English Version
This Site Is Available In English

ما آدرس خودمان را گم کرده بودیم و نمی‌دانستیم چگونه باید به درمان برسیم

ما آدرس خودمان را گم کرده بودیم و نمی‌دانستیم چگونه باید به درمان برسیم

جلسه چهارم از دوره دوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوص کنگره ۶۰ نمایندگی ورامین به استادی مسافر رضا و نگهبانی مسافر روح‌الله و دبیری مسافر رضا با دستور جلسه « تخریب‌های شیشه و مواد مخدرهای جدید و روش درمان آن با متد DST» چهارشنبه مورخ ۱۴۰۵/۴/۲۴ رأس ساعت ۱۷ آغاز به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه: «تخریب های شیشه و مواد مخدرهای جدید و روش درمان آن با متدDST» شیشه از لحاظ شکلی شبیه شیشه خردشده است و فکر می‌کنم به خاطر همین شباهت، در کشور ما به آن «شیشه» می‌گویند. اولین بار که شیشه استفاده شد، طبق تحقیقاتی که انجام دادم، در زمان جنگ جهانی دوم بود. آن زمان ماده‌ای به نام آمفتامین به وجود آمد که به سربازها می‌دادند و می‌گفتند این ماده ضد افسردگی و ضد خواب است و سطح انرژی سربازها را بالا می‌برد تا بتوانند از آن استفاده کنند.در کشور ما هم فکر می‌کنم از سال ۱۳۸۰ به بعد، کم‌کم وارد شد و در سال‌های ۱۳۸۵ و ۱۳۸۶ به اوج خودش رسید.

اگر بخواهم در مورد تخریب‌های آن صحبت کنم، باید بگویم که تخریب‌های بسیار زیادی دارد. متأسفانه در کشور ما ابتدا در دانشگاه‌ها از آن استفاده شد. دانشجوها هم از شیشه و هم از گل استفاده می‌کردند چون فکر می‌کردند اگر این مواد را مصرف کنند مدت بیشتری بیدار می‌مانند، تمرکزشان بالاتر می‌رود و بهتر می‌توانند درس بخوانند. در واقع نمی‌دانستند که شیشه، گل و حشیش، سیستم طبیعی بدن را از بین می‌برند و جایگزین عملکرد طبیعی آن می‌شوند. این موضوع باعث می‌شود سیستم ایکس بدن از کار بیفتد و نتواند وظیفه خودش را به‌درستی انجام دهد.در کنگره آقای مهندس با متد DST، سیستم ایکس بدن را در یک دوره درمان ۱۰ تا ۱۱ ماهه، به‌صورت تدریجی بازسازی می‌کنند تا فرد به رهایی برسد.اگر بخواهیم از علائم نشئگی شیشه بگوییم، یکی از علائم آن بزرگ شدن مردمک چشم است؛ به‌طوری که انگار مردمک می‌خواهد از چشم بیرون بزند.زمانی‌که ما در اعماق تاریکی‌ها، یعنی دوران اعتیاد بودیم، من خودم چند بار تلاش کردم ترک کنم اما متأسفانه موفق نشدم. خیلی تلاش کردم، اما خوشبختانه آقای مهندس این راه را برای ما آسان کردند و مسیر را به ما نشان دادند؛ با روش DST، پله‌پله و ذره‌ذره، تا بتوانیم به درمان برسیم.ما آدرس خودمان را گم کرده بودیم و نمی‌دانستیم چگونه باید به درمان برسیم، اما آقای مهندس این مسیر را برای ما روشن کردند. اگر ما مسئولیت درمان خودمان را بپذیریم و آموزش‌های کنگره را در زندگی اجرا کنیم و در مسیر بمانیم، قطعاً به صلح، آرامش و رهایی می‌رسیم.اما اگر مسئولیت را نپذیریم، چند روز بیاییم، بعد مدتی نیاییم، یک ماه، دو ماه یا سه ماه حضور نداشته باشیم یا یک روز در میان در جلسات شرکت کنیم، قطعاً نتیجه‌ای نخواهیم گرفت و ممکن است همان‌طور که وارد کنگره شدیم، یک روز هم بی‌سروصدا از این در خارج شویم.

در پایان از آقای مهندس تشکر می‌کنم که این مسیر را به ما نشان دادند و راه درمان را برای ما هموار کردند. همچنین از راهنماها هم تشکر می‌کنم و امیدوارم همه سفر اولی‌هایی که پا به این عرصه گذاشته‌اند، بتوانند از این مسیر استفاده کنند و به رهایی برسند.

از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، سپاسگزارم.

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .