وادی پنجم به ما میگوید:
تنها با فکر کردن، مسائل زندگی حل نمیشود. فکر، تنها عامل آغاز و ساختن است، اما پس از آن باید حرکت کرد تا با تلاش و کوشش بتوان به خواستهها و اهداف خود رسید. چنانچه تفکرات ما به عمل تبدیل نشوند، ارزشی نخواهند داشت و از آن تفکر نتیجهای حاصل نمیشود.
دو صد گفته چون نیم کردار نیست.یا به قول شاعر:«عالم بیعمل به چه ماند؟به زنبور بیعسل.»
ممکن است من بسیار باسواد باشم و در زمینههای مختلف زندگی اطلاعات فراوانی داشته باشم، اما این دانستهها زمانی ارزشمند هستند که به عمل و رفتار تبدیل شوند. دانستنِ بدون عمل، هیچ فایدهای ندارد.
ما در جهانهای متعددی زندگی میکنیم؛ جهان مادی یا جهان خاکی، جهان خواب و جهان ذهن.
در جهان خواب، با کالبد مثالی یا کالبد دوم وارد بعد دیگری میشویم.
همانگونه که حضرت علی (ع) میفرمایند: «خواب، برادر مرگ است.» در هنگام خواب، روح از بدن جدا شده و از طریق کالبد دوم به سیر و سفر میپردازد. اگر روح دوباره به بدن بازنگردد، مرگ اتفاق میافتد. البته در هنگام خواب، روح از طریق بند نقرهای ارتباط خود را با جسم حفظ میکند.
جهان ذهن، جهانی بسیار گسترده، پیچیده و حائز اهمیت است. تمامی تفکرات ما از ذهن سرچشمه میگیرند.
وسعت این جهان به اندازهای است که درک کامل آن برای ما دشوار است؛ همانگونه که روی کره زمین زندگی میکنیم، اما به دلیل عظمت آن، حتی حرکت چرخشیاش را احساس نمیکنیم.
وادی پنجم به ما میآموزد که از جهان ذهن و تفکر، قدم به جهان عمل بگذاریم و اندیشههای خود را در دنیای بیرون به اجرا برسانیم؛ در غیر این صورت، تفکر به تنهایی ارزشی ندارد.
«شود، شود» یا همان «کن فیکون» در جهان ذهن اتفاق میافتد؛ زیرا این جهان، بیزمان و بیمکان است و هر آنچه در آن بیندیشیم، در همان لحظه قابلیت خلق شدن دارد. انسان در جهان ذهن، خود نوعی خالق است و این، نشانهای از عظمت خداوند در آفرینش انسان است.
نتیجه آنکه زندگی در جهان ذهن و پرورش افکار، چه مثبت و چه منفی، زمینه تحقق آنها را در جهان بیرون فراهم میکند. اگر انسان ناامیدی را در ذهن خود پرورش دهد و مدام به آن بیندیشد، در زندگی نیز دچار ناامیدی و افسردگی خواهد شد و عکس این موضوع نیز صادق است.
جهان ذهن، مقدمهای برای برنامهریزی در نحوه زندگی کردن است؛ اما بخش مهم آن، عمل کردن است. با «حلوا حلوا» گفتن، دهان شیرین نمیشود.
زمانی میتوانم خواستههای خود را به اجرا درآورم که زمینههای آن را فراهم کرده باشم؛ یعنی ترس، ناامیدی و افسردگی را از خود دور کنم و به آرامش برسم. این آرامش نیز جز با تزکیه و پالایش در گفتار، کردار و رفتار حاصل نمیشود.
وقتی افکار من سالم باشند، گفتارم نیز سالم خواهد شد و همین گفتار سالم، مرا به سوی عمل سالم هدایت میکند.
البته این مسیر نیازمند زمان است تا بهتدریج از ضد ارزشها فاصله بگیریم و به سمت ارزشها حرکت کنیم. این همان تزکیه و پالایش، یا به تعبیری توبه و بازگشت از مسیر اشتباه و حرکت به سوی مسیر الهی و ارزشهاست.
منبع: سیدی وادی پنجم
نویسنده: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمانه(لژیون چهارم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر سمانه(لژیون چهارم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فاطمه(لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی اندیشه
- تعداد بازدید از این مطلب :
110