سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و چهارم کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران کنگره ۶۰ نمایندگی شفا مشهد، با استادی دستیار دیدبان محترم، مسافر حسن، نگهبانی مسافر داریوش و دبیری مسافر هادی با دستور جلسه "وادی پنجم و تاثیر آن روی من" روز یک شنبه مورخ28تیرماه ۱۴۰۵ راس ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.

خلاسه سخنان استاد:
سلام دوستان حسن هستم مسافر.
خدا را شاکر و سپاسگزارم که این توفیق نصیبم شد تا در خدمت شما عزیزان باشم. از راهنمای لژیون یک، مسافر سعید، سپاسگزارم که حق خودشان را به من دادند و از ایجنت محترم، گروه مرزبانی و همه شما عزیزان نیز تشکر میکنم که مرا در جمع خودتان پذیرفتید.
وادی پنجم، مانند همه وادیها و تمام مطالبی که آقای مهندس به ما آموزش میدهند، به فرموده خود ایشان برای شناخت انسان است. اگر ما خودمان را بشناسیم، قطعاً عملکرد بهتری خواهیم داشت و در هستی، در زندگی و در جایگاه واقعی خود قرار خواهیم گرفت.
عنوان وادی "در جهان ما تفکر، قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل مینماید" می باشد.
وقتی به یک انسان نگاه میکنیم، همانطور که در وادی آمده است، در ظاهر فقط چند ده کیلو گوشت، پوست و استخوان میبینیم؛ اما اگر انسان را بشناسیم، درمییابیم که موجودی بسیار پیچیده، با توانمندیهای بسیار بالا و رسالتی بسیار بزرگ است. هر انسانی برای انجام کاری و رسالتی پا به این هستی گذاشته است.
این را عرض کردم تا بگویم هرچه شناخت ما از خودمان بیشتر باشد، بهتر میتوانیم مسیر زندگی را طی کنیم.
در این وادی بیان میشود که ما همزمان در چند جهان زندگی میکنیم. در ظاهر، در جهان خاکی حضور داریم؛ اما جهان خواب، دنیای مخصوص به خود را دارد و جهان ذهنی ما نیز پیشدرآمد چگونه زیستن ما در جهان مادی است. جهانهای بعدی نیز هر کدام دنیایی پیچیده و شگفتانگیز دارند.
جهان ذهنی، محل تمرین چگونه زیستن و شکلگیری ساختارهاست و پیشدرآمد آن نیز تفکرات ماست؛ اینکه چگونه فکر میکنیم.
برای اینکه مفهوم این وادی تحقق پیدا کند و عملی شود، باید جهان ذهنی ما وظیفه خود را درست انجام دهد. لازمه آن، شکلگیری رفتارها و اتفاقاتی است که بر پایه تفکرات صحیح و ارزشها باشد تا ساختاری درست در ذهن ما ایجاد شود؛ زیرا اگر از همان ابتدا ساختار اشتباه شکل بگیرد، مسیر نیز اشتباه خواهد شد و نتیجه مطلوب حاصل نمیشود.
برای اینکه بتوانیم درست فکر کنیم و در جهان ذهنی ساختار صحیحی ایجاد کنیم، باید ابتدا از ترس، منیت، کینه، نفرت، خشم و ناامیدی عبور کنیم. عبور از این صفات منفی نیز مستلزم دوری از ضد ارزشهاست.
اگر هر کدام از ما به وجدان خود و به خرد جمعی مراجعه کنیم، میبینیم که ضد ارزشها تقریباً در همه جای دنیا یکسان هستند؛ مانند دروغ، دزدی، رشوه، خیانت، جنایت و امثال آن.
اولین قدم، دوری از ضد ارزشها و خودداری است. اگر بخواهم کاری انجام دهم و ندانم درست است یا نه و نسبت به آن شک داشته باشم، انجامش نمیدهم و خودداری میکنم.
بعد از آن قناعت است. بزرگترین معلم ما، خود هستی است. در طبیعت میبینیم که یک درخت از کمترین امکانات موجود در خاک، بهترین میوه را به بار میآورد. مگر من از یک درخت کمترم؟ من هم باید با همان امکاناتی که در اختیار دارم، بهترین نتیجه و بهترین ثمر را ارائه بدهم.
موضوع بعدی صبر است. مگر بدون صبر اتفاقی به ثمر میرسد؟ در طبیعت ابتدا بذر یا نهالی کاشته میشود و بعد باید برای رشد و به ثمر رسیدنش صبر کرد. مگر میشود امروز وارد کنگره شوم و بدون صرف زمان و تلاش، به رهایی برسم؟ قطعاً نه.
بعد از آن پسانداز است. به نظر من، بزرگترین معجزه زندگی، پسانداز است. در زمان مصرف، همیشه دستم جلوی دیگران بود؛ اما وقتی وادی پنجم را مطالعه کردم و به قناعت و پسانداز رسیدم، فهمیدم که حتی اگر درآمد کمی هم داشته باشم، باید بخشی از آن را کنار بگذارم. همانطور که گفته میشود:
"غله، دانهدانه در انبار جمع میشود."
در ادامه، باید از تجسس در زندگی دیگران و قضاوت کردن نیز پرهیز کنیم؛ زیرا این کارها فقط انرژی ما را هدر میدهد.
در نهایت به رضا، توکل و تسلیم میرسیم. یعنی من وظیفه خودم را انجام میدهم، تلاش میکنم، صبرمی کنم، قناعت میکنم و هر آنچه لازم است انجام میدهم؛ سپس به خدا توکل میکنم، به رضای او راضی هستم و در برابر نتیجهای که هستی برایم رقم میزند، تسلیم میشوم.

اگر با این فرمان حرکت کنم، زندگی آرام، متعادل و بالانسی خواهم داشت؛ در غیر این صورت، انسانی نامتعادل خواهم بود که نه از پس کارهای خود برمیآید و نه میتواند برای دیگران مفید باشد.
وظیفه من این است که به اندازه توان، همت و فرصتی که در اختیارم قرار گرفته، کاری کنم تا محیط اطرافم جای بهتری برای زندگی باشد، نه اینکه با عملکردم آن را آلوده کنم.
یکی از کارهایی که امروز انجام میدهیم، فعالیتهای عامالمنفعه است. من معتقدم حضور ما در اینجا اتفاقی نیست. آیا در میان این همه اتفاق، زنده بودن من و شما اتفاقی است؟ قطعاً نه. قرعه به نام من و شما افتاده که اینجا باشیم؛ در حالی که هنوز افراد زیادی در تاریکی و مصرف مواد هستند و به اینجا راه پیدا نکردهاند.
بر اساس آموزشهایی که دریافت کردهایم، احساس میکنم وظیفه دارم قدمی برای فراهم شدن شرایط درمان افراد بیشتری بردارم.
از اینکه با حوصله به صحبتهای من گوش دادید، از شما سپاسگزارم.
در ادامه رهایی راهنمای محترم مسافر هاشم از لژیون تغذیه سالم پارک نیلوفر آبی با راهنمایی همسفر مهدی اعلام گردید

رهایی و ورود به سفر دوم جهانبینی مسافرین فرهاد و رحیم از لژیون هفتم با راهنمایی راهنمای محترم مسافر هاشم اعلام گردید>

با تشکر از لژیون خدمتگزار، لژیون 1 با راهنمایی راهنمای محترم مسافر سعید
.jpg)
مرزبان خبری: مسافر احمد
صوت: مسافر محمد ل15
عکاس: مسافر حسین ل۱
تایپ: مسافر احمد ل۱۱
ارسال خبر: مسافر احمد ل۱۱
- تعداد بازدید از این مطلب :
84