ششمین جلسه از دور پنجم جلسات لژیون سردار نمایندگی ملایر با دستور جلسه «شیشه و مخدر های جدید و درمان آن با روش دیاستی» با استادی کاندید پهلوانی مسافر رضا و نگهبانی مسافر یزدان و دبیری مسافر مجتبی در روز پنجشنبه 25 تیر 1405 راس ساعت 15:30 آغاز به کار نمود.
.jpg)
دستور جلسه: شیشه، تخریبهای آن و روش درمان DST
━━━━━━━━━━━━━━━━━━
سلام دوستان، رضا هستم، یک مسافر.
اما در مورد دستور جلسه، حتماً نباید مصرفکننده شیشه باشی تا درباره آن صحبت کنی؛ چون تخریبهایش را داریم میبینیم. فرقی نمیکند، بالاخره در اطرافیان، همسایهها و همکاران این تخریبها را مشاهده میکنیم.
دستور جلسه راجع به شیشه، تخریبهای آن و روش DST است که آقای دژاکام ابداع کردهاند. من خودم مصرفکننده تریاک بودم و شاید تجربه مصرف شیشه را نداشته باشم، ولی سالها درگیر مواد بودم.
امروز داشتم راجع به این دستور جلسه فکر میکردم. در کسبوکار و بیرون از اینجا با افراد مختلف در ارتباط هستیم. کمتر کسی پیدا میشود که از روی دلسوزی، بهترین جنس را در اختیار دیگران بگذارد. از مواد غذایی گرفته تا هر چیز دیگری، بیشتر افراد اول سود خودشان را در نظر میگیرند. حالا فکر کنید میخواهی بروی مواد تهیه کنی؛ آیا واقعاً دلسوزی در این کار وجود دارد؟
دیشب جایی رفته بودم. فردی داشت از تریاکش تعریف میکرد. گفتم: «داری تریاک میکشی؟ اصلاً بویی از تریاک به مشام نمیرسد، آن وقت میگویی تازه و باکیفیت است!» حالا وای به حال مواد سفید و تخریبهایی که دارد.
چند وقت پیش یک کارگر را صبح بردم باغ. چون نمیتوانستم بالای سرش بمانم، کار را به او سپردم. گفت: «زحمت بکش، قبل از اینکه بروی مقداری پول بده تا بروم مواد بگیرم.» مبلغی به او دادم و گفتم ظهر هم برایت ناهار میفرستم. غروب که برگشتم، دیدم فقط یک مقدار خیلی کم کار کرده است. گفت: «موادم گم شد!» گفتم: «بابا، من خودم بیست سال درگیر تریاک بودم؛ مواد گم نمیشود، نشستی مصرف کردی.» در نهایت، آسیبش به اطرافیان میرسد.
چیزی که من مطالعه کردهام و در مشارکتها شنیدهام این است که آقای مهندس حدود بیست سال پیش فرمودند مادهای در راه است که سونامی بزرگ بعدی خواهد بود. امروز تازه داریم عوارض و تخریبهای وحشتناک شیشه و محرکهای روانگردان را میبینیم.
حالا از این موضوع بگذریم. من تجربه مصرف شیشه نداشتم و انشاءالله هیچکس هم نداشته باشد. خودم همیشه آرزو داشتم بتوانم مصرف را کنار بگذارم. به خانواده میگفتم دو ماه است مصرف نکردهام، اما یا زجر میکشیدم یا پنهانی مصرف میکردم. فقط زور میزدم که مصرف نکنم.
خیلیها میگویند شیشه با تریاک قابل قیاس نیست و حتی درمانی هم ندارد. اما خدا را شکر که جدای از تخریبهای شیشه و هر ماده دیگری، دری به روی همه ما باز شد. مخصوصاً برای کسانی که درگیر شیشه و مواد روانگردان بودند و فکر میکردند هیچ امیدی به بازگشت زندگی ندارند. روش DST که آقای مهندس در اختیار ما گذاشتند، راهی است که اگر وقت و انرژی برایش بگذاری، نتیجهاش را هم میبینی.
همه ما، فرقی نمیکند مصرفکننده چه مادهای بودهایم، همه راهها را رفته بودیم؛ همه زورها را زده بودیم، اما نمیشد. برای من هم نمیشد. خدا را شکر که چنین مسیری و چنین روشی وجود دارد. امروز خیلی از خدمتگزاران کنگره را میبینیم که روزی مصرفکننده شیشه بودهاند و هیچکس باور نمیکرد به این جایگاه برسند. این خودش جای شکر دارد.
در مورد لژیون سردار هم، طبق تجربه کوچکی که دارم، دوست دارم چند جمله بگویم. امیدوارم آن آگاهی، خیر و برکت در زندگی همه ما اتفاق بیفتد. درست است که همه درگیر مشکلات اقتصادی، تورم و افت کسبوکار هستیم، اما اصل، نیت درونی انسان است.
من خودم آدم پولداری نیستم؛ آچار به دست هستم و کار میکنم. اما همیشه بعد از جلسات از خدا فقط یک چیز خواستهام؛ اینکه بتوانم قسط پهلوانیام را پرداخت کنم و این بار از دوشم برداشته شود. خدا را هزار مرتبه شکر تا امروز ۲۷۵ میلیون تومان از تعهدم را پرداخت کردهام و انشاءالله بقیهاش را هم پرداخت میکنم. البته چند ماه تعطیلی و افت کار باعث شد کمی عقب بیفتم که شاید بخشی از آن هم کوتاهی خودم بوده باشد.
گاهی استادها و پهلوانهایی به شعبه میآیند و صحبت میکنند. شاید آدم فکر کند فقط شنیدههای دیگران را منتقل میکنند، اما واقعاً اینطور نیست. یکی از پهلوانان اصفهان آمده بود که همسر و بعد هم دخترشان هم پهلوان شده بودند.
آقای مجتبی مطلبی میگفت: «سال قبل، با اینکه وضعیت مالی خوبی نداشتم، تصمیم گرفتم قدمی در مسیر پهلوانی بردارم. بعد از آن، به لطف خدا توانستم خانهام را با خانهای بزرگتر عوض کنم.» خود من هم سال گذشته، از برج هشت، تصمیم گرفتم وارد این مسیر شوم و امروز خدا را شکر ۲۷۵ میلیون تومان از تعهدم را پرداخت کردهام. یقین دارم این خیر و برکت بیدلیل نیست.
وقتی برای پرداخت پهلوانی خدمت آقای مهندس رسیدم، با راهنمایی استادم آقا مجتبی، آقای مهندس فرمودند: «فکر کنید این پول را میخواهید در دریا بیندازید؛ نه چیزی از خدا بخواهید و نه از من.»
این حرف واقعاً برای من درس بزرگی بود. همین که انسان بخشیدن را یاد بگیرد، خدا هم کمکش میکند. این مال، مال من نیست؛ خدا فقط اجازه داده از دست من عبور کند و در جای درست هزینه شود.
چندی پیش در ماه محرم، در جمعی خدمت میکردم. بعد از مراسم، یکی از دوستان گفت پولی را که هزینه کرده بودی برگردانیم. گفتم: «من مهمان شما نبودم؛ این کار را برای دل خودم و برای امام حسین (ع) انجام دادم.» حتی دوباره تماس گرفتند، اما قبول نکردم. احساس کردم اگر پول را پس بگیرم، انگار ارزش آن خدمت را از بین بردهام.
امیدوارم قسمت همه ما بشود که هر کس به اندازه توان خودش در لژیون سردار مشارکت کند. همانطور که بارها گفتهاند، یکی صدش صد هزار تومان است و یکی صدش صد میلیون تومان؛ مهم این است که هر کس به اندازه توان خودش قدم بردارد.
مطمئنم اگر کسی با نیت درست وارد لژیون سردار شود، ضرر نمیکند. همانطور که بارها شنیدهایم، اگر مشکلات مالی داریم، یکی از راههای برکت در زندگی، مشارکت در لژیون سردار است.
ممنونم که به صحبتهای من گوش دادید.

تنظیم و ارسال گزارش : راهنما مسافر بهمن مشفق لژیون دوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
174