رسیدن به خواست واحد؛ یعنی یک مسافر در طول سفر باید تمام خواستهاش رهایی باشد این اتفاق در درون هر مسافری بیفتد تبدیل میشود به چشمه جوشان و رودهای خروشان.
برای رسیدن به یک هدف یا هر چیز دیگری هر اتفاقی هم که میافتد، مثلا فرض کنیم یک زمانی من خیلی دوست داشتم فوتبالیست بشوم، ولی نتوانستم فوتبالیست بشوم. چون راهش را بلد نبودم و تمرین نمیکردیم و حتی حرکت نکردم یا تفکر نکردم.
فقط دوست داشتم که فوتبالیست باشم؛ ولی بدون حرکت کردن و وقتی به یک فوتبالیست حرفهای نگاه میکنیم مشاهده میکنیم تمام زندگیاش صرف فوتبال شده است. برای تبدیل شدن به یک فوتبالیست حرفهای باید بدانیم اول چه کاری باید انجام بدهیم.
یک فوتبالیست هشت ساعت در طول روز تمرین میکند شب به موقع میخوابد تغذیهاش روی اصول است و سر ساعت بیدار میشود و خیلی از خواستههایش را که در گذشته جمع کرده بود الان به یک نیروی واحد تبدیل شده است.
یک مسافر برای یک خواسته به کنگره میآید٫ ولی در طول سفر میخواهد کارش را انجام بدهد، ازدواج کند و بچهدار بشود اینها باعث پخش شدن انرژی فرد میشود.
بنابراین نمیتواند خوب سفر کند باید از همه این موارد گذر کند و همه این انرژیها معطوف کنگره شود سر وقت به کنگره بیاید در کنگره خدمت کند و سر ساعت شربتش را مصرف کند.
در این صورت فرد تبديل به چشمه جوشان و رودهای خروشان میشود و هیچ چیزی راهش را سد نمیکند. جلسات کنگره که در هفته دو و سه جلسه است برای این است که خواسته درونی تقویت بشود؛ یک مسافر میخواهد به رهایی برسد برای رسیدن به رهایی باید حرکت کامل باشد و کاملا تغییر کند و این تغییر کردن باعث جاری شدن انرژی میشود.
انسانهای سالم هم اگر در روز تغییری نکنند ساکن میشوند حالشان بد میشود، ما تغیر جسمانی داریم، ولی خیلی از تغییرها باید در صور پنهان ما باشد. یعنی نفس، روح، حسهایمان و عقل باید تغیر کنند تا انسان به حال خوب برسد و از جسم خود عقب نماند.
افرادی را مشاهده میکنیم با وجود ۶۰ سال سن؛ ولی در سن ۱۵ سالگی ماندهاند در واقع از نظر جسمانی رشد کردهاند، ولی در صور پنهان رشد نکردهاند.
منبع:سیدی وادی یازدهم
نویسنده:همسفر معصومه رهجوی راهنما همسفر کبری(لژیون یکم)
ویرایش ارسال:همسفر فاطمه نگهبانسایت
همسفران نمایندگی ارومیه
- تعداد بازدید از این مطلب :
52