سلام دوستان، احمد هستم، یک مسافر.

به نام قدرت مطلق الله
قبل از اینکه مصرف شیشه را شروع کنم، ۱۲ سال شیره و تریاک مصرف میکردم. یادم هست یک روز ساقیای که از او مواد میگرفتیم گفت: «مادهای آمده به نام شیشه؛ اگر مصرفش کنی، حال آدم را خوب میکند و میتوانی هر کاری انجام بدهی.»
اما از آن روز، دو تجربه بسیار تلخ و دردناک برایم رقم خورد که هیچوقت فراموششان نمیکنم.
یکی از آنها این بود که به خاطر توهمات ناشی از مصرف شیشه، نسبت به پدرزنم که همیشه در زندگیام دخالت میکرد، احساس نفرت شدیدی پیدا کرده بودم و حتی تصمیم گرفته بودم او را به قتل برسانم. نزدیک به یک ماه، شب و روز خوابم نمیبرد. تا صبح در خانه قدم میزدم و به همسرم میگفتم: «امشب پدرت را میکشم.» همسرم هم از ترس تا صبح روی مبل مینشست و خواب به چشمانش نمیآمد.
قبل از مصرف شیشه، حال روحیام خوب بود؛ اما بعد از مصرف، دچار توهم میشدم و افکار بسیار خطرناک به ذهنم هجوم میآورد. نسبت به هر کسی که با او دشمنی داشتم، احساس میکردم باید او را از بین ببرم.
از دردناکترین خاطرات زندگیام، حرف پسرم بود. یک روز تنها پسرم به من گفت: «بابا، تو کی خوب میشوی؟ مثل باباهای دیگر.» او میگفت بچههای مدرسه به او میگویند: «بابایت معتاد است.» این موضوع باعث شده بود از درس و مدرسه دلزده شود.
مصرف شیشه باعث میشود انسان قدرت تشخیص درست و غلط را از دست بدهد. دیگر برایش مهم نیست کاری که انجام میدهد چه خسارتی به خودش و خانوادهاش وارد میکند.
امیدوارم روزی برسد که بتوانیم همه این خسارتها را جبران کنیم.
مرزبان خبری: مسافر مهدی
ویرایش و ارسال: مسافر مرتضی لژیون یکم
نمایندگی غزالی مشهد
- تعداد بازدید از این مطلب :
77