پسانداز تنها به جمع کردن پول محدود نمیشود؛ بلکه نگرشی است که به ما میآموزد با مدیریت صحیح داشتهها، قناعت، آیندهنگری و مسئولیتپذیری، پایههای یک زندگی متعادل و آرام را بنا کنیم. امروز افتخار داریم با راهنمای تازهواردین دنور همسفر عطیه در رابطه با وادی پنجم و موضوع ارزشمند «قناعت و پسانداز» گفتگویی داشته باشیم. امیدوارم برای همه دوستان مفید و قابل استفاده باشد.
همسفر عطیه به همراه مسافر خود با آنتیایکس مصرفی تریاک و شیره وارد کنگره شدند. به مدت 11 ماه و 11 روز با روش DST و داروی اپیوم به راهنمایی همسفر فهیمه و مسافر حمزه سفر کردند. درحال حاضر به مدت 2 سال و 2 ماه است که به لطف خدا و دستان پرمهر آقای مهندس آزاد و رها هستند. درادامه همسفر عطیه سفر ویلیام داشتند، با آنتیایکس مصرفی قلیان و سیگار به مدت 10 ماه و 14 روز به روش DST و داروی آدامس نیکوتین با راهنمایی همسفر مینا سفر کردند و اکنون 6 ماه است که از بند نیکوتین رها شدهاند. ورزش مسافر و همسفر در کنگره والیبال است.
در رابطه با پسانداز، آقای مهندس جملات زیبایی را بارها در سیدیها به ما گفتهاند؛ مانند «دانهدانه است غله در انبار» یا «آب اقیانوسها قطرهقطره است»، آیا شما از این پیامها در محکم کردن پایههای مالی زندگی خود استفاده کردهاید؟
بله، قطعاً همینطور بوده است. یکی از آموزشها و نگاه آقای مهندس به پسانداز همان جمع کردن ذرهذرهها میباشد. این جملات شاید در ظاهر ساده باشند؛ اما وقتی وارد زندگی انسان میشوند، نوع نگاه او را کاملاً تغییر میدهند.
در سیدیهای کنگره و وادی پنجم، ما یاد میگیریم که بعد از تفکر، باید وارد مرحله حرکت و عمل بشویم؛ یعنی اگر بدانیم که پسانداز خوب و قناعت لازم است؛ همینطور ولخرجی و خواستههای نامعقول میتواند ما را از تعادل خارج کند؛ اما در عمل قدمی برنداریم، این دانستن بهتنهایی فایدهای ندارد. یاد گرفتیم که قرار نیست یکشبه پایههای مالی زندگی محکم بشود؛ همانطور که درمان هم یکشبه اتفاق نمیافتد. انسان با نظم، صبر و حرکت تدریجی به نتیجه میرسد، در مسائل مالی هم باید همین مسیر را طی کند. من این را در زندگی خودم کاملاً تجربه کردهام. در مقطعی از زندگی، مخصوصاً در سالهای مصرف مسافرم، طبیعتاً خیلی از موضوعات زندگی از تعادل خارج شده بود؛ هم از نظر روحی، فکری و حتی مالی؛ ولی وقتی وارد کنگره شدیم و سفرمان را شروع کردیم، کمکم متوجه شدم که آموزشهای کنگره فقط برای درمان جسم و روان نیست؛ بلکه برای ساختن کل زندگی است. همانطور که درطول سفر یاد گرفتم با برنامه و نظم میشود از تاریکی به روشنایی رسید، در بخش مالی هم آموختم که با رعایت قناعت، مدیریت خواستهها، کنار گذاشتن هزینههای غیرضروری و با یک پسانداز مستمر؛ حتی اگر کم باشد، میشود پایههای زندگی را محکم کرد. امروز اگر احساس امنیت و آرامش بیشتری در زندگی دارم، بخشی از آن به همین آموزشها برمیگردد؛ چون دیگر نگاه من به پول و امکانات، یک نگاه هیجانی و مقطعی نیست؛ بلکه یاد گرفتهام که باید آرام، پیوسته، حسابشده و با نگاه به آینده عمل کنم.
.jpg)
آیا تجربهای داشتهاید که یک پسانداز کوچک در زمان مناسب، گره مهمی از زندگی شما را باز کرده باشد؟
بله شاید قبل از آشنایی با کنگره، پسانداز برای من فقط یک موضوع مالی بود؛ یعنی فکر میکردم پسانداز، کنار گذاشتن مقداری پول برای آینده میباشد؛ اما امروز با آموزشهایی که گرفتهام، نگاهم خیلی عمیقتر شدهاست. الان حس میکنم پسانداز فقط جمع کردن پول نیست؛ بلکه نوعی تفکر، انضباط، آیندهنگری و احترام به آرامش زندگی است. خیلی وقتها در زندگی، مبالغ کوچک که شاید در لحظه به چشم نمیآمده، در یک زمان خاص تبدیل به پشتوانهای مهم شدهاست. این تجربه به من ثابت کرده که آموزشهای کنگره کاملاً واقعی و کاربردی هستند. ما در اینجا یاد میگیریم که هیچ حرکت سالمی بینتیجه نمیماند؛ همانطور که در درمان، خوردن یک پله دارو در زمان خودش، حضور منظم در جلسات، نوشتن سیدیها و گوشدادن مداوم، شاید کارهای کوچکی بهنظر برسند؛ اما درنهایت، نتیجهای بسیار بزرگ به همراه دارند، در مسائل مالی هم همینطور است؛ یک مبلغ کوچک که با آگاهی و استمرار کنار گذاشته میشود، میتواند در یک زمان حساس، گرهای را باز کند و حتی آرامش خانواده را حفظ کند.
بهنظر شما ثروت واقعی از نگاه کنگره۶۰ چیست و قناعت چه نقشی در رسیدن به آن دارد؟
از نگاه من ثروت واقعی در کنگره۶۰ فقط به پول و دارایی ظاهری محدود نمیشود؛ البته که داشتن وضعیت مالی مناسب، مهم است و کسی نمیتواند منکر اهمیت آن در زندگی بشود؛ اما آنچه کنگره به ما میآموزد این است که اگر انسان فقط در حساب بانکیاش ثروت داشته باشد؛ ولی درونش پر از اضطراب، نارضایتی، ترس، آشفتگی یا خواستههای تمامنشدنی باشد، این ثروت کامل نیست. من فکر میکنم ثروت واقعی از نگاه کنگره۶۰، مجموعهای از سلامت جسم، آرامش روان، تعادل در جهانبینی، روابط سالم، حال خوش، تفکر درست و توانایی درست زندگی کردن است؛ یعنی فردی که میتواند از داشتههایش درست استفاده کند، برای خواستههایش حدومرز قائل شود، از زندگی خود رضایت داشته و در مسیر رشد باشد، به نوعی ثروتمند واقعی است و در این میان، قناعت نقش بسیار مهمی دارد؛ چون قناعت باعث میشود انسان مرز بین «نیاز» و «خواسته» را بشناسد. یکی از مشکلاتی که خیلی از ما در زندگی داریم، این است که گاهی خواستههای نامعقول را بهجای نیاز واقعی مینشانیم و بعد برای رسیدن به آنها، آرامش خودمان را از دست میدهیم؛ اما قناعت به ما یاد میدهد که داشتههای خود را ببینیم، قدرشان را بدانیم و اسیر مقایسه و چشموهمچشمی نشویم. قناعت نهتنها مانع رشد نیست؛ بلکه اتفاقاً بستر رشد سالم است؛ چون وقتی انسان یاد میگیرد قانع باشد، دیگر انرژیاش صرف خواستههای بیپایان و غیرضروری نمیشود و میتواند توان و فکرش را در مسیر درست خرج کند. این موضوع را در زندگی خودم هم دیدهام؛ بعد از درمان و رهایی مسافرم متوجه شدم که حال خوب فقط در این نیست که یک مشکل برطرف شده باشد؛ بلکه باید بتوانیم زندگیمان را آگاهانهتر اداره کنیم. اگر قرار باشد از یک تاریکی عبور کنیم و دوباره در دام حرص، نارضایتی یا بینظمی مالی بیفتیم، آن تعادل کامل نخواهد بود؛ بنابراین قناعت یکی از ستونهای اصلی رسیدن به ثروت واقعی است.
چه رابطهای بین قناعت، رضایت از زندگی و رهایی از خواستههای نامعقول میبینید؟
بهنظر من، این سه موضوع کاملاً به هم مرتبط هستند و حتی میشود گفت: قناعت، پلی است برای رسیدن به رضایت از زندگی و رهایی از خواستههای نامعقول. انسانی که قناعت را درک نکرده باشد، معمولاً مدام درحال دویدن دنبال چیزهایی است که یا واقعاً نیاز او نیستند یا زمان رسیدن به آنها هنوز نرسیده است یا اساساً فقط بهخاطر مقایسه با دیگران در ذهنش شکل گرفتهاند. طبیعی است که چنین فردی، حتی اگر چیزهای زیادی هم بهدست بیاورد، باز هم احساس کمبود خواهد کرد؛ چون مشکل در نداشتن نیست، در نوع نگاه است. در آموزشهای کنگره، مخصوصاً در وادی پنجم، ما یاد میگیریم که باید از وادی حرف و خواستن خارج شویم و وارد وادی عمل سالم شویم که همین تنظیم خواستهها است؛ یعنی من یاد بگیرم، هرچیزی که دلم میخواهد لزوماً برای من ضروری نیست و هر خواستهای اگر بیحساب دنبال شود، میتواند آرامش زندگی را بگیرد. قناعت به من کمک میکند که خواستههایم را غربال کنم، آنها را با شرایط و توان خودم بسنجم و از اسارت خواستههای نامعقول بیرون بیایم. وقتی این اتفاق بیفتد، رضایت از زندگی هم بیشتر میشود؛ چون دیگر تمرکز انسان فقط روی نداشتهها نیست؛ بلکه داشتهها را هم میبیند و از آنها لذت میبرد. از نگاه من، رضایت بهمعنی توقف نیست؛ رضایت یعنی من در حین تلاش برای بهتر شدن، آرامش خودم را فدای نرسیدنهای موقتی نکنم. این موضوع برای کسی که دوران سختی را پشتسر گذاشته، خیلی عمیقتر قابل درک است. وقتی من در کنار سفر ویلیام و مسیر درمان، از یک مرحله پرتنش به مرحلهای از آرامش و رهایی رسیدم، بهتر فهمیدم که بعضی خواستهها واقعاً ارزش این همه آشفتگی را ندارند. گاهی انسان، وقتی نعمت سلامتی، آرامش خانه و رهایی را لمس میکند، تازه متوجه میشود که چهقدر باید قدر تعادل را بداند! آنوقت، قناعت دیگر یک محدودیت نیست؛ بلکه یک موهبت است که او را از خیلی فشارهای بیهوده نجات میدهد.
اگر بخواهید در یک جمله مهمترین پیام آموزش قناعت و پسانداز در وادی پنجم را بیان کنید، آن جمله چیست؟
مهمترین پیام آموزش قناعت و پسانداز در وادی پنجم این است که انسان باید یاد بگیرد از داشتههایش درست و عاقلانه استفاده کند. قناعت؛ یعنی قدر نعمتها را بدانیم و بیهوده مصرف نکنیم. پسانداز؛ یعنی برای آینده، آرامش و روزهای سخت، بخشی از امکانات و درآمدمان را نگهداری کنیم. این آموزش به ما یاد میدهد که با نظم، تفکر و مسئولیتپذیری زندگی کنیم. کسیکه قناعت و پسانداز را بلد باشد، کمتر دچار بحران و وابستگی میشود؛ درواقع این دو، پایهای برای رشد، امنیت و آرامش در زندگی هستند.
در پایان از راهنمای تازهواردین دنور همسفر عطیه بابت وقتی که در اختیار ما قرار دادند و تجربیات ارزشمند خود را با صداقت و صمیمیت در میان گذاشتند، صمیمانه سپاسگزارم.
طراح سؤال و مصاحبهکننده: همسفر زهرا (ح) رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر افسانه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
1063