وقتی به دریا نگاه میکنیم، گاهی دریا مواج و گاهی آرام است یا به آسمان نگاه میکنیم، آسمان گاهی صاف و آبی، گاهی ابری است؛ اما اگر درون آنها نفوذ کنیم، عظمتی حیرتانگیز میبینیم، درون دریا انواع اقسام موجودات زندگی میکنند، در آسمان ستاره، ماه و خورشید را میبینیم که چقدر زیبا هستند؛ اما اگر اینها را از نزدیک مشاهده کنیم، زهر ترک میشویم؛ زیرا از دور زیبا هستند. انسان هم همینطور است؛ چند کیلو گوشت، استخوان که راه میرود نیست؛ اگر بتوانیم به درون انسان نفوذ کنیم؛ آنگاه عظمتی مشاهده میکنیم که کمتر از جهان بیرون نیست.
حال این سؤال پیش میآید که انسان در چند جهان زندگی میکند؟ حتماً میگویید در یک جهان... ولی اگر کمی توجه کنید متوجه میشوید که در سه جهان زندگی میکنیم: جهان اول؛ جهان فیزیکی و خاکی که کاملاً برای ما محسوس است. جهان دوم؛ جهان خواب است که بهصورت ناخودآگاه در آن زندگی میکنیم و جهان سوم؛ جهان ذهنی است، خیلیها در جهان ذهنی زندگی میکنند؛ آنقدر در درون خود نشخوار فکر منفی را تکرار میکنند که ناامید شده و در نهایت منجر به افسردگی و خودکشی میشود.
با رفتن به جهان ذهنی و داشتن فکر مثبت همچنین تکرار مداوم آن، انسان می تواند ازضد ارزشها فاصله گرفته و به ارزشها برسد؛ البته حیات های دیگر در جهان وجود دارند که فعلاً قابل رؤیت ما نیست، مثل هفت اندام ،هفت آسمان.... که از بالاترین مراتب آگاهی انسان است.
بیشتر آقای مهندس دژاکام، در این وادی از جهان ذهنی صحبت میکند؛ جهان ذهنی، مقدمهای برای برنامهریزی و عمل تمرین برای چگونه زیستن در جهان خاکی یا در سایر جهانها است، یعنی محل تمرین و زندگی در جهان خاکی و جهان بعد از مرگ! مقدمه این برنامهریزی و تمرین چگونه زیستن، ابزارش تفکر است.
در این وادی، تمرین میکنیم ساختار و تفکرات خود را از قوه به فعل در آوریم؛ مثلاً میگوییم به این کوه، کوه طلا میگویند، بالقوه طلا درونش وجود دارد؛ ولی بالفعل باید استخراج کنیم. فعل یعنی، عملکردن. به آن دسته از افکارمان که منطقی هستند اجازه دهیم تا وارد مرحله اجرایی و عملیاتی شوند، ممکن است ساختارهای ذهنی زیادی در ذهن ما به وجود بیایند؛ ولی قابل عملیات و اجرا نباشد، آن منطقیها را باید به اجرا دربیاوریم.
برای عملیاتیکردن ساختارها بایستی بستر را فراهم کنیم؛ باید از حالت اضطراب و استرس، عدم اعتمادبهنفس، ناامیدی و سایر نکات منفی خارج شویم تا به مرحله آرامش قدم بگذاریم و اجراکردن خواستههای ما عملی شود؛ بنابراین باید برای پالایش و تزکیه یا اصلاح اخلاق، کردار و منش خود در کل به سه اصل، پندار سالم، گفتار سالم و کردار سالم پایبند باشیم. همیشه باید در نظر بگیریم که اگر اندیشه و تفکر ما سالم باشد، بهصورت خودکار گفتههای ما هم سالم میشود و زمانی که گفتار ما سالم باشد، بهطرف کردار سالم یا عمل صلح آموز هدایت میشویم.
انسانهای زیادی در جهان هستند که دانستههای زیادی دارند و خود را در هر مسئلهای صاحبنظر میدانند؛ اما حتی خودشان هم نمیتوانند از دانستههای خود استفاده کنند؛ بنابراین برای تبدیل انسان بیتعادل و به هم ریخته به انسان با تعادل و موجه یک راه وجود دارد؛ آن راه، تزکیه و پالایش است، تزکیه و پالایش یعنی، دوری از ضد ارزشها و رفتن به سمتوسوی ارزشها.
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون سوم)
رابط خبری: همسفر صونا رهجوی راهنما همسفر آمنه (لژیون سوم)
ارسال: راهنما همسفر پروانه نگهبان سایت
همسفران نمایندگی آبیک
- تعداد بازدید از این مطلب :
214