سلام دوستان فرشید هستم، یک مسافر.
پیش از هر چیز، با تمام وجود شاکر خداوند و قدردان تمام عزیزانی هستم که در مسیر بیداری و آگاهی کنارم بودند. از آقای مهندس، خانوادهی بزرگوارشان، راهنمایان عزیزم و خانوادهی صبور خودم بهویژه همسر دانا و عاشقم سپاسگزارم؛ کسی که عشقش را در عمل ثابت کرد. سفر برای من فقط جابهجایی نبود؛ عبور از لایههای درد، تجربه و آگاهی بود. در کنگره ۶۰، هر جلسه شبیه ورق زدن کتابی قدیمی بود؛ آدمهایی با کولهبارهای سنگین از تجربه، مشارکت میکردند و ما در سکوت گوش میدادیم. اینجا سفر، سفرِ روح است؛ سفری از «منِ زخمی» به «ما» پیوند خورده به محبت. کنگره برای من یک مسیر بود، نه یک ایستگاه. مسیری که در آن فهمیدم رهایی مقصد نیست؛ راه رفتن است. قدم گذاشتن در مسیر صداقت، پذیرش و رسیدن به آرامشی که زمانی فقط خیال بود. اینجا یاد گرفتم برای زنده ماندن نباید تنها بود؛ باید در جمع بود و از دل همین جمع، راه را پیدا کرد. سفر از اعتیاد به رهایی، سختترین و زیباترین سفر زندگی من بود. سخت چون تغییر سخت است؛ زیبا چون لذت پس گرفتن عزت، احترام و آرامش را دوباره میچشیم بیهیچ جنگی، بیهیچ خونریزی. در کنگره یاد میگیریم که هیچ راهی دور نیست، اگر کنار هم قدم برداریم. سختترین لحظه برای من زمانی بود که فهمیدم اعتیاد، سارق حقوق انسانی است؛ حق عزتنفس، حق انتخاب، حق حضور واقعی در خانواده، حق آرامش. اما با شروع سفر، با هدفگذاری، با حرکت آرام و با راهنمایی یک بلد، همهچیز تغییر کرد. ۱۸ ماه سفر کردم، آموزش گرفتم، خدمت کردم و روزی رسید که دیگر خبری از اعتیاد نبود. آرامآرام همهی آنچه را از دست داده بودم پس گرفتم؛ حتی چیزهایی را که تصورش را هم نمیکردم. من در کنگره درمان شدم و راهی بهتر و بیخطرتر پیدا نکردم. من فرشید هستم؛ کسی که روزی با یک کلمه تحقیر میشد: «معتاد». اما امروز، با آموزش و عمل، جایگاهی رو به رشد و تعالی یافتهام و تمام دغدغهام شده خدمت، آموزش و ساختن روزهای سالم برای خودم و عزیزانم. برای خودم و برای شما، روزگاری سرشار از آرامش و سلامت آرزو میکنم.
تهیه، تنظیم و ارسال: مسافر مهدی
کنگره ۶۰ نمایندگی شاهینشهر
- تعداد بازدید از این مطلب :
90