(مقدمه)
در دهههای اخیر، مصرف مواد مخدر صنعتی و محرک، بهویژه شیشه (متآمفتامین) به یکی از جدیترین مشکلات جوامع تبدیل شده است. این مواد با تأثیر مستقیم بر سیستم عصبی، در مدت کوتاهی میتوانند تعادل جسم، روان و جهانبینی انسان را بر هم بزنند. بسیاری از مصرفکنندگان در ابتداد تصور میکنندکه شیشه باعث افزایش انرژی، تمرکز و نشاط میشود؛ اما با ادامه مصرف، مشکلات فراوانی مانند: بیخوابی، اضطراب، پرخاشگری، افسردگی، توهم، کاهش روابط خانوادگی و افت شدید کیفیت زندگی پدیدار میشود.
شیشه چیست؟
(شیشه یا متآمفتامین) یک ماده محرک بسیار قوی است،که بر انتقالدهندههای عصبی مغز، بهخصوص دوپامین، اثر میگذارد. مصرف این ماده باعث ایجاد احساس سرخوشی و انرژی کاذب میشود، اما به مرور زمان توان طبیعی مغز برای تولید و تنظیم این مواد شیمیایی کاهش مییابد و فرد برای رسیدن به همان احساس اولیه، به مصرف بیشتر روی میآورد.
برخی از واکنش های مصرف شیشه:
۱. اختلال در خواب و استراحت
۲. اضطراب و بیقراری
۳. کاهش تمرکز و حافظه
۴.تحریکپذیری و پرخاشگری
۵. افسردگی و ناامیدی
۶.آسیب به روابط خانوادگی و اجتماعی
۷. کاهش سلامت جسم و روان
"مواد مخدر صنعتی جدید"
امروزه علاوه بر شیشه، انواع دیگری از مواد روانگردان و محرک نیز در بازار وجود دارند، که با نامهای مختلف عرضه میشوند. بسیاری از این مواد ترکیبات ناشناختهای دارند و میتوانند، آثار غیرقابل پیشبینی بر جسم و روان انسان بگذارند. ویژگی مشترک بیشتر این مواد، ایجاد وابستگی شدید و برهم زدن تعادل طبیعی (سیستم عصبی) است.
"اعتیاد بیماری جسم، روان و جهانبینی"
یکی از دیدگاههای مطرح در کنگره ۶۰ این است،که اعتیاد تنها یک عادت یا ضعف اراده نیست، بلکه مجموعهای از مشکلات در سه بُعد جسم، روان و جهانبینی است. بنابراین درمان پایدار زمانی حاصل میشود که هر سه بُعد مورد توجه قرار گیرند.
متد DST چیست؟
روشی که توسط جناب مهندس حسین دژاکام بنیانگذاری کنگره ۶۰ ارائه شده و بر اصل کاهش تدریجی و برنامهریزی واصول درست استوار است. در این متد، مصرفکننده با راهنمایی و آموزش، بهصورت پلهای و در طول زمان، مسیر بازسازی جسم و رسیدن به تعادل را طی میکند.
"اصول مهم متد DST"
۱.(زمان )بازسازی سیستمهای آسیبدیده بدن نیازمند زمان کافی است و تغییرات ناگهانی معمولاً پایدار نیستند.
۲. (پلهای بودن)حرکت مرحلهبهمرحله به فرد کمک میکند تا با فشار کمتری مسیر درمان را طی کند.
۳. (آموزش) یادگیری شیوه صحیح زندگی، تفکر و برخورد با مشکلات بخش مهمی از درمان است.
۴. (تعادل) هدف نهایی، رسیدن به تعادل در جسم، روان و جهانبینی و بازگشت به یک زندگی سالم و مسئولانه است.
"نقش آموزش و جهانبینی در درمان"
تجربه نشان داده است، که قطع مصرف به تنهایی برای ساختن یک زندگی جدید کافی نیست. فرد باید نگرش خود را نسبت به زندگی، مسئولیتپذیری، روابط انسانی و ارزشها اصلاح کند. حضور در جلسات آموزشی، استفاده از تجربه دیگران و عمل به آموزشها میتواند در این مسیر بسیار مؤثر باشد.
"حمایت خانواده"
خانواده نقش مهمی در روند بهبودی دارد. ایجاد فضایی آرام، پرهیز از سرزنش، تشویق فرد به ادامه مسیر درمان و آگاهی از اصول صحیح برخورد با بیماری اعتیاد، میتواند امید و انگیزه بیشتری به فرد بدهد.
"نتیجهگیری"
شیشه و سایر مواد مخدر صنعتی، آسیبهای گستردهای به جسم، روان و زندگی اجتماعی انسان وارد میکنند؛ اما درمان و بازگشت به تعادل امکانپذیر است. متد DST با تأکید بر زمان، حرکت تدریجی، آموزش و رسیدن به تعادل، روشی است که در کنگره ۶۰ برای درمان اعتیاد مورد استفاده قرار میگیرد. مهمترین پیام این است که هیچ انسانی محکوم به تاریکی نیست و با آموزش، صبر، تلاش و حرکت در مسیر صحیح، میتوان دوباره به آرامش، امید و یک زندگی سالم دست یافت.
منابع:سی دی های مربوطه، سایت کنگره ۶۰، کارگاههای آموزشی
نویسنده و ارسال:همسفر زهرا.خ رهجوی راهنما
همسفر زهره (لژیون دوم )نگهبان سایت
نمایندگی همسفران زاهدان
- تعداد بازدید از این مطلب :
113