ششمین جلسه ازدوره هشتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره۶۰ نمایندگی صفادشت ویژه مسافران و همسفران ؛با استادی راهنمامسافر جلال ، نگهبانی موقت پهلوان مسافربعزاد و دبیری مسافرعلی با دستور جلسه « وادی پنجم و تأثیر آن روی من »روز شنبه ۲۷تیر ماه ۱۴۰۵ساعت ۱۶:۳۰ آغاز به کارکرد.
خلاصه سخنان استاد
.jpg)
سلام دوستان جلال هستم یک مسافر
ابتدا خدا روشکر می کنم که دراین جایگه هستم تا بتوانم آموزش بگیرم و خدمت کنم .
دستور جلسه امروز ما دو بخش دارد: بخش اول وادی پنجم و بخش دوم، جشن تولد یکسال رهایی مسافر ابوالفضل عزیز، خدمتگزار بخش نشریات.
در باب وادی پنجم؛ معتقدم این وادی فرمانِ حرکت است. ما در کنگره از وادی اول با تفکر آغاز میکنیم و پلهبهپله جلو میآییم تا به وادی چهارم میرسیم. وادی چهارم به من میآموزد که باید تمام مسئولیتهای زندگیام را، چه در دوران سفر اول و چه در سفر دوم، تمام و کمال بپذیرم. هیچکس اسلحه روی شقیقه من نگذاشته بود که مواد مصرف کنم؛ اگر در گذشته به هر دلیلی در تاریکی بودم، مقصر خودم بودم و نه هیچکس دیگر.
زمانی که این مسئولیتپذیری را در درون خود بپذیرم و اجازه ندهم که تقصیرها را به گردن دیگران یا حتی تقدیر و خداوند بیندازم، آنگاه است که معجزه رخ میدهد و به وادی پنجم میرسم.
در وادی پنجم میآموزیم که انسان همزمان در سه جهانِ «فیزیک»، «خواب» و «ذهن» زندگی میکند. به اعتقاد من، «جهانِ ذهن» بسیار مهمتر است؛ چرا که تمرینگاهِ ما برای رسیدن به خواستهها در جهان فیزیک است. خداوند که ما را بسیار دوست دارد، ابزاری به نام «ذهن» را در اختیار ما قرار داده تا بتوانیم خواستههایمان را در آن به تصویر بکشیم و برای اجرایی کردنشان تمرین کنیم. وادی پنجم به ما یاد میدهد که چگونه ساختارهای ذهنی را به مرحله عمل برسانیم.ا
ز آنجا که بنده در لژیون سردار حضور دارم و نگهبان لژیون سردار، آقا بهزاد عزیز، از من خواستند در این مورد صحبت کنم، باید بگویم کنگره و آموزشهایش بستری است که ما بتوانیم از این ابزارها برای رسیدن به تکامل استفاده کنیم.
همچنین، تولد یکسال رهایی مسافر عزیز ابوالفضل، را که از خدمتگزاران صدیق بخش نشریات است، تبریک میگویم. امیدوارم همگی در این مسیر پربرکت، خدمتگزارانی صادق باشیم.»دوستان گرامی، اجازه دهید در مورد اهمیت “جهان ذهن” در وادی پنجم کمی بیشتر باز کنم. ما قبل از اینکه بخواهیم در جهان فیزیک به هدفی برسیم، باید آن را در ذهن خود تثبیت کنیم. باید آنقدر در ذهنمان تصویرسازی کنیم و آن خواسته را تکرار کنیم که سالها و روزهای متمادی، آن هدف برای ما تبدیل به یک امر “عادی” و بدیهی شود؛ آنجاست که جهان فیزیک تسلیم ارادهی ذهن ما میشود.
به نظر من، ۷۰ تا ۸۰ درصدِ کارِ رسیدن به خواستهها در دنیای ذهن و تصویرسازی انجام میشود. تصویرسازی ذهن، دقیقاً مانند یک “ذرهبین” عمل میکند؛ درست همانطور که ذرهبین، انرژی پراکندهی نور خورشید را جمع کرده و آن را بر روی یک نقطه متمرکز میکند، تصویرسازی نیز انرژیِ پراکندهی فکر ما را بر روی هدف متمرکز میکند. با این کار، ما در واقع در حال “فشردهسازی زمان” هستیم؛ یعنی با تمرکز بر هدف، مسیری را که مستلزم سالهاست، با سرعت و قدرت بیشتری طی میکنیم.البته در این مسیر، چالش بزرگی داریم: “نفس امّاره”. همانطور که در کنگره میآموزیم، کار نفس امّاره خراب کردنِ حس ماست. وقتی مسئولیت زندگیمان را میپذیریم و تصمیم به حرکت میکنیم، نفس با القای ترس، ناامیدی و اضطراب، سعی میکند ما را متوقف کند. اما کلید موفقیت اینجاست:
اگر بتوانیم از این تلاطمهای منفی عبور کنیم، اتفاقات فوقالعادهای در زندگیمان رقم خواهد خورد.و در پایان، با نگاهی به مسیرِ ابوالفضل عزیز، این موضوع را بهتر درک میکنیم. او در همان هفته اول ورودش به لژیون، با جسارت گفت: «میخواهم راهنما شوم». من به او گفتم: «بیا و سفرت را شروع کن». او در کنار دوستانش، مسیر بسیار ایدهآلی را طی کرد و پس از اتمام سفر، با پشتکار در بخش نشریات خدمت کرد. امروز، دریکسال رهاییاش، او به عنوان “مرزبان” انتخاب شده است. این موفقیت را به خود او، خانواده محترمش، جناب مهندس دژاکام و تمامی اعضای کنگره ۶۰ تبریک میگویم و امیدوارم این مسیرِ خدمت، برای او تحولی همیشگی به ارمغان بیاورد.»
ممنونم که به صحبت های من گوش کردید.
در ادامه جشن تولد اولین سال رهائی مسافر ابوالفضل در شعبه برگزار شد.
اعلام سفر مسافر
.jpg)
آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک دودی ،مدت سفر ۱۱ماه و۲روز،رهایی ۱سال و۳ماه و۱۰ روز
آنتی ایکس دوم سیگار مدت سفر ۱۴ ماه و۴ روز رهایی ۹ماه
خواسته مسافر

دریافت شال راهنمائی
سخنان مسافر
سلام دوستان ابوالفضل هستم یک مسافر
کنگره ۶۰ برای ما فراتر از یک مکان، یک کلاس درس بزرگ برای یادگیری راه و رسم درست زندگی است. بسیاری از ما در این سن و سال، تازه در مسیر شناختِ سره از ناسره و تمیزِ خوبیها از بدیها قرار گرفتهایم و این شناخت، همگی از برکات آموزشهای ناب کنگره و زحمات بیدریغ راهنمایان عزیزمان است.در پایان، از تمامی مسافران و همسفران گرامی که در این جشن حضور یافتند و با پیامهای پرمهرشان ما را مورد لطف قرار دادند، صمیمانه سپاسگزارم. الهی که همگی طعم خوشِ رهایی را بچشید. همه با هم به افتخار خودمان و به افتخارِ رهایی، یک تشویق پرشور انجام دهیم.»
راهنمای گرانقدر من با هفت سال حضور مستمر در کنگره و تجربه کردن تمامی جایگاههای خدمتی، الگوی عملی برای ما هستند؛ تمام پیشرفتهای امروز ما و رسیدن به این جایگاههای خدمتی، مرهون راهنماییها و درایت ایشان است. امیدوارم بتوانیم در ادامه این مسیر، خدمتگزارانی صادق و فرمانبردار برای کنگره باشیم.
سخنان راهنمای همسفر .jpg)
سلام دوستان شهناز هستم راهنمای یک همسفر
عرض سلام و احترام خدمت راهنمای گرانقدر، آقا جلال ، ایجنت های محترم ،مرزبانان محترم و تمامی خدمتگزارانی که در برگزاری این تولد زحمات بسیاری کشیدند؛ حضور همگی شما را گرامی میدارم
همچنین تبریک ویژهای دارم خدمت آقا ابوالفضل، زینب عزیز، شقایق و شایان گرامی؛ بسیار باعث خوشحالی است که این خانواده محترم توانستند با ورود به کنگره ۶۰، در مسیر درست حرکت کنند و به این جایگاه برسند
زینب عزیز اول که اونده بودن خیلی حال روحی مناسبی نداشتند بعد چند ماه من نمی تونستم کنترلش کنم پر انرژی بودنش باید کنترل می شد و خیلی مشتاق خدمت کردن هستندامیدوارم هم خودشون هم مسافرشون برای راهنمایی تلاش خودشان را بکندد و به موفقیت برسند .ممنونم که به صحبت های من گوش کردید.
سخنان همسفر
.jpg)
سلام دوستان زینب هستم یک همسفر
خداوند را بسیار شاکرم که مسیر کنگره را بر سر راه من قرار داد. سپاسگزارم که جناب مهندس دژاکام را در مسیر زندگی ما قرار داد؛ همان بنده برگزیده پروردگار که با بنیان نهادن این مکان، فرصت بازگشت و شناخت خود را به امثال من هدیه کرد. در مقابل تمامی شما و به نمایندگی از همه، از جناب مهندس دژاکام با تمام وجودم تشکر میکنم. ممنونم که بهترین شاگردان خود را پرورش دادند؛ شاگردانی که خود امروز به استادان بزرگی تبدیل شدهاند.از راهنمای عزیزم، خانم شهناز دانهکار، صمیمانه سپاسگزارم که در تمامی لحظات مرا پذیرفتند و با صبوری راهنمایی کردند؛ ایشان کسی هستند که بیش از آنکه من خود را باور داشته باشم، مرا باور کردند. همچنین از راهنمای مسافرم، آقا جلال ، قدردانی میکنم که با آموزشهایشان باعث شدند مسافرم راه خود را پیدا کند و زندگیمان جانی دوباره بگیرد.در پایان، بسیار خوشحالم که در این جایگاه قرار دارم. از مسافرم میخواهم که با قدرت، پلههای صعود و سفر را طی کند و امیدوارم روزی برسد که او نیز در جایگاههای خدمتی خدمتگزار باشد. پسرم همیشه به من میگوید «مامان، مرزبان شو، حس بسیار خوبی دارد»، اما من با اینکه گاهی دچار تردید میشوم که نکند در این مسیر کم بیاورم، اما همواره برای مسافرم آرزو میکنم که به درجات بالاتر برسد و مایه افتخار برای همه ما باشد.
سخنان همسفر
.jpg)
سلام دوستان شقایق هستم یک همسفر
از جناب مهندس تشکر می کنم که این بستر ف اهم کرد تا امثال کسی مثل پدر من بیایند و به راحتی درمان بشوند امیدوارم روزی برسد که تمامی پدران و همسنوسالان پدر من، طعم شیرین رهایی و حال خوش را تجربه کنند. من که خود را یک دخترِ بابایی میدانم، معتقدم لبخند پدرم، تمام دنیای من است؛ حتی اگر روز بسیار سختی را گذرانده باشم، کافی است پایان شب حال خوش و آرامش پدرم را ببینم تا تمام خستگیهایم از بین برود و حالم خوب شود.
جا دارد دوباره از راهنمای پدرم ، آقا جلال ، به خاطر تمامی زحماتشان تشکر کنم. همچنین میخواهم از راهنمایان خودم، خانم غزاله عزیز و خانم سوسن گرامی، که در مسیر آموزش من سهم بزرگی داشتند، قدردانی کنم. شاید تخریبهای من گاهی بیش از پدرم بوده باشد، اما به لطف آموزشهای کنگره، امروز در این جایگاه هستم. برای تکتک شما عزیزان، رسیدن به حال خوش و رسیدن به این آرامش درونی را از خداوند خواستارم.
نفرات برتر آزمون
.jpg)
تایپ : مسافر میثم خدمتگذار سایت
ویراستاری و ارسال: مسافر حسن خدمتگزار سایت
عکس: مرزبان خبری مسافر بهمن
مسافران نمایندگی صفادشت
- تعداد بازدید از این مطلب :
1189