English Version
This Site Is Available In English

از سیاهچال شیشه تا روشنایی و آرامش زندگی

از سیاهچال شیشه تا روشنایی و آرامش زندگی

سلام دوستان هدی هستم همسفر

نمی‌دانم چگونه بنویسم که حق مطلب ادا شود؛ نه از سر دردی که هنوز هم هنگام مرور، رعشه‌ای بر جانم می‌اندازد، بلکه برای ثبت لحظه‌ای که نقطه‌عطف تاریخ زندگی ما بود. روزهایی که خانه‌مان به تسخیر «شیشه» درآمده بود، دیگر در و دیوارها، خانه نبودند؛ هزارتویی نفرین‌شده بودند که هر شکافش، چشمی بود در پیِ تعقیب ما. آن روزها، مستأصل در میان هیاهوی افیون و توهم، تنها شاهد تحلیل رفتن ستون خانه‌ام بودم؛ مردی که تکیه‌گاه بود، اما خود در بند زنجیرهای نامرئی شیشه، به سیاهی فرو می‌رفت. فرزندم، آن میوه زندگی، گرمای دستان پدر را حس نمی‌کرد و خانه، سردتر از هر زمستانی بود. تمام وجودمان کرخت شده بود؛ انگار نه‌تنها جسم، که قلبمان نیز در آن هزارتو یخ زده بود. اما در اوج این انجماد، صدایی به گوش رسید که بوی امید می‌داد؛ نه از سر اجبار، بلکه با حکمتی از جنس زمان و نظم.

متد «DST» به عرصه آمد و چه معجزه‌ای کرد این نظم سه‌گانه. قطره‌قطره دارو، مثل آبی که بر دل بیابان می‌بارد، یخ‌های وجود همسرم را ذوب کرد. من تماشا می‌کردم که چگونه آن چشمان مضطرب، آرام‌آرام به نور دوخته شد و نهرهای خشکیده حیات، در رگ‌های زندگی‌مان دوباره راه افتادند. شیشه، که زمانی شاه خانه ما شده بود، حالا در برابر قدرت آگاهی و متد DST زانو زده است. کنگره ۶۰، برای ما نه فقط یک مرکز درمانی، که بهشت سبز رهایی و دانشگاه بازگشت به خویشتن بود. امروز که به آن روزهای سیاه نگاه می‌کنم، نه برای غصه خوردن، که برای شکرگزاری قلم به دست می‌گیرم. شکر برای علمی که رهایی را از «غیرممکن» به «ممکن» تبدیل کرد. شکر برای این شاه‌راه که ما را از سیاهچال شیشه، به بیکرانگی روشنایی رساند.

حالا خانه ما، خانه خنده‌هاست؛ خانه‌ای که در آن، استواری قامت پدر، دوباره لنگرگاه آرامش ماست. این راه، راه میان‌بر نیست؛ راه تدریج، راه صبر و راه رسیدن به تعادل است. ایمان دارم که هنوز هم می‌شود خندید، می‌شود از جان برای زندگی تلاش کرد و می‌شود تمام آن دیوارها را که روزی چشم داشتند، با پنجره‌هایی رو به خورشید جایگزین کرد. کنگره، خانه است؛ خانه تو، خانه من و خانه هر کسی که در پیِ راهی برای خروج از تاریکی است. اکنون، ایستاده بر ساحل آرامش، با صدایی رسا می‌گویم: زندگی دوباره جاری است.


نویسنده : همسفر هدی رهجوی همسفر مهدیه( لژیون دوم)
رابط خبری:همسفر عفت رهجوی همسفر مهدیه( لژیون دوم)
ویرایش و ارسال: همسفر زهرا( لژیون اول)دبیر دوم سایت
همسفران نمایندگی سنایی

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .