دومین جلسه از دور هجدهم سری کارگاههای آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ملایر، با استادی راهنما مسافر سهراب، مسافر مهدی، نگهبانی مسافر محمد و دبیری مسافر حسن رضا، با دستور جلسه «وادی پنچم وتاثیر آن روی من »، روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۸ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود.

سخنان استاد :
سلام دوستان، سهراب هستم، یک مسافر.
یک بار دیگر خدا را شاکرم که در این جایگاه قرار گرفتم تا از شما دوستان و عزیزان آموزش بگیرم.
در مورد دستور جلسه، وادی پنجم؛ تمام این وادیها برای این آمدهاند که ما را از ظلمت و تاریکی به سمت روشنایی هدایت کنند و ما با قدم برداشتن در مسیر آنها بتوانیم زندگی بهتری داشته باشیم.
در وادی پنجم به ما گفته میشود که در جهان ما چند جهان وجود دارد. ما سه جهان داریم. وقتی صحبت از جهان ما میشود، جهان خواب هم جزئی از آن است، اما چون موضوع پیچیدهای است، زیاد به آن اشاره نمیشود و بیشتر به جهان ذهن و جهان فیزیکی پرداخته میشود.
هر چیزی که در زندگی ما به وجود میآید، ابتدا در جهان ذهن و فکر ما شکل میگیرد. اینکه ما به چه چیزی فکر میکنیم بسیار مهم است؛ آیا به خوبیها، حال خوب و حال خوش فکر میکنیم یا مدام به بدبختیها و مشکلات خودمان؟
اگر دائماً در ذهنمان به گرفتاریها و مشکلات فکر کنیم، اما انتظار داشته باشیم زندگیمان خوب و راحت باشد، این یک تفکر اشتباه است. مثل این میماند که راهنما به سمت چپ بزند، اما ما به سمت راست بپیچیم.
پس باید تغییر و تحول را از جهان ذهن خودمان آغاز کنیم تا بتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم. البته این تغییر به این راحتی هم نیست که فقط فکر کنیم چون به کنگره آمدهایم، زندگیمان خودبهخود درست میشود.
آقای مهندس در همین وادی میفرمایند که باید پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک داشته باشیم.
این چگونه اتفاق میافتد؟ وقتی انسان دائماً به مسائل خوب، ارزشها و خوبیها فکر کند و به ضد ارزشها نپردازد، کمکم این افکار تبدیل به گفتار او میشود. وقتی گفتار انسان تغییر کرد، آرامآرام به کردار او تبدیل میشود.
نمیشود کسی دائماً افکار منفی داشته باشد، اما انتظار داشته باشد اعمال و رفتارش خوب باشد.
وادی پنجم به ما میگوید که در وادیهای اول، دوم، سوم و چهارم بیشتر روی فکر و نگرش خود کار کردهایم و حالا وقت آن رسیده که آنچه را یاد گرفتهایم، عملی کنیم. یعنی از مرحله فکر کردن عبور کنیم و آن را وارد زندگی خودمان کنیم؛ از ضد ارزشها فاصله بگیریم و ارزشها را عملی کنیم.
آقای مهندس در سیدیهایشان میفرمایند بعضی از کارها نیاز دارد که انسان روزها، ماهها و حتی بیشتر درباره آن فکر کند، اما بعد از اینکه به نتیجه رسید، دیگر باید آن را عملی کند.
در این وادی فقط فکر کردن کافی نیست؛ باید حرکت کنیم. توأم با رفتن و رسیدن یعنی بعد از اینکه فکر کردیم و مطمئن شدیم، باید قدم برداریم.
یک مثال ساده این است که شما بعد از سالها زحمت، با وام یا قسط، یک خودرو خریدهاید. آیا بعد از خرید، آن را به حال خودش رها میکنید؟ قطعاً نه. باید از آن مراقبت کنید؛ آب، روغن، بنزین و سرویسهای لازم را انجام دهید.
رهایی هم دقیقاً همینگونه است. وقتی به رهایی میرسیم، کار تمام نشده است، بلکه تازه باید از آن مراقبت کنیم و به مسیر آموزش و حرکت ادامه دهیم تا به حال خوش برسیم.
در حقیقت، تا زمانی که زنده هستیم و نفس میکشیم، به آموزش و حرکت نیاز داریم.
منظور از توأم با رفتن و رسیدن همین است؛ یعنی اینطور نیست که بگوییم به هدف رسیدیم و دیگر همه چیز تمام شد. ما در همان مسیری که حرکت میکنیم، به اهداف مختلفی میرسیم و بعد از آن نیز اهداف جدیدی خواهیم داشت.
انشاءالله همه ما بتوانیم در این مسیر ثابتقدم باشیم، از آموزشهای کنگره ۶۰ به بهترین شکل استفاده کنیم و آنها را در زندگی خودمان کاربردی کنیم تا به یک زندگی خوب، سالم و همراه با آرامش برسیم.
امیدوارم همه ما بتوانیم از این وادیها درسهای ارزشمندی بگیریم.

عکاس و تایپ : مسافر رسول ل چهارم
تنظیم و ارسال گزارش : راهنما بهمن مشفق ل دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
193