به نام قدرت مطلق الله
گاهی انسان دنبال چیزی میگردد که فکر میکند سالهاست آن را گم کرده است؛ آرامش، شادی، اعتماد به نفس، قدرت یا شاید فقط چند ساعت فراموش کردن دردها. در حالی که گاهی در این جستوجو به چیزی میرسد که نه تنها دردهایش را درمان نمیکند، بلکه خودش را نیز از او میگیرد.
شیشه یکی از همان انتخابهای اشتباه است. در ابتدا همه چیز زیبا به نظر میرسد. انگار دنیا رنگ دیگری دارد. خستگی معنایی ندارد، خواب از انسان فرار میکند، حرفها راحتتر گفته میشوند و آدم تصور میکند از همیشه قویتر و باهوشتر شده است؛ اما حقیقت این است که شیشه چیزی به انسان اضافه نمیکند، فقط از آینده او قرض میگیرد و بهای آن را با ویران کردن جسم، روان و روحش پس میگیرد. شیشه آرامآرام میآید، بیصدا وارد میشود و بیرحمانه همه چیز را با خود میبرد. لبخندهای واقعی، خوابهای آرام، اعتماد خانواده، دوستیهای صادقانه و حتی توانایی کار کردن و لذت بردن از سادهترین لحظههای زندگی است.
بدترین تخریب شیشه شاید زخمهایی نباشد که روی بدن باقی میگذارد، بلکه زخمی است که بر جهانبینی انسان میزند. روزی میرسد که مصرفکننده دیگر خود واقعیاش را نمیشناسد. در آینه نگاه میکند؛ اما تصویر کسی را میبیند که روزی آرزوهای بزرگی داشت و حالا در میان توهم، ترس و تنهایی گرفتار شده است. شیشه قبل از اینکه انسان را از دیگران جدا کند، ابتدا او را از خودش جدا میکند. وقتی انسان خودش را گم کرد، پیدا کردن مسیر زندگی نیز دشوار میشود. بارها شنیدهایم که مصرفکنندگان میگویند: من هر وقت بخواهم، کنار میگذارم. حقیقت این است که شیشه به گونهای عمل میکند که اراده را نیز هدف قرار میدهد. همان نیرویی که قرار بود انسان را نجات دهد، کمکم ضعیف میشود و جای خود را به ناامیدی میدهد.
آیا پایان داستان همین است؟ خیر؛ اگر شیشه میتواند انسان را تا تاریکترین نقطه زندگی ببرد، آگاهی نیز میتواند او را به سمت روشنایی بازگرداند. شاید مسیر رهایی آسان نباشد؛ اما هرچقدر شب طولانی باشد، سرانجام خورشید طلوع میکند. در جمعیت احیای انسانی کنگره۶۰ یاد میگیریم که اعتیاد فقط مصرف یک ماده نیست؛ به هم ریختگی «جسم، روان و جهانبینی» است. بنابراین درمان نیز باید هر سه ضلع را در بر بگیرد. جسم باید فرصت بازسازی پیدا کند، روان باید آرامش خود را بازیابد و جهانبینی باید دوباره شکل بگیرد.
رهایی فقط کنار گذاشتن یک ماده نیست؛ رهایی یعنی دوباره خودت را پیدا کنی. دوباره بتوانی از طلوع خورشید لذت ببری، کنار خانواده با آرامش بنشینی، به آینده امیدوار باشی و شبها بدون ترس و توهم، سرت را روی بالش بگذاری. امروز اگر کسی درگیر شیشه است، نباید او را فقط یک مصرفکننده دید. شاید او انسانی باشد که روزی در جستوجوی آرامش، مسیر را اشتباه رفته است و همانطور که ممکن است انسان راه را گم کند، میتواند با دریافت آموزش و آگاهی و بالا بردن جهانبینی دوباره آن را پیدا کند. در پایان باید گفت اگر من و هزاران هزار انسان دیگر در کنگره۶۰ و با متد "D.S.T" توانستهاند از بند شیشه رهایی یابند، پس دیگرانی که خواسته رهایی دارند هم میتوانند.
نویسنده: مسافر احسان راهنمای لژیون ۶
تایپ و ویراستار: مسافر رضا (لژیون۱۶) دبیرسایت
تهیه و ارسال: مسافر حمزه
- تعداد بازدید از این مطلب :
50