همسفر سمیه
شیشه در زمان جنگ جهانی دوم وارد بازار شد؛ به دلیل اینکه سربازان بیدار بمانند و بتوانند راحت بجنگند. تمام افرادی که شیشه مصرف میکردند و میکنند تصور میکنند که شیشه اعتیاد ندارد و به عنوان دارویی برای درمان اعتیاد استفاده میکردند و همین موضوع باعث گرایش بیشتر جوانها و مصرفکنندگان صنعتی شد تا بتوانند به کمک شیشه و آمفتامین و ... تریاک و شیره را ترک کنند.
به دلیل تأثیر شیشه روی مغز و بیداری طولانی مدت باعت شده است که دانشجویان و افرادی که میخواهند برای کنکور شرکت کنند گرایش بیشتری به سمت شیشه و موادی مشابه شیشه روی آورند. اما آمفتامین موجود در شیشه اعتیادآور است و باعث ایجاد توهم و اسکیزوفرنی میشود. نه تنها شیشه بلکه مواد مخدر جدید دیگری مانند کمیکال و ... نیز چنین تأثیری دارند و باعث انفجاری در مغز میشوند و تخریبی چند برابری نسبت به مواد مخدر سنتی دارند.
شیشه و مواد مخدر جدید باعث آسیب به نورونهای مغزی میشود و بازسازی این تخریب بسیار سخت و در عین حال با روش DSD سهل است؛ اگر انسان خواسته درونی داشته باشد. روش DST با ترمیم و بازسازی سیستم ایکس باعث بهبود نورونهای مغزی شده و توهم و دو قطبی بودن و اسکیزوفرنی بودن مصرفکنندگان شیشه و موادمخدر جدید کاهش پیدا کرده و به صفر میرسد و افراد مصرفکننده به تعادل روانی و جسمی میرسند. امیدوارم هر کسی که درگیر مواد مخدر صنعتی و سنتی است در کنگره با روش DST درمان شود و آرامش، عشق و روشنایی به زندگی همگی برگردد.
همسفر سمیرا
به نظر من شیشه یکی از خطرناکترین مواد مخدر است؛ چون فقط جسم انسان را تخریب نمیکند، بلکه روی فکر، روان، احساس و روابط خانوادگی هم اثر میگذارد. خیلی از مصرفکنندهها در ابتدا فکر میکنند شیشه باعث افزایش انرژی، تمرکز و اعتمادبهنفس میشود، اما این فقط یک ظاهر فریبنده است و بعد از مدتی همه چیز برعکس میشود.
کمکم خواب انسان به هم میریزد، آرامش از بین میرود، عصبانیت بیشتر میشود و قدرت تصمیمگیری کاهش پیدا میکند. گاهی فرد آنقدر درگیر تخریب میشود که خودش هم متوجه حال بدش نیست. شیشه میتواند باعث بدبینی، توهم، بیاعتمادی و از بین رفتن روابط عاطفی و خانوادگی شود.
امروز مواد مخدر جدید هم با اسمها و شکلهای مختلف وارد جامعه شدهاند و خیلی از جوانها بدون اینکه شناختی داشته باشند، درگیر آنها میشوند. به نظر من بزرگترین خطر این مواد، تبلیغات دروغین درباره آنهاست. بعضیها فکر میکنند این مواد اعتیاد ندارند یا راحت کنار گذاشته میشوند، اما واقعیت چیز دیگری است.
در کنگره یاد میگیریم که هر تخریبی دلیل دارد و هر درمانی هم باید اصولی باشد. اگر جسم سالها تخریب شده باشد، طبیعی است که در چند روز یا چند هفته درمان نشود. همین موضوع ارزش متد DST را نشان میدهد. در این روش به جسم فرصت داده میشود که آرامآرام خودش را بازسازی کند.
درمان واقعی یعنی عجله نکردن و حرکت کردن طبق برنامه. به نظر من یکی از زیباترین نکات این است که در درمان فقط جسم مطرح نیست. اگر جهانبینی تغییر نکند، ممکن است انسان دوباره همان اشتباهات گذشته را تکرار کند. برای همین آموزش در کنار درمان اهمیت زیادی دارد. وقتی انسان آگاهی بیشتری پیدا میکند، انتخابهای بهتری هم انجام میدهد.
من به عنوان یک همسفر یاد گرفتهام که ناامیدی هیچ مشکلی را حل نمیکند. هر چقدر هم تخریب زیاد باشد، اگر مسیر درست انتخاب شود، امید برای درمان وجود دارد. در کنگره بارها دیدهایم که انسانهایی با تخریبهای بسیار زیاد، با صبر و استمرار به تعادل رسیدهاند. این موضوع به من امید میدهد که هیچوقت نباید از کسی ناامید شد.
امروز بیشتر از هر چیز قدر آموزش را میدانم. یاد گرفتهام که درمان فقط قطع مصرف نیست، بلکه ساختن دوباره یک زندگی سالم است. صبر، نظم، آموزش و عمل به آموزشها، چهار موضوعی هستند که برای من خیلی ارزشمندند. اگر اینها در کنار هم باشند، انسان میتواند به آرامش برسد. من از این دستور جلسه یاد گرفتم که هیچ میانبری برای درمان وجود ندارد.
همانطور که تخریبها به مرور زمان ایجاد شدهاند، درمان هم به زمان نیاز دارد. هر روزی که انسان در مسیر درست حرکت میکند، یک قدم به تعادل نزدیکتر میشود. از خداوند سپاسگزارم که فرصت آشنایی با این آموزشها را به من داد. امیدوارم همه کسانی که درگیر مصرف مواد هستند، مسیر درست درمان را پیدا کنند و دوباره آرامش را تجربه کنند.
رابط خبری: همسفر نازنین رهجوی راهنما همسفر لیلا (لژیون ششم)
ارسال: همسفر مریم رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون سوم) نگهبان سایت
همسفران نمایندگی رضوی
- تعداد بازدید از این مطلب :
100