English Version
This Site Is Available In English

پاداش روزهایی که ناامید نشدم

پاداش روزهایی که ناامید نشدم

گاهی خداوند انسان را از جایی نجات نمی‌دهد؛ بلکه تنها راهی را به او نشان می‌دهد تا خودش بتواند زندگی را از نو بسازد. روزی که برای نخستین‌بار وارد کنگره۶۰ شدم، چیزی جز خستگی و آشفتگی با خود نداشتم. سال‌ها بود که لبخند می‌زدم؛ اما در عمق قلبم آرامشی نبود، انگار چیزی در وجودم گم شده بود و هرچه بیشتر به دنبالش می‌گشتم دورتر می‌شد.

زمانی‌که وارد این مسیر شدم هیچ‌کس وعده‌ معجزه نداد، فقط گفتند اگر آموزش ببینی، صبور باشی و قدم‌هایت را درست برداری نتیجه خود به دست می‌آید. آن روزها معنای صبر را نمی‌فهمیدم و همیشه می‌خواستم همه‌ چیز در یک شب درست شود؛ اما در کنار راهنمای خود آموختم که صبر تنها منتظر ماندن نیست، صبر؛ یعنی حتی در اوج خستگی هر روز مسیر درست را انتخاب کنی؛ یعنی به جای عجله به رشد خودت فرصت بدهی.

امروز هر زمان که آرامش را در وجودم حس می‌کنم می‌دانم این هدیه‌ همان روزهایی است که ناامید نشدم و ادامه دادم. کنگره۶۰ برای من فقط یک مکان نیست، خانه‌ای است که دوباره خودم را در آن پیدا کردم؛ جایی که فهمیدم انسان اگر بخواهد یاد بگیرد و باور کند که تغییر ممکن است می‌تواند دوباره متولد شود.

از آقای مهندس دژاکام سپاسگزارم برای نگاهی که امید را به دل هزاران انسان بازگرداند و مسیری ساخت که بسیاری از طریق آن، معنای زندگی را بازیافتند. شاید هرگز نتوانم بزرگی این لطف را با کلمات بیان کنم؛ اما هر قدمی که امروز با آرامش برمی‌دارم، خود تشکری خاموش است.

اکنون می‌دانم هیچ چیز ارزشمندی بدون صبر به دست نمی‌آید. آموخته‌ام که به جای جنگیدن با زندگی، با آن همراه شوم؛ آموخته‌ام هر سختی درسی در دل خود دارد و آموخته‌ام امید را حتی در تاریک‌ترین روزها گم نکنم. من هنوز در ابتدای راه هستم و می‌دانم تا مقصد فاصله دارم؛ اما دیگر از مسیر نمی‌ترسم؛ زیرا ایمان دارم وقتی آموزش، محبت و خدمت در کنار هم قرار بگیرند، انسان هر روز بهتر از دیروز می‌شود.

از خداوند سپاسگزارم که دستم را گرفت و به این مسیر هدایت کرد. ممنونم از تمام کسانی که بی‌هیاهو چراغ راه دیگران می‌شوند و از تمام لحظاتی که به من فهماندند زیباترین اتفاق زندگی، پیدا کردن راه درست است، نه رسیدن به آخر راه. امروز با تمام وجود می‌گویم که زندگی‌ام رنگ دیگری گرفته است؛ نه چون دنیا تغییر کرده؛ بلکه چون نگاه من به دنیا تغییر کرده است و این ارزشمندترین هدیه‌ای است که این سفر به من بخشید.

نویسنده: همسفر پرستو رهجوی راهنما همسفر فریبا (لژیون هفتم)
رابط خبری: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر فریبا(لژیون هفتم)
عکس: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون دوم)
ارسال: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر زهره (لژیون هشتم) دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی سهروردی اصفهان

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .