همسفر زهرا✍️
وقتی موضوع شیشه و مخدرهای جدید مطرح میشود، اولین چیزی که به ذهن من میرسد، سرعت بالای تخریب این مواد است. شاید در گذشته تخریب مواد سنتی سالها زمان میبرد؛ اما امروزه بعضی از مواد صنعتی در مدت کوتاهی جسم، روان و زندگی یک انسان را دچار آشفتگی میکنند. به نظر من، همین سرعت تخریب باعث شده است که بسیاری از مصرفکنندگان فرصت شناخت آنچه بر سرشان میآید را از دست بدهند.
قبل از آشنایی با آموزشهای کنگره۶۰، تصورم این بود که شیشه فقط به مغز آسیب میزند؛ اما امروز متوجه شدهام که هیچ بخشی از وجود انسان از آسیب این مواد در امان نیست. وقتی تعادل جسم به هم میریزد، روان نیز آرامش خود را از دست میدهد و در ادامه، جهانبینی انسان نیز دچار تغییر میشود. به همین دلیل است که یک مصرفکننده، بعد از مدتی دیگر مانند گذشته فکر نمیکند، تصمیم نمیگیرد و حتی احساساتش نیز تغییر میکند.
یکی از نکاتی که در آموزشهای کنگره برای من ارزشمند بود، این است که اعتیاد فقط مصرف مواد نیست؛ بلکه مجموعهای از تخریبهاست که به مرور زمان در جسم و روان انسان ایجاد میشود. اگر صورتمسئله را درست نشناسیم، طبیعی است که راهحل درستی هم پیدا نخواهیم کرد. شیشه و بسیاری از مخدرهای جدید، تعادل طبیعی بدن را به هم میزنند. در ابتدا ممکن است مصرفکننده احساس کند توانایی بیشتری پیدا کرده یا به خواب و غذا نیاز کمتری دارد، اما این حالت پایدار نیست؛ پس از مدتی، بدن دیگر قادر نیست مانند گذشته نیازهای طبیعی خود را تنظیم کند و فرد برای اینکه فقط حال عادی داشته باشد، دوباره به مصرف روی میآورد. این همان چرخهای است که هر روز تخریب بیشتری ایجاد میکند.
از نظر من، یکی از بزرگترین آسیبهای شیشه این است که امید را از انسان میگیرد. فرد به جایی میرسد که باور میکند دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد. شاید به همین دلیل بسیاری از مصرفکنندگان بارها تصمیم به ترک میگیرند؛ اما چون جسم و روان آنها هنوز به تعادل نرسیده است، دوباره به نقطه اول برمیگردند و این شکستها باعث ناامیدی بیشتر میشود.
در کنگره۶۰ با روشی آشنا شدم که نگاه متفاوتی به درمان دارد. در روش DST، اصل بر این است که جسم فرصت بازسازی پیدا کند و این بازسازی بهصورت تدریجی انجام شود. این نگاه برای من بسیار قابل تأمل بود؛ زیرا طبیعت نیز همه کارهای خود را با زمان انجام میدهد. هیچ درختی یکشبه رشد نمیکند و هیچ زخم عمیقی نیز در یک روز ترمیم نمیشود؛ پس جسمی که سالها تحت تأثیر مواد قرار گرفته است نیز برای بازگشت به تعادل به زمان نیاز دارد.
موضوع دیگری که برای من اهمیت زیادی دارد، نقش آموزش در درمان است. اگر فقط جسم درمان شود؛ اما نوع نگاه و تفکر انسان تغییر نکند، احتمال بازگشت به مصرف همچنان وجود دارد. به همین دلیل، آموزشهای جهانبینی در کنگره۶۰ به اندازه درمان جسم اهمیت دارند. وقتی نگرش انسان نسبت به خودش، زندگی و مشکلات تغییر میکند، انتخابهای او نیز متفاوت خواهد شد.
به نظر من، درمان واقعی زمانی اتفاق میافتد که انسان دوباره بتواند آرامش را بدون مصرف مواد تجربه کند. این آرامش نه با اجبار به دست میآید و نه با عجله؛ بلکه نتیجه آموزش، صبر، نظم و حرکت صحیح در مسیر درمان است. امروز اگر بخواهم درباره شیشه و مخدرهای جدید یک جمله بگویم، این است که این مواد فقط سلامتی انسان را نمیگیرند؛ بلکه امید، اعتماد، روابط خانوادگی و کیفیت زندگی را نیز از او میگیرند؛ اما در مقابل، اگر فرد مسیر درست درمان را انتخاب کند و به آموزشها عمل کند، میتواند بهتدریج بسیاری از این تخریبها را جبران کند.
برداشت من از آموزشهای کنگره۶۰ این است که درمان، بازگشت به تعادل است، تعادلی که در آن جسم، روان و جهانبینی در کنار هم رشد میکنند. این نگاه به من یاد داده است که هیچ تغییر ماندگاری بدون صبر، آموزش و عمل سالم به دست نمیآید و هر قدمی که آگاهانه در مسیر درمان برداشته شود، انسان را به رهایی واقعی نزدیکتر میکند.
نویسنده: همسفر زهرا رهجوی راهنما همسفر سحر (لژیون ویلیام)
رابط خبری: همسفر سمیرا رهجوی راهنما همسفر معصومه (لژیون جونز، ویلیام)
ویراستاری: همسفر نرگس رهجوی راهنما همسفر الهام (لژیون اول) دبیر سایت
تنظیم و ارسال: همسفر اعظم رهجوی راهنما همسفر اکرم (لژیون ششم) نگهبان سایت
نمایندگی همسفران پروین اعتصامی اراک
- تعداد بازدید از این مطلب :
55