English Version
This Site Is Available In English

شیشه؛ از توهم تا درمان

شیشه؛ از توهم تا درمان

اولین جلسه از دور هجدهم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره ۶۰ نمایندگی ملایر، با استادی راهنمای تازه‌واردین، مسافر مهدی، نگهبانی مسافر علی و دبیری مسافر محمد، با دستور جلسه «شیشه، تخریب‌های آن و درمان به روش DST»، روز یکشنبه مورخ ۱۴۰۵/۰۴/۲۱ رأس ساعت ۱۷:۰۰ آغاز به کار نمود

 

 

سخنان استاد :

سلام دوستان، مهدی هستم، مسافر.

ابتدا از نگهبان جلسه تشکر می‌کنم که اجازه دادند در این جایگاه خدمت کنم.

در مورد دستور جلسه، «تخریب‌های شیشه»، باید بگویم که من مصرف‌کننده اصلی شیشه نبودم؛ اما هر وقت قرار است برای مشارکت به این جایگاه بیایم یا استاد جلسه باشم، انگار شیشه مصرف کرده‌ام! یک حس عجیبی به من دست می‌دهد، قلبم تند می‌تپد و مشارکت کردن برایم سخت می‌شود. شاید تا امروز هم دیده باشید که سخنران خیلی خوبی نباشم، اما امروز قسمت شد که در این جایگاه خدمت کنم.

در مورد شیشه، من چند بار تجربه مصرف آن را داشتم، اما ماده مصرفی اصلی‌ام چیز دیگری بود. با این حال، به واسطه مصرف مواد، با مصرف‌کنندگان شیشه زیاد در ارتباط بودم. معمولاً جایی دور هم جمع می‌شدیم و هرکس ماده مصرفی خودش را استفاده می‌کرد، اما بیشتر اطرافیانم مصرف‌کننده شیشه بودند.

یادم هست شبی در جایی مشغول مصرف بودیم. دوست دارم امروز بیشتر از تجربه شخصی خودم صحبت کنم. آن شب حدود ساعت هشت یا نه شب شروع به مصرف شیشه کردیم. یکی از ویژگی‌های شیشه، حرص و طمعی است که در مصرف ایجاد می‌کند؛ یعنی هرچقدر هم داشته باشی، باز دلت می‌خواهد همه را مصرف کنی. اصلاً نمی‌توانی بگویی این مقدار را برای چند دقیقه بعد نگه می‌دارم؛ آن‌قدر ادامه می‌دهی تا چیزی باقی نماند.

مصرف آن شب تا حدود ساعت یازده یا دوازده شب طول کشید. یادم هست خودم آن‌قدر از خود بی‌خود نمی‌شدم، اما چند نفر از دوستانم شرایط عجیبی پیدا کرده بودند.

یکی از آن‌ها کنار اجاق گاز ایستاده بود تا پایپ را داغ کند و تمیز کند. نفر دیگری ساعت‌ها جلوی آینه ایستاده بود و موهایش را شانه می‌کرد. یکی دیگر هم روی فرش دنبال ذره‌های ریز می‌گشت؛ چیزهایی شبیه نمک یا سنگ‌ریزه که تصور می‌کرد شیشه هستند و آن‌ها را جمع می‌کرد.

به جرئت می‌توانم بگویم حدود ساعت شش صبح که به ساعت نگاه کردم، همان دوستم هنوز جلوی آینه مشغول شانه کردن موهایش بود؛ یعنی حدود شش ساعت فقط مقابل آینه ایستاده بود. آن شخصی هم که پایپ را روی گاز گذاشته بود، آن‌قدر حواسش پرت شده بود که نیمی از پایپ آب شده بود. نفر دیگر هم یک قاشق سنگ‌ریزه و نمک از کف خانه جمع کرده بود و اصرار داشت آن‌ها را داخل پایپ بریزیم تا دوباره مصرفشان کنیم.

واقعاً شیشه انسان را از خودش بی‌خود می‌کند. من وقتی این صحنه‌ها را دیدم، دیگر زیاد دنبال مصرف آن نرفتم. راستش مصرف شیشه برای من بیشتر آزاردهنده بود و هیچ لذتی از آن نمی‌بردم.

مدتی بعد با یکی از دوستانم که مصرف‌کننده شیشه بود صحبت می‌کردم. می‌گفت ازدواج اولش به طلاق ختم شده است. از او پرسیدم مشکل چه بود؟ گفت: «من شیشه مصرف می‌کردم و تا صبح روی پشت‌بام راه می‌رفتم، چون فکر می‌کردم کسی داخل خانه‌مان است. نسبت به همسرم بدبین شده بودم. مدام بالا و پایین می‌رفتم و تا صبح همین وضعیت ادامه داشت.»

بعد از اینکه درمان شده بود، دوباره با او صحبت کردم. به او گفتم: «واقعاً چنین اتفاقی می‌افتاد؟» گفت: «نه، من کاملاً از خود بی‌خود می‌شدم و چیزهایی را می‌دیدم که اصلاً وجود نداشت.»

یکی از مشکلاتی که مصرف شیشه در انسان ایجاد می‌کند، این است که هاله تابان انسان را سوراخ می‌کند؛ یعنی حس‌های مختلف با یکدیگر تداخل پیدا می‌کنند. به همین دلیل ممکن است فرد دچار اختلالات شدید روانی شود؛ بیدار است، اما انگار خواب می‌بیند. شاید خودتان هم دیده باشید که بعضی از مصرف‌کنندگان شیشه در خیابان با خودشان یا با فردی که وجود ندارد صحبت می‌کنند.

ماده اصلی تشکیل‌دهنده شیشه، آمفتامین است. آقای مهندس با روش DST توانسته‌اند درمان این ماده را امکان‌پذیر کنند و این روش در کنگره ۶۰ نیز نتایج بسیار خوبی داشته است.

راهنمای خودم هم سال‌ها مصرف‌کننده شیشه بود. برایم تعریف می‌کرد که خواهرزاده‌اش را خیلی دوست داشته، اما جرئت نمی‌کرد او را در آغوش بگیرد. از او پرسیدم: «چرا؟» گفت: «همیشه احساس می‌کردم موجودی داخل بدنم زندگی می‌کند و روی پوستم حرکت می‌کند. آن‌قدر بدنم را می‌خاراند‌م که دست‌هایم زخم می‌شد. خواهرزاده‌ام را بغل نمی‌کردم، چون می‌ترسیدم آن موجود از بدن من وارد بدن او شود. با اینکه خیلی دوستش داشتم، اما این ترس همیشه همراهم بود.»

ایشان می‌گفت حدود شش یا هفت سال مصرف شیشه داشته و در آن مدت، تمام خیابان‌ها و محیط اطراف را سیاه و سفید می‌دیده است.

 

 

در ادامه جلسه، مسافر علی نگهبان جلسه از زحمات صادقانه و مسئولانه مسافر سهراب، نگهبان دوره گذشته، صمیمانه قدردانی نمودن
بی‌شک خدمت در جایگاه نگهبانی، فرصتی ارزشمند برای رشد، آموزش و خدمت است و ایشان در طول دوران خدمت خود با تعهد، نظم و مسئولیت‌پذیری، نقش مؤثری در برگزاری هرچه بهتر جلسات ایفا کردند.

 

عکاس و تایپ : مسافر ناصر ل چهارم

تنظیم و ارسال گزارش : راهنما مسافر بهمن مشفق ل دوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .