سلام دوستان، صفیه هستم، همسفر.
من چند سالی بود که حال خیلی بدی داشتم. همیشه به پزشک، بهخصوص متخصص مغز و اعصاب، مراجعه میکردم. ایشان برایم قرصهای خوابآور تجویز میکردند. حتی نمیتوانستم غذا درست کنم یا خانه را جارو بزنم. فقط بهظاهر دستی به خانه میکشیدم و هیچ حال و حوصلهای برای انجام کارها نداشتم. دلم نمیخواست از خانه بیرون بروم و توان انجام هیچ کاری را نداشتم.
همیشه با خانوادهام بر سر این موضوع بحث و ناراحتی پیش میآمد که چرا از خانه بیرون نمیآیم یا چرا برای خرید نمیروم. حتی برای خودم هم نمیتوانستم تا نانوایی بروم و دو تا نان بگیرم. همیشه با خودم درگیر بودم و زندگی برایم بسیار سخت شده بود.
تا اینکه با زحمات فراوانی که مسافر مسعود کشیدند و کنگره را به شعبه شهباز آوردند و همچنین با کمک زنداداشم و خواهرم که چند سالی بود در کنگره حضور داشتند، راه و مسیر کنگره برای من باز شد.
با اینکه مسافرم مصرفکننده است، تصمیم گرفتم برای خودم ارزش قائل شوم. با نوشتن سیدیها و فراگیری جهانبینی، که پایه و اساس آن در کنگره، وادیها هستند، توانستم به حال خوب برسم. رهایی چهل سیدی را گرفتم، دوره دبیری را گذراندم و اکنون نیز در حال نوشتن سی سیدی هستم. امروز حس بسیار خوبی دارم و از این بابت خداوند را شکر میکنم.
از جناب مهندس دژاکام و خانواده محترمشان صمیمانه تشکر میکنم که با عشق و دلسوزی به انسانها کمک میکنند. امیدوارم بتوانم با خدمت در کنگره، ذرهای از زحمات ارزشمندشان را جبران کنم.
توصیه من به همسفران این است که به فکر سلامتی خودشان باشند و برای رسیدن به حال خوب تلاش کنند. شاید مسافر من نخواهد درمان شود، اما چرا من دست روی دست بگذارم و با حال بد زندگی کنم؟
یک مادر ستون خانه و قلب خانواده است. وقتی ستون خانه استوار نباشد، آن خانه دیر یا زود فرو میریزد. پس بیایید برای حال خوب خودمان تلاش کنیم؛ زیرا وقتی حال ما خوب باشد، میتوانیم آرامش، عشق و امید را به خانوادهمان نیز هدیه دهیم.
نویسنده: همسفر صفیه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
رابط خبری: همسفر منیژه رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول)
ویرایش و ارسال: همسفر مرجان رهجوی راهنما همسفر سمیرا (لژیون اول) دبیر سایت
نمایندگی همسفران شهباز
- تعداد بازدید از این مطلب :
18