هدف اصلی از خلقت و زندگی، تجربه کردن حیات و رسیدن به وضعیتی بهنام «حال خوش» است. ما باید یاد بگیریم که وسایل زندگی؛ مانند پول، تحصیلات و املاک، تنها ابزارهایی برای تسهیل زندگی هستند و این موارد باید در خدمت انسان باشند، نه اینکه انسان برده و اسیر آنها شود. باید بدانیم که داشتن امکانات مادی لزوماً بهمعنای آرامش درونی نیست؛ بنابراین رسیدن بهحال خوش یک اتفاق تصادفی یا شانسی نیست؛ بلکه نتیجه شناخت و رعایت قوانین نظامدهنده زندگی است تا بتوانیم از رنجهای بیمورد فاصله بگیریم و با عزت و آرامش زندگی کنیم.
رسیدن به این آرامش درونی، مستلزم پیروی از قوانین الهی و اخلاقی میباشد. یکی از مهمترین قوانین که ما باید یاد بگیریم؛ این است که حسابمان را با خودمان و دیگران صفر کنیم؛ یعنی از حجم بار دلخوریها و کینهها رها شویم. علاوهبر این، باید از ضدارزشها و رفتارهای مخربی مثل دروغ، تجسس، کینه، حرص و نفرت دوری کنیم؛ چراکه اینها مانند ویروسهایی هستند که آرامش را از بین میبرند. درمقابل، باید آگاهانه بهسمت ارزشهای مثبت؛ مثل محبت، عشق و راستگویی حرکت کنیم؛ همچنین زندگی واقعی زمانی معنا پیدا میکند که ما نقش خدمتگزار را ایفاء کنیم، درست مانند درختی که بدون چشمداشت به دیگران سایه و میوه میدهد، ما انسانها هم باید با خدمت کردن به دیگران به زندگی خود معنا داده و آن را شکوفا کنیم.
نکته کلیدی دیگر اینکه هنر زیستن، در لحظه حال را بیاموزیم. این مهارت، کلید اصلی لذت بردن از زندگی و جلوگیری از رنجهای بیهوده است. بسیاری از ما با تمرکز بیش از حد بر روی چیزهایی که نداریم یا از دست دادهایم یا اینکه غصه آینده یا گذشته را میخوریم، درواقع درحال از دست دادن لحظات ارزشمند خود هستیم. هنر زندگی کردن این است که بتوانیم قدردان نعمتهایی باشیم که در اختیار داریم و باید از لحظه بهلحظه آن لذت ببریم. ما باید برای رسیدن به کمال و سلامتی بیشتر تلاش کنیم؛ اما هرگز نباید اجازه دهیم حرص رسیدن به نداشتهها، آرامش داشتههای امروزمان را از بین ببرد.
بسیاری از انسانها ناآگاهانه با ساختن حصار و پیلههایی از جهل، کینه و خودخواهی، خود را در زندانی از رنج و یک جهنم درونی گرفتار میکنند که فقط تنها با استفاده از قدرت دانایی و آگاهی میتوان حصار پیلهها را شکست و لذت شیرین پرواز و رهایی را چشید. باید بدانیم که رسیدن به کمال و حال خوش، دقیقاً شبیه به نوازندگی پیانو است، قوانین و قواعد مشخص هستند؛ اما هنر و زیبایی کار در تمرین مداوم، پذیرش خطا و یادگیری از اشتباهات نهفته میباشد. تغییر کردن یک اتفاق ناگهانی و جادویی نیست؛ بلکه فرآیندی تدریجی است که به پشتکار و استمرار نیاز دارد.
درنهایت، باید بدانیم تا زمانیکه حسابهای کینه، نفرت و حرص با خودمان و دیگران تسویه نشود؛ مانند گیاهان زهراگین و سمی در وجود ما رشد میکنند و آرامش را از ما میگیرند. تنها با صفر کردن حسابها و جایگزین کردن آنها با بذرهای ارزشمندی؛ مثل عشق و مهر میتوانیم زمین وجود خودمان را به فضایی پر از محبت، حال خوش و آرامش واقعی تبدیل کنیم. این تنها یک پیشنهاد نیست؛ بلکه همان فرمان و وظیفهای است که بر عهده هر انسانی گذاشته شده تا انجام دهد.
نویسنده: همسفر منیره رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم)
ویرایش: رابط لژیون سردار همسفر فاطمه رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون اول)
عکاس: همسفر ناعمه رهجوی راهنما همسفر مهدیه (لژیون هفتم)
ارسال: همسفر فروزنده رهجوی راهنما همسفر راضیه (لژیون چهارم) دبیر سایت
همسفران نمایندگی وکیلی یزد
- تعداد بازدید از این مطلب :
159