در گذشته، عموم مردم و حتی بسیاری از پزشکان بر این باور بودند که شیشه اعتیادآور نیست؛ چراکه با فقدان مرفین، تصور میشد اعتیاد جسمی ایجاد نمیکند و درمان آن را صرفاً به رواندرمانی محدود میکردند؛ اما مهندس دژاکام با استدلالی علمی و بهکارگیری متد DST، پرده از این حقیقت برداشت که شیشه مستقیماً سیستم ایکس (سیستم تولیدکننده مخدرهای طبیعی بدن) را هدف قرار میدهد و تخریبهای ناشی از آن، بهمراتب عمیقتر و سنگینتر از تریاک است.
متآمفتامین، مادهای محرک و اعتیادآور صنعتی است که با تحریک شدید سیستم عصبی، سرخوشی کاذب، انرژی زودگذر و کاهش اشتها ایجاد میکند؛ این ماده با ترشح ناگهانی و غیرطبیعی دوپامین، فرد را در ظاهر به موجودی «سوپرمن» تبدیل میسازد، اما در پسِ این پرده، با شکستن سد خونی مغز، ساختار فیزیولوژیک سیستم عصبی را دچار فروپاشی میکند. آنچه در کنگره ۶۰ مشاهده شد، ورود مصرفکنندگان با دستانی لرزان و تخریبهای روانی شدید بود.
پس از ۱۰ ماه درمان با روش DST، به تعادل و آرامش بازگشتند؛ با این حال، بسیاری از آنان در پناه توهمات پیچیده، هنوز خود را معتاد نمیدانند، در حالی که عوارضی نظیر بدبینی شدید، توهمات واهی و پارانویا که فرد را در میان دشمنان خیالی محصور میکند، گواه عمق فاجعه است. حقیقت این است که شیشه با بازتنظیم کاذب پاداش در مغز، توانایی فرد برای تجربه لذت طبیعی را از بین میبرد و او را در چرخه بیپناهی رها میکند. بزرگترین سند حقانیت این متد، مشاهده همین بهبودیهاست.
چراکه در کنگره ۶۰ آموختیم اعتیاد به شیشه در واقع جایگزینی مخدرهای بیرونی به جای مخدرهای درونی است و در متد DST، با استفاده از داروی مناسب OT، در زمان معین و طی پلههای ۲۱ روزه، به سیستم عصبی فرصت ترمیم و بازسازی داده میشود تا معجزه زمان، جای خالی دوپامینِ تخریبشده را با آرامشِ بازسازیشده پر کند.
نویسنده: همسفر فاطمه رهجوی همسفر مریم (لژیون ششم)
رابط خبری: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر مریم (لژیون ششم)
ویرایش و ارسال: همسفر فرشته رهجوی راهنما همسفر فاطمه (لژیون پنجم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی حکیم هیدجی
- تعداد بازدید از این مطلب :
125