English Version
This Site Is Available In English

جایگاه، اندازه و ظرفیت را در ما مشخص می‌کند

جایگاه، اندازه و ظرفیت را در ما مشخص می‌کند

1_ لطفاً به رسم کنگره خودتان را معرفی کنید:
سلام دوستان مهدی هستم مسافر کاهش وزن با صد کیلو وزن وارد لژیون کاهش وزن شدم مدات 12 ماه به راهنمایی آقای علی جندقی در لژیون پارک چمران ورزش در کنگره شنا کاهش وزن 19 کیلوگرم مدت رهایی از اضافه‌وزن 1سال و7ماه.

2_ از حس و حالتان موقع کسب اجازه پهلوانی از آقای مهندس برایمان توضیح دهید؟
بیان حس و حال این موضوع کار سختی است؛ انفجار باروت در وادی چهاردهم را تصور کنید، برای من این اتفاق افتاد. وقتی برای کسب اجازه پهلوانی خدمت ایشان رسیدم، حس عجیبی داشتم؛ وقتی آقای مهندس سرشان را بالا گرفتند و اسم من را صدا زدند، من نا خداگاه گریه کردم تا زمانی که از اتاقشان خارج شوم.

3_ چه شد که تصمیم به پهلوانی گرفتید؟
برای اینکه فهمِ بخشیدن را درک کنم. برای من موضوع جبران مطرح نبود؛ من هیچ‌وقت نمی‌توانم چیزهایی که کنگره به من داده را جبران کنم. کنگره 60 زندگی کردن را به من آموخت، این آموزش در هیچ علمی، در هیچ جایی از دنیا نیست که به من آموخته شود. من می‌خواستم در این بازی باشم و صرفاً فقط مصرف‌کننده نباشم.

4_ بعد از تجربه‌ی جایگاه پهلوانی چه تغییرات درونی برایتان اتفاق افتاد؟
دیده‌بان محترم لژیون سردار، آقای زرکش بارها اعلام کردند که لژیون سردار ضلع ایمانِ کنگره 60 است. لژیون دی اس تی، درمان مواد، سیگار و جونز، علم کنگره 60 هستند که زیرشاخه‌ی ضلع عقل می‌باشند؛ اعضای کنگره 60 که خدمتگزار هستند هم جزو ضلع عشق می‌باشند. بسیاری از ترس‌های درونیِ من که هیچ‌گاه تجربه نشده بودند، در لژیون سردار رفع شدند. ایمان کنگره ۶۰ باور انسان‌ها را قوی می‌کند و فرمانی صادر می‌شود که ما را از کفر به ایمان هدایت می‌کند.

5_ به نظر شما منشأ قضاوت در انسان کجاست؟
همانطور که در دستور جلسه داریم قضاوت و جهالت؛ همه‌چیز از جهل و تاریکی شروع می‌شود. ما اول جلسه می‌گوییم ۱۴ ثانیه سکوت می‌کنیم و به خداوند بزرگ پناه می‌بریم؛از چه چیزی پناه می‌بریم؟ از بزرگ‌ترین دشمن خودمان؛ نادانی و جهل خودمان. بحث دانایی و نادانی آنجا به وجود می‌آید؛ اینکه من چقدر می‌دانم؟ یا چقدر تصور می‌کنم می‌دانم  به خودم بستگی دارد ولی اینکه چقدر در مسیر دانایی کنگره ۶۰ حضور پیدا بکنم و بتوانم از آن‌ها استفاده کنم به خودم بستگی دارد.  در این میان، همه ی ما مسافران یا هم‌سفران در کنگره 60 یک جایگاه داریم؛ آن جایگاه اندازه و ظرفیت را در ما مشخص می‌کند. برای مثال من جایگاه پهلوانی را کسب کردم ولی من اندازه این جایگاه نیستم. کنگره ۶۰ این اندازه را به من مهدی می‌دهد که در این جایگاه بتوانم از جهل خودم در ان زمینه‌ای که در درونم هست عبور کنم و لازمه این کار، داشتن ایمان است. تمام این سفرهایمان از ترس به شجاعت، از کفر به ایمان، از قهر به مهر یا از حقارت به سرافرازی، همه و همه لازمه‌اش داشتن دانایی و آگاهی است که می‌تواند ما را به‌سلامت عبور دهد. وقتی من جاهل یا نادان باشم با آن بینش خودم بقیه را قضاوت می‌کنم. در اینجا پله اول تاریکی شروع می‌شود؛ وقتی کسی را قضاوت می‌کنم به خودم اجازه می‌دهم که غیبت هم بکنم؛ به همین صورت رشد پیدا می‌کند و به اعماق تاریکی می‌برد.

6_ به نظر شما صدای جن و روح درونمان را چگونه از هم تشخیص بدهیم؟
نتیجه اعمال، پاسخ این سؤال را مشخص می‌کند. تشخیص آن آسان نیست. سفر دوم آغازشده، اما من هنوز خودم را در مرحله دوم سفر اول می‌دانم. از قطع مواد تا رسیدن به خدا راه بسیار طولانی است. کسی که این مسیر را به‌طور کامل طی کرده و هم تجربه، هم تفکر و هم آموزش آن را ارائه داده، آقای مهندس دژاکام هستند. برداشت من از تفکر با برداشت دیگران متفاوت است؛ همان‌طور که نگاه افراد به موضوعاتی مثل رشوه، بسته به جایگاه و شرایط اجتماعی‌شان فرق می‌کند. اما همه ما بر سر یک سفره نشسته‌ایم تا یاد بگیریم آموخته‌هایمان را به عمل تبدیل کنیم و این موضوع به ظرفیت هر فرد بستگی دارد. مسئولیت‌ها و جایگاه‌هایی که در کنگره به افراد داده می‌شود، نشان‌دهنده میزان آموزش و ظرفیت آن‌هاست. خود جایگاه، فرصت تمرین را فراهم می‌کند. آن‌قدر تمرین می‌کنی تا نتیجه‌اش را در بیرون از کنگره ببینی. آن‌قدر در جلسات سکوت را تمرین می‌کنی که بیرون از کنگره هم بدانی کجا باید حرف بزنی و کجا نباید. وقتی بیهوده صحبت نکنی و وارد بحث‌های بی‌فایده نشوی، خوراک ذهنت هم مشخص می‌شود. ذهن انسان مانند دیش ماهواره است؛ به هر سمتی که آن را تنظیم کنی، همان امواج را دریافت خواهد کرد. گر به جنِ درون خوراک غیبت و قضاوت ندهیم، دیگر قدرت نمی‌گیرد. تاریکی را هم نمی‌شود با تاریکی از بین برد؛ کافی است نور وارد شود. همان‌طور که با روشن شدن چراغ، تاریکی خودبه‌خود از بین می‌رود. خوراک روح، آموزش‌های کنگره است. باید به حرف راهنما و مسیر ایمان داشته باشیم و نگذاریم جنِ درون ما را از مسیر خارج کند. وقتی در کنگره جایگاهی مثل سرداری را می‌پذیریم، درواقع تعهدی می‌دهیم. اگر به آن تعهد عمل کنیم، یک قدم به سمت روشنایی برمی‌داریم و اگر بتوانیم و انجام ندهیم، دچار سکون می‌شویم و از جریان زنده کنگره عقب می‌مانیم.

7_ چه توصیه‌ای برای مسافران سفر اول دارید؟
همه آموزش‌ها را آقای مهندس در سی‌دی‌ها بیان کرده‌اند. فقط باید به راهنما اعتماد کنیم و آموزش‌ها را به عمل تبدیل کنیم. تاریکی همیشه تلاش می‌کند انسان را از مسیر خارج کند؛ گاهی از بیرون و گاهی از درون خودش. اما اگر دست راهنما را رها نکنیم، عبور از سختی‌ها آسان‌تر می‌شود. مثل کوهنوردی است؛ راهنما جلوتر مسیر را رفته و اگر پشت سر او حرکت کنیم، باوجود ترس و سختی، به مقصد می‌رسیم. مهم این است که قدم اول را برداریم.

سخن پایانی:
از آقای مهندس، راهنمای عزیزم، اعضای لژیون سردار شعبه الوند، ایجنت، مرزبانان و شما عزیزان صمیمانه تشکر می‌کنم. 

مصاحبه کننده و تایپ: مسافر مصطفی
عکاس: مسافر پدرام

ویژه ها

دیدگاه شما





0 دیدگاه

تاکنون نظری برای این مطلب ارسال نشده است .