دلنوشته مسافر جمال رهجوی راهنمای محترم مسافر ابوالفضل از لژیون ششم نمایندگی بیرجند؛
به نام قدرت مطلق الله
روز آشنایی من با کنگره ۶۰، یکی از بزرگترین اتفاقات زندگیام بود. در ابتدای ورود، درک و شناخت درستی از کنگره نداشتم و هر آنچه میدیدم برایم سؤالبرانگیز بود؛ به همین دلیل، با دیدهی شک و تردید به آن نگاه میکردم.
اما زمانی که وارد لژیون شدم و آموزش دیدن را آغاز کردم، با هر قدمی که به جلو برمیداشتم، گویی مفهوم «حرکت از تاریکی به سوی نور» برایم معنای عمیقتری پیدا میکرد. این آگاهی را مدیون راهنمای عزیزم هستم که با صبوری و دلسوزی، همچون پدری مهربان، مسیر تفکر، رشد و تعالی را برایم ترسیم کردند و به من آموختند که چگونه در برابر مشکلات ایستادگی کنم، از مسیر خارج نشوم و با ثباتقدم به راه خود ادامه دهم.
در ابتدای سفر، تصورم این بود که هدف، تنها رهایی از بند مواد است؛ اما هرچه بیشتر در مسیر حرکت کردم، دریافتم که دستاوردهای این سفر بسیار فراتر از رهایی از اعتیاد است. اکنون که در میانهی این مسیر قرار دارم، آموختهام که برای رسیدن باید آهسته و پیوسته حرکت کنم تا در این حرکت، رشد کنم، بزرگتر ببینم و عمیقتر بیندیشم.
آموختهام که تنها دانستن کافی نیست؛ باید به آنچه فرا گرفتهام عمل کنم و در کنار عمل، خدمت را نیز سرلوحهی زندگی خود قرار دهم. همهی این آموزشها را در این مکان امن و مقدس آموختهام و تمامی آنها را مدیون کنگره ۶۰، خدمتگزاران، آموزشها و راهنمای عزیزم هستم.
در پایان، از تمامی عزیزانی که در این مسیر برای رشد و رهایی من تلاش کردهاند، صمیمانه قدردانی میکنم و از همهی شما سپاسگزارم.
مرزبان خبری: مسافر جلیل
ارسال خبر: مسافر جواد لژیون سوم
- تعداد بازدید از این مطلب :
49