند، یک اتفاقی در کنگره میافتد شما یک آن به خود می آیید؛ که من هم میتوانم سردار شوم آن لحظهایی که در وادی پنجم، از تفکر وارد عمل شویم و از ترس و ناامیدی در ذهن خود تکرار کنیم که از نان شب عقب نمانم؟ و یا شهریه دانشگاه فرزندم چه؟ وقت عروسی کردن او می باشد و این که کم نیاورم؟ ما را از آن حرکت باز میدارد؛ اما اگر ناامید نباشید وقتی بگوییم خدایی بالا سر ما است؛ که حواسش به ما می باشد و توکل کنیم به خداوند، نه اینکه توکل کنیم و بگوییم یک میلیون دادم به سرداری خوب خدا میرساند و بشینم هیچ کار و فعالیتی نکنم؛ که خدا برساند! نه همچین چیزی امکان پذیر نیست. خدا میگوید: هدف خود را مشخص کنید، میخواهید سردار و دنور شوید مشخص کنید، قدم اول را بردارید تا من سعی و تلاش شما را ببینم و اولویت بندی شما ببینم. بعضی ها سردار و دنور میشوند و اولویت بندی میکنند همه کار میکنند دلشان می.خواهند بهترینها را بپوشند و بهترین اتفاقها بیفتد ولی آخر یادشان میاید که نه! من سردار و دنوری را هم ندادم حالا این واجبتر است حالل تا سردار خدا کریم است هنوز وقت دارم. خوب این قشنگ نیست؛ وقتی خدا میگوید توکل کن یعنی اینکه من همه تلاشم را انجام دهم. ببینیند دوستان، ظرف آدمها یکدفعه بزرگ نمیشود رفته رفته می بینم که ظرف شما این قدربزرگ شده که دیگر ۶ میلیون و ۶۰ میلیون برای شما مبلغی نیست؛ وقتی وارد کنگره میشویم مشاهده میکنیم طرف ۶ میلیون میدهد عضو لژیون سردار میشود، خوب ممکن است اعتیاد ما را وارد سیاهیها، فقر، بدهی و ورشکستگی کرده باشد. من از آن دسته آدمهایی بودم؛ که زیر خط فقر با اعتیاد رسیده بودم، یعنی اعتیاد با ما این کار کرده بود. وقتی آمدیم کنگره دیدیم ۶ میلیون خیلی مبلغ زیادی است؛ ولی الان وقتی نگاه می کنیم ۶ میلیون میشود ماهی ۵۰۰ میلیون تومان؛ پس برای ما دست یافتنی است واقعا همینطور است.
ببینید ما در جهان مادی زندگی می کنیم پس به آن ماده نیاز داریم؛ وقتی میخواهیم از این جهان به جهان دیگری برویم چی نیاز داریم یک کولهباری از دانایی ، تجربه ، آموزش و جهان بینی است فکر کنیم ما الان در ایران که تمام پول هایی که داریم به ریال است میخواهیم از کشوری به کشور دیگر برویم باید ریال را تبدیل کنیم به پول رایج آن کشور؛ وقتی ما از این جهان وارد جهان دیگری می شویم باید چکار کنیم؟ چه چیزی باید با خود ببریم قشنگتر از این که مبالغی که این جا پس انداز کردید برای روز مبادا و درمان یک انسان و تاریکیها خرج کنیم من بچه که بودم فرزند اعتیاد بودم آرزو داشتم به یک مال و ثروتی برسم دخترهایی که پدرهای آنها مصرف کننده است به آنها کمک کنم و جهیزیه بخرم و بعد وقتی وارد کنگره شدم دیدم کجای دنیا قشنگ تر از این که پدر سالم شود و بابا برای او جهیزیه بخرد کجای دنیا قشنگتر از این که یک پدر خانواده و یک فرزند به او کمک کند؛ که روی پاهای خود بایستد، چند تا خانواده نجات پیدا میکند چند تا فرزند به زندگی کردن امیدولر میشوند؟ همین جا چقدر فرزند داریم که پدر آنها اعتیاد دارند و دیگر با خجالت سر خود را جلوی دوستان بلند نمیکنند با افتخار میگویند پدر من است و معرفی میکنند؛ پس ریال به ریال خرج کرد ما برای کنگره کجا قرار دارد؟ برای احیاء انسانها برای این که کسی از اعتیاد خجالت نکشد و نمیرد و سرش توی سطل اشغال نباشد چه طوری؟ با اندک پس انداز کردن. همه ما خانمها قدرتمند هستیم؛ وقتی یک نوع مواد غذایی برای درست کردن در طول یک هفته داشته باشیم مطمئن باشید غذای تکراری درست نمیکنید یک سیب زمینی را ۶ مدل غذا با آن درست میکنید این قناعت کردن است پس همه ما میتوانیم و کاری کنیم سردار و دنور شویم با همان پس انداز کردن اندک خود؛ وقتی قدم می گذاریم این سرداریها و دنوریها، افرادی که تجربه را داشتن میدانند؛ که هیچ چیزی از آدم کسر نمیشود و راه پول در آوردن را یاد میگیریم قدم بر میداریم در مسیر و میبینم که خداوند از چه دری برای ما باز میکند و میرساند. ما پهلوان داریم ، بپرسید که جای ۵۰۰ میلیون خالی است؟ قطعا میگویند نه تمام آنهای که سردار و دنور شدند همین طور است من اولین بار که میخواستم سردار شوم ۶ میلیون برای من خیلی زیاد بود وقتی اولین بار اعلام دنوری کردم نمیخواستم دنور شوم عاشق بودم و متوجه نشدم که دنور شوم چکار کردم از قبل گلریزان آقای مهندس اعلام می کند و تعهدیها را می توانیم پرداخت کنیم اومدم از مبلغ کم شروع کردم به پرداخت و یک وقت دیدم تا موقع گلریزان من ۱۵ میلیون دادم پس منی که می توانم پول پرداخت کنم پس می توانم دنور بشوم پس من تمام تلاش خود را میکنم نتوانستم هم با من کاری ندارند اتفاقی نمیافتد ولی تلاش خود را کردم اون مزهایی که به من داده الان ۶۰ میلیون امسال سخت نبود اولین پرداختی من یک میلیون بود واقعا برای من سخت بود شاید خیلی ها بگویید ِ برای ما سخت و ما درآمدی نداریم ولی باور نمی شود اگر خدا بخواهد می شود در دوره زمانه الان کار کردن خانم ها خیلی راحت شده پس کسب درآمد کنید فقط کافیه شما قدم اول را بردارید درست طبق وادی پنجم نا امیدی، اضطراب ، استرس، نگرانی می آید اما مهم که شما قدم اول بردارید خدا یک جوری شما را حمایت می کند و غریبه های میآورد سر راه شما و از جانب آنها به شما روزی میرساند یک لحطه می بینید؛ که کلی از راه رفتید و هیچ دردی را احساس نکردید. درست استاد زرکش می گوید باید جیبت درد بیاد ولی کم کم قدم بر میدادید 5 دیگه پول های که می دهی درد ندارد امتحان کنید حتما به امتحانش می ارزد.


تایپ: همسفر زینب رهجوی راهنما همسفر نصیبه(لژیون یکم)
ویراستار: همسفر سیده هما رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم) دبیر دوم سایت
عکاس: همسفر شقایق رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم)
تنظیم و ارسال؛ همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر مریم(لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی گرگان
- تعداد بازدید از این مطلب :
64