مشارکت همسفر مریم از لژیون دوازدهم:
جهان مملو از امواج است؛ موجهای کوتاه، امواج سهمگین و خطرناک و میان این دو سکوتی نسبتاً کمعمق برقرار است. ما نیز همچون برگی بر روی این امواج سوار هستیم. گاهی با خشم به زیر میرویم و گاهی مانند پر مرغی بر سطح آن قرار میگیریم. باید آموزش ببینیم که در هر لحظه چگونه این امواج را کنترل کنیم. هنگامیکه به هستی و زندگی خود نگاه میکنم و فراز و نشیبها، مشکلات و گاهی آرامش نسبی را میبینم، دریا و موجهای آن را به خاطر میآورم. دریا با تمام زیبایی و آرامشش، گاهی طوفانی و هراسانگیز میشود و موجهای بزرگ و سهمگین را به وجود میآورد و گاهی نیز موجها آرام و پیوسته هستند. میان این دو حالت سکوتی کوتاه برقرار میشود. زندگی نیز همینگونه است؛ امواج کوتاه همان روزمرگیهای ما هستند و امواج بلند فقر، از دست دادن عزیزان، بیپولی و دیگر سختیهای زندگی است و آن سکوت زیبا، همان آرامش نسبی است که پایدار و همیشگی نیست.
پیش از ورود به کنگره نگاه دیگری به مشکلات داشتم. زمانیکه زندگی به دلخواه من بود، با خدا دوست بودم؛ اما به محض پیش آمدن مشکلی با خداوند قهر میکردم و لب به گله و شکایت میگشودم. دوست داشتم زندگیم آرام و یکنواخت باشد؛ اما پس از ورود به این مکان مقدس و دریافت آموزشها، متوجه شدم که مشکلات بخشی از زندگی هستند و هر کدام راه را به من نشان میدهند و زمینه رشد و ارتقای مرا فراهم میکنند. هستی همهیشه در حال تغییر است و ثابت نمیماند؛ حتی شب و روز و فصلها نیز نتیجه تغییر هستند. زندگی ما انسانها نیز از همین قانون پیروی میکند؛ روزی به کام من است و روزی دیگر نه. این من هستم که بایستی زندگی کردن و موجسواری را بیاموزم تا هنگام روبهرو شدن با سختیها به جای شکایت، گریه و ناامیدی درست فکر کنم و برای حل مشکلم راهکار مناسب را پیدا کنم تا مانند برگی بر روی امواج زندگی حرکت کنم نه اینکه زیر آنها خرد و شکسته شوم.
از خداوند بزرگ سپاسگزارم که در این بعد از حیات، اذن ورود مرا به کنگره صادر کرد. از آقای مهندس و خانواده محترمشان تشکر میکنم و از راهنمای خوبم که در این مسیر مرا هدایت میکنند صمیمانه سپاسگزارم.
مشارکت همسفر خدیجه از لژیون دوازدهم:
تمثیل موجسواری برای من بسیار زیبا و آموزنده بود. یک موجسوار حرفهای از وجود موج ناراحت نمیشود؛ بلکه از همان موج برای حرکت، پیشرفت و رسیدن به مقصد استفاده میکند. اگر موجی وجود نداشته باشد، موجسواری نیز معنایی نخواهد داشت. در زندگی هم اگر مشکلات نباشند رشد و تکامل انسان شکل نمیگیرد. متوجه شدم که در بسیاری از مواقع، به جای آموختن مهارت زندگی سعی میکنم شرایط را به نفع خود تغییر دهم. زمانیکه مشکلی پیش میآید ناراحت یا ناامید میشوم و تصور میکنم همهچیز بر علیه من است. در حالی که شاید همان مشکل موجی باشد که اگر درست با آن روبهرو شوم باعث رشد و پیشرفت من خواهد شد. برداشت من این است که انسان باید تعادل خود را حفظ کند. همانگونه که یک موجسوار اگر تعادلش را از دست بدهد در آب سقوط میکند، ما نیز اگر در برابر مشکلات، کنترل افکار، احساسات و رفتار خود را از دست بدهیم از مسیر اصلی زندگی خارج خواهیم شد.
این موضوع را در زندگی خود نیز تجربه کردهام. زمانیکه با مشکلی روبهرو میشدم تمام ذهنم درگیر آن میشد و تصور میکردم دیگر راهی برای ادامه وجود ندارد؛ اما پس از مدتی متوجه میشدم همان اتفاق باعث شده است چیزهای جدیدی بیاموزم و قویتر شوم. اگر آن سختی نبود شاید هرگز آن تجربه ارزشمند را به دست نمیآوردم. از این سیدی آموختم که نباید از موجهای زندگی فرار کنم؛ بلکه بایستی آموزش ببینم تا بتوانم مانند یک موجسوار ماهر بر روی موج مشکلات حرکت کنم. آموزش، صبر، تفکر و عمل سالم ابزارهایی هستند که به انسان کمک میکنند در میان امواج زندگی تعادل خود را حفظ کنند. و برداشت من این است که آرامش واقعی زمانی به دست میآید که بپذیرم وجود موج در زندگی طبیعی است.
در پایان از آقای مهندس، خانواده بزرگ کنگره۶۰ و تمامی خدمتگزاران و راهنمای خوبم صمیمانه قدردانی میکنم و از خداوند متعال بهترینها را برای همه عزیزان خواستارم.
منبع: سیدی برگ (بنیان کنگره۶۰: مهندس حسین دژاکام)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوازدهم)
ارسال: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون دوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی دکتر علیرضا
- تعداد بازدید از این مطلب :
513