جلسه ششم از دوره سی وسوم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره ۶۰ نمایندگی سهروردی اصفهان، با استادی مسافر علیرضا، نگهبانی مسافر اسماعیل و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسۀ «تخریب های شیشه و مخدرهای جدید و درمان آن با متدDST» یکشنبه 21 تیرماه ماه ۱۴۰۵ ساعت ۱۷ آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
سلام دوستان علیرضا هستم یک مسافر. در ابتدا شاکر خداوند هستم که اذن ورود به کنگره را به من داد تا در این محیط امن و ارزشمند قرار بگیرم و مسیر درمان و رهایی را آغاز کنم. از جناب آقای مهندس و خانواده محترمشان سپاسگزارم که این بستر امن را برای ما فراهم کردند. همچنین از راهنمای خوبم، آقا جلال، ایجنت محترم، مرزبانان و نگهبان جلسه تشکر میکنم که این فرصت را در اختیار من قرار دادند تا در این جایگاه خدمت کنم و آموزش بگیرم.
دستور جلسه امروز «مواد مخدر جدید، شیشه و تخریبهای آن» است. آنتیایکس من شیشه بود و این دستور جلسه کاملاً با تجربه زندگی من مطابقت دارد. شیشه جزو مواد مخدر صنعتی و بسیار قوی محسوب میشود. برخلاف موادی مانند تریاک و هروئین، پایه گیاهی ندارد و مورفین نیز در آن وجود ندارد.
به همین دلیل، یک باور غلط در جامعه شکل گرفته که چون مورفین ندارد، اعتیادآور هم نیست؛ در حالی که آقای مهندس در نوشتارها به ما آموزش دادهاند هر مادهای که انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج کند، آنتیایکس محسوب میشود و سیستم ایکس را تخریب میکند و باعث ایجاد جایگزینی در بدن میشود که نتیجه آن وابستگی یا همان اعتیاد است.
باور اشتباه دیگری که در جامعه وجود دارد این است که مواد مخدر به انسان انرژی کاذب میدهد. آقای مهندس این موضوع را برای ما بهخوبی شکافتند و فرمودند که انرژی کاذب وجود ندارد؛ زیرا انرژی کاذب یعنی انرژی دروغین و در واقع چنین چیزی وجود خارجی ندارد. مواد مخدر فقط سرعت مصرف انرژیهای ذخیرهشده بدن را بالا میبرند.
شیشه یکی از موادی است که این سرعت را بهشدت افزایش میدهد. به همین دلیل، اگر به مصرفکنندگان شیشه نگاه کنیم، میبینیم تخریب چند ماه مصرف آن با چند سال مصرف هروئین برابری میکند؛ زیرا انرژیهای ذخیرهشده بدن با سرعت زیادی مصرف میشوند و تخریبهای سنگینی به جسم و روان انسان وارد میشود.
اگر بخواهم از تخریبهایی که شیشه برای خودم به وجود آورد صحبت کنم، باید بگویم که در زمان مصرف، روی بعضی کارها قفل میکردم. مثلاً شستن ماشین؛ گاهی از صبح تا شب بدون هیچ دلیل منطقی فقط ماشین میشستم. آنقدر ادامه میدادم تا آخرین لکه گل از روی ماشین پاک شود.
در این مدت کمرم درد میگرفت، مقدار زیادی آب مصرف میکردم، اطرافیان مرا نگاه میکردند و حتی مسخرهام میکردند، اما خودم هیچ متوجه نبودم و همچنان به آن کار ادامه میدادم. خاطره دیگری که از دوران مصرف شیشه دارم مربوط به زمانی است که یک هایپرمارکت داشتم و با شخص دیگری شریک بودم. شیفت کاری من عصر بود و باید ساعت ۱۲ شب مغازه را میبستم.
اما به خاطر مصرف شیشه، آنقدر درگیر کارهای بیهدف میشدم که از ساعت ۱۲ تازه شروع میکردم وسایل را مرتب کردن. در بهترین حالت ساعت دو و نیم یا سه بامداد مغازه را میبستم و در بدترین حالت، ساعت هفت صبح میشد و شریکم میآمد. هنوز نیمی از وسایل را داخل مغازه میچیدم که دوباره همان وسایل را بیرون میآوردم، مغازه را تحویل شریکم میدادم و میرفتم. این دیگر اوج مصرف و تخریب من بود.
یکی دیگر از تخریبهای شیشه، بدبینی شدید بود. نسبت به همه بدبین شده بودم. فکر میکردم همه درباره من حرف میزنند، قصد دارند برایم پاپوش درست کنند یا به من آسیب بزنند؛ در حالی که در واقعیت، اصلاً کسی به من فکر هم نمیکرد.
از دیگر تخریبهای شیشه، از بین رفتن دندانهایم بود. به دلیل خاصیت اسیدی این ماده، از زمانی که مصرف شیشه را شروع کردم، تقریباً هر هفته بخشی از دندانهایم را از دست میدادم تا جایی که بسیاری از آنها کاملاً نابود شدند. یکی دیگر از مشکلاتم به هم خوردن کامل خواب بود.
گاهی ۴۸ ساعت و حتی چهار یا پنج روز اصلاً نمیخوابیدم و بعد از آن، دو یا سه روز به خواب عمیقی فرو میرفتم؛ بهطوریکه اطرافیان تصور میکردند اتفاقی برایم افتاده است و بالای سرم میآمدند و صدایم میزدند تا از خواب بیدار شوم. یکی دیگر از تخریبهایی که در من ایجاد شد، تغییر در نوع ترسهایم بود.
استاد امین میفرمایند که ما دو نوع ترس داریم؛ ترس سازنده و ترس بازدارنده. ترس سازنده بسیار ارزشمند است؛ همان ترسی که باعث میشود انسان به سمت پرتگاه نرود، چون میترسد سقوط کند. اما به واسطه مصرف شیشه، این ترس سازنده در وجود من از بین رفت و ترس بازدارنده جای آن را گرفت. یعنی زمانی که میخواستم کاری درست و مفید انجام دهم، این ترس مانع میشد و به من میگفت که نمیتوانی یا موفق نمیشوی.
اما برعکس، برای کارهایی که به ضررم بود و نباید انجام میدادم، هیچ ترسی نداشتم و بدون فکر و بیپروا آنها را انجام میدادم.در پایان، میخواهم به روش DST هم اشارهای داشته باشم. آقای مهندس در کنگره ۶۰ میفرمایند که هر مصرفکنندهای، با هر نوع ماده مخدری که وارد کنگره شود، میتواند با روش DST و داروی OT به درمان برسد.
زمانی که تازهوارد بودم، این موضوع برایم سؤال بود که من پایه مصرفم مورفین نیست و شیشه مصرف کردهام؛ پس چگونه ممکن است با شربت OT درمان شوم؟ آقا مجید، راهنمای تازهواردین، مثال بسیار زیبایی برایم زدند. ایشان گفتند تصور کن ساختمانی را افراد مختلف با لودر، بیل مکانیکی یا بیل و کلنگ خراب کردهاند.
مهم نیست ساختمان با چه وسیلهای تخریب شده است؛ مهم این است که حالا برای بازسازی آن به مصالح نیاز داریم؛ به گچ، سیمان، آجر، لوله و سایر مصالح ساختمانی. شهر وجودی و جسم ما نیز با مواد مختلف تخریب شده است و اکنون برای بازسازی آن به مصالح مناسب نیاز داریم. این مصالح در شربت OT وجود دارد.
به همین دلیل است که تریاک، در قالب داروی OT، بهترین ماده برای درمان اعتیاد است و هر مسافری، با هر نوع ماده مصرفی، میتواند با طی حدود ۱۰ تا ۱۱ ماه سفر، به درمان برسد. در پایان امیدوارم تمام سفر اولیها به درمان و همه سفر دومیها به تعادل برسند. از اینکه با سکوت زیبایتان به صحبتهای من گوش دادید، صمیمانه سپاسگزارم.

دیتاشو و ضبط صدا: مسافر فرزاد ل۲، مسافر مهدی ل۱
تایپ: مسافر بهنام ل۱، مسافروحید ل15، مسافر داوود ل۱۱
ویرایش: مسافر جواد ل14
تنظیم و ارسال: مسافر علی ل3
سایت مسافران شعبه سهروردی اصفهان
- تعداد بازدید از این مطلب :
310